<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1397</YEAR>
<VOL>18</VOL>
<NO>5</NO>
<MOSALSAL>57</MOSALSAL>
<PAGE_NO>393</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>اعتباریات و نقد نظریۀ حقیقی‌بودن گزاره‌های علوم انسانی با تأکید بر فقه و حقوق</TitleF>
				<TitleE>Credibility and the Critique of the Theory of the Veritable Nature of Human Sciences with Emphasis on Jurisprudence and Law</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3227.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اعتباریات پایۀ علوم انسانیِ اسلامی است، درصورتی‌که نگاه جامع و فلسفی به آن داشته باشیم و آن را جزئی از مباحث وجودی بدانیم. درواقع، انسان موجودی تکوینی و حقیقی است که امور خود را در زیست دنیوی و با زبان اعتبار بیان می‌کند. بنابراین، اعتباریات رابطۀ تنگاتنگی با انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی دارد و به این علت است که پایۀ علوم انسانی قرار می‌گیرد. به این دلیل است که گزاره‌های علوم انسانی، ازجمله گزاره‌های فقهی و حقوقی، اعتباری به شمار می‌روند، نه حقیقی و برهان در این علوم جایگاهی ندارد. آن‌چه در این علوم مهم است، جلب منفعت و دفع ضرر و کسب کمال و سعادت است و در علوم انسانیِ اسلامی رسیدن به قرب الاهی است، اما کسانی که گزاره‌های فقهی و حقوقی را حقیقی می‌دانند خلط بین تکوین و تشریع کرده‌اند، زیرا رابطۀ واقعی در جایی است که رابطۀ علت و معلول برقرار باشد، اما در مسائل فقهی و حقوقی حکمی با جعل شارع و قانون‌گذار اعتبار شده است و هیچ منشأ تکوینی‌ای ندارد، بلکه مقررات شرعی یا عرفیِ قانونی است که وضع شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The theory of conventions is the basis of Islamic humanities, if it is viewed from a philosophical and holistic perspective and taken as part of existential discussions. In reality, humans are genuine and real beings that express their needs in this world through the language of conventions. Therefore, conventions are intertwined with anthropology and epistemology and act as the pillars of Islamic humanities. Propositions in the humanities including propositions in jurisdiction and law are conventions and do not necessitate proofs. What is important in these sciences is to attract benefits and dispose loss and gain perfection and prosperity, and in Islamic humanities the aim is to reach closeness to Allah. But, those who take jurisprudence and legal propositions as genuine have mixed genesis and decree since genuine relationships exist in areas where there is a relationship between cause and effect. In jurisprudence and legal issues, a law is validated through a judge and has no genesis, and religious or customary laws are taken from the validity of the judge or a legislator.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>17</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسدی</Family>
						<NameE>Mohammad Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Asadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>asadi@atu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سید سعید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>لواسانی</Family>
						<NameE>Seyed Saieed</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Lavasani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری پژوهش‌محور حکمت و کلام اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sdlavasani@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Conventional Propositions</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Humanities</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>jurisdiction</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>critique</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آملی لاریجانی، صادق (1384)، «استدلال در اعتباریات»، پژوهش‌های فلسفی ـ کلامی، دانشگاه قم، س 6، ش 24.##آملی لاریجانی، صادق (1394)، فلسفۀ علم اصول، ج 5، علم اصول و نظریۀ اعتبار، قم: مؤسسۀ علمیۀ ولی عصر.##ارسطو (1980 م) منطق، حققه و قدّم له عبدالرحمن بدوی، وکالۀ المطبوعات، بیروت: دار القلم.##جوادی آملی، عبدالله (1393)، «شناخت مبتنی‌بر روش تجربی و نیمه‌‌تجربی کف سواد است»، فصل‌نامۀ علوم انسانیِ اسلامی صدرا، ش 11، 12.##جوادی آملی، عبدالله (1386)، سرچشمۀ اندیشه‌ها، تحقیق عباس رحیمیان، قم: اسراء.##حجتی اشرفی، غلامرضا (1385)، قانون تجارت، تهران: گنج دانش.##خراسانی، محمدکاظم (1409 ق)، کفایۀ الاصول، قم: آل‌ البیت.##زینالی، توحید و اکبر سبحانی (1391)، حاشیه‌ای نوین بر قانون صدور چک، تهران: جنگل.##صفایی، سیدحسین (1383)، دورۀ مقدماتی حقوق مدنی، ج 1، اشخاص و اموال، تهران: میزان.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (بی‌تا)، حاشیۀ الکفایۀ، قم: بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1364)، اصول فلسفه و روش رئالیسم، پانوشت‌های مرتضی مطهری، تهران: صدرا.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1387 الف)، اصول فلسفۀ روش رئالیسم، تصحیح سیدهادی خسروشاهی، قم: بوستان کتاب.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1387 ب)، برهان، قم: بوستان کتاب.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1387 ج)، رسالت تشیع در دنیای معاصر، قم: بوستان کتاب.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1402 ق)، بدایۀ الحکمۀ، قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1415)، الرسائل التوحیدیۀ، قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1426)، رسالۀ الولایۀ: الاسلام و العقیدۀ، تصحیح علی اسدی و صباح ربیعی، قم: باقیات.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1432)، نهایۀ الحکمۀ، قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1981 م)، الحکمۀ المتعالیه فی اسفار الاربعۀ العقلیۀ، ملاصدرا و تعلیقات علامه طباطبایی، بیروت: دار الاحیاء التراث العربی.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1428)، رسالۀ الاعتباریات: مجموعۀ الرسائل، تصحیح صباح الربیعی، قم: باقیات.##طباطبایی، سیدمحمدحسین (1371)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: اسماعیلیان.##عراقی، ضیاءالدین (1417 ق)، نهایۀ الافکار، تقریر محمدتقی بروجردی نجفی، قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی.##الفارابی، ابونصر (1408 ق)، المنطقیات، تحقیق محمدتقی دانش‌پژوه، قم: المکتبۀ آیۀ الله مرعشی.##الفارابی، ابونصر (1413 ق)، تحصیل السعادۀ: الاعمال الفلسفیۀ، تحقیق و تعلیق جعفر آل‌یاسین، بیروت: دار المناهل.##فرهی، بابک (1385)، قانون مجازات اسلامی، تهران: طرح نوین ‌اندیشه.##مصباح یزدی، محمدتقی (1394 الف)، آموزش فلسفه، قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی.##مصباح یزدی، محمدتقی (1394 ب)، شرح نهایۀ الحکمۀ، قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی.##مطهری، مرتضی (1360)، جاودانگی و اخلاق؛ یادنامۀ استاد مطهری، دفتر اول، زیرنظر عبدالکریم سروش، تهران: انقلاب اسلامی.##مطهری، مرتضی (1390)، مجموعۀ آثار، تهران: صدرا.##یزدی، سیدمحمدکاظم (1409 ق)، العروۀ الوثقی، بیروت: الاعلمی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>دادرسی عادلانه و اصول حاکم بر آن در عرصۀ بین‌المللی و داخلی با تمرکز بر تعزیرات حکومتی</TitleF>
				<TitleE>Fair Trial and the Principles Governing It Internationally and Domestically Focusing on Governmental Discretionary Punishment</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3601.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>دو عبارت «محاکمة عادلانه» و «آیین ملک‌داری و اصول دادگری» به یک معنا گرفته شد و هریک به‌جای دیگر به‌کار رفت. هیچ‌کس بدون محاکمة عادلانه از حیات، آزادی، و مالکیت محروم نمی‌شود. «محاکمة عادلانه» گاه به‌معنای حمایت‌هایی است که از قواعد شکلی حقوقی ناشی می‌شود و گاه به‌معنای حمایت‌هایی که از قواعد ماهوی حقوقی نتیجه گرفته می‌شود؛ مثل قواعد مربوط به حقوق و آزادی‌های اساسی. اصول و معیارهای دادرسی عادلانه، که در اسناد بین‌المللی حقوق بشر آمده، ناظر به شرایط و متقضیات دادگاه‌ها و دادرسی‌های ملی بوده است. از نگاهی دیگر، اجزای ذاتی دادرسی عادلانه سه دسته‌اند؛ 1. تضمین‌های ساختاری و نهادی مانند استقلال و بی‌طرفی؛ 2. اصول و قواعدی که باید بر هر مرحله از دادرسی حاکم شود و کل فرایند دادرسی را به‌گونه‌ای هدایت کند که برآیندی منصفانه داشته باشد؛ 3. عناصر و اجزای محاکمة عادلانه، که در معنایی محدود، حقوق قانونی تلقی می‌شود و شامل آزادبودن از چیزی مثل (مصونیت، حق بر عدم بازداشت خودسرانه یا برخوردار) حقِ داشتن وکیل است. در این مقاله، تلاش شده است که ضمن احصای عوامل حاکم بر اصول دادرسی عادلانه، مطالعه‌ای نقادانه و تطبیقی در دو حوزة داخلی و بین‌المللی انجام گیرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The two terms &quot;fair trial&quot; and &quot;statecraft and the principles of justice&quot; were taken in the same sense and have been used interchangeably. No one should be deprived of his life, liberty, and property without a fair trial. &quot;Fair trials&quot; sometimes mean protections that derive from procedural legal rules, and sometimes they mean protections that result from substantive legal rules, such as rules related to fundamental rights and freedoms. The principles and standards of fair trial, which are set out in international human rights documentation, have addressed the conditions and requirements of national courts and judicial processes. On the other hand, the intrinsic components of a fair trial fall into three categories: 1. Structural and institutional guarantees such as independence and impartiality; 2. Principles and rules that should govern each stage of the judicial process and guide the entire process in a way that results in a fair outcome; 3. Elements and components of a fair trial, which in a limited sense, are considered as legal rights and include: freedom from something (immunity) like the right to non-arbitrary arrest or enjoying something like the right to have a lawyer. In this article, while attempting to enumerate the factors governing the principles of fair trial, a critical and comparative study has been undertaken in both domestic and international domains.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>19</FPAGE>
						<TPAGE>43</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>احمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسدیان</Family>
						<NameE>Ahmad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Asadian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ahm.asadiyan@iauctb.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>جهانبخش</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سالاریان</Family>
						<NameE>Jahanbakhsh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Salariyan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حقوق جزا، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد امارات</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>jahanbakhshsalarian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>The principles of Fair Trial</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Defenders&#039; Rights</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Judge</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Governmental Discretionary Punishment</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Legal Rights</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اعلامیة جهانی حقوق بشر.##آزمایش، علی (1381)، مجموعه مقالات اولین همایش بین‌المللی بررسی مسائل حقوق بین‌الملل بشر، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##آشتیانی، جلال‌الدین (1368)، ایده‌آل بشر؛ تحقیقی در آیین یهود، تهران: نگارش.##حبیب‌زاده، محمدجعفر (1377)، «رژیم قانونی‌بودن حقوق کیفری در رشد و توسعه»، مجلۀ حقوقی دادگستری، ش 23.##ری‌شهری، محمد (1383)، موسوعۀ الامام علی‌بن ابی‌طالب، شروط قضا، قم: مؤسسة فرهنگی دار الحدیث.##شیخ کلینی (1990)، اصول کافی، بیروت: دار التعارفللمطبوعات.##فلسفی، هدایت‌الله (1375)، «جایگاه بشر در حقوق بین‌الملل»، مجلة تحقیقات حقوقی، ش 18، تابستان.قانون اساسی.##قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن مصوب 1376.##قانون آیین دادرسی کیفری.##قانون آیین دادرسی مدنی.##قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی (1358).##قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب (1373).##قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب (1378).##قانون مجازات اسلامی.##قانون مدنی.##گلدوزیان، ایرج (1374)، حقوق کیفری تطبیقی، تهران: جهاد دانشگاهی.##هاشمی شاهرودی، سیدمحمود (1378)، بایسته‌های فقه جزا، تهران: میزان.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد کتاب حقوق تجارت جلد سوم: اسناد تجاری</TitleF>
				<TitleE>The Critique and Scrutiny of Third Volume of the Commercial Law: Commercial Documents</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3228.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اسناد تجاری به‌منزلة وسیلة پرداخت غیرنقدی در روابط تجار از جایگاه خاصی برخوردار بوده و در کتب متعدد حقوقی درخصوص این اسناد گفت‌وگو شده است. جلد سوم کتاب حقوق تجارت با عنوان اسناد تجاری است که در حوزه‌‌های گوناگون ازقبیل صدور، انتقال، پرداخت، و سایر موضوعات مرتبط با اسناد تجاری نوشته شده است. نقد اثر حاضر با استفاده از معیارها و مشخصه‌‌های شناخته‌شده به‌منظور ارزیابی و داوری اثر و شناسایی نقاط ضعف و قوت آن درجهت ارتقا و بهبود پژوهش‌‌های آینده انجام می‌‌شود. از مهم‌ترین نواقص کتاب، فقدان تحلیل حقوقی مباحث و نوآوری است. در کتاب حاضر، نه‌تنها به توضیح مختصر مواد قانونی اکتفا شده، بلکه به منابع دیگری جز قوانین استناد نشده است که امید است در چاپ‌‌های بعدی، برخی از کاستی‌های آن رفع شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The commercial documents, as the paying mean of noncash, have a special position in the relationship between merchants, and many law books have discussed these issues. The third volume of the commercial law book has been written by an honorable author from different aspects such as Issuing, Transferring, Paying and other subjects that are related to commercial documents. The present critique takes into account known standards and characteristics to assess and criticize the book. As a result, it aimed to identify its weaknesses and strengthens, and improve the quality of future studies. Of the most important defects of the book are lack of legal analysis and innovation. The present book, just provides a summative explanation of legal articles, and it fails to take into consideration other sources except the acts, so it is hoped that the suggestions of the present critique improve the quality of this book.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>45</FPAGE>
						<TPAGE>66</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مجید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بنایی اسکویی</Family>
						<NameE>Majid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Banaei Oskoei</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی (ره)</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>banaeioskoei@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Commercial documents</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>critique</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Evaluation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Structure and Content Analyses</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اسکینی، ربیعا (1389)، حقوق تجارت (برات، سفته، قبض انبار، اسناد در وجه حامل، و چک)، تهران: سمت.##اسکینی، ربیعا (1392)، حقوق تجارت تطبیقی (چک، سفته، و برات در حقوق ایران، فرانسه، و انگیس)، تهران: مجد.##حبیبی، محمود (1396)، نمایندگی در اسناد تجاری درپرتو کنوانسیون‌‌ها و اسناد بین‌المللی، تهران: میزان.##درویشی، هویدا (1394)، حقوق اسناد تجاری، تهران: میزان.##راه‌نمای تألیف، ترجمه و نشر کتاب‌های سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی (1390)، تهران: جهاد دانشگاهی.##رضی، احمد (1386)، روش در تحقیقات ادبی ایران، تهران: گوهر گویا.##رضی، احمد (1388)، «شاخص‌‌های ارزیابی و نقد کتاب‌‌های درسی دانشگاهی»، سخن سمت، ش 21.##ستوده تهرانی، حسن (1391)، حقوق تجارت؛ اسناد تجاری، ج3، تهران: دادگستر.##سکوتی نسیمی، رضا (1395)، مباحثی تحلیلی از حقوق اسناد تجاری، تهران: مجد.##سلیمان‌‌زاده نجفی، نیره‌السادات و دیگران (1392)، «ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش مقالات نقد کتاب درسی دانشگاهی»، دوفصل‌نامۀ علمیـ پژوهشی پژوهش و نگارش کتب دانشگاهی، ش 31.##سمیعی (گیلانی)، احمد (1392)، نگارش و ویرایش، تهران: سمت.##شهیدی، مهدی (1380)، تشکیل قراردادها و تعهدات، حقوق مدنی، تهران: مجد.##صقری، محمد (1380)، حقوق بازرگانی، اسناد، برات، سفته، قبض انبار عمومی، چک، اسناد در وجه حامل، و بروات بیگانه، تهران: سهامی انتشار.##عبدی‌پورفرد، ابراهیم (1397)، حقوق تجارت، اسناد تجاری، (با اصلاحات و اضافات)، ج 3، تهران: مجد.##عرفانی، محمود (1393)، حقوق تجارت (اسناد تجاری)، ج 3، تهران: جنگل.##غلامحسین‌‌زاده، غلامحسین (1385)، راه‌نمای ویرایش، تهران: سمت.##فخاری، امیرحسین (1389)، اندیشه‌‌های حقوقی؛ حقوق تجارت، ج 3، تهران: مجد.##کاتبی، حسین‌علی (1363)، حقوق تجارت، تهران: فرزان.##کاویانی، کوروش (1389)، حقوق اسناد تجاری (حقوق تجارت 3)، تهران: میزان.##کمائی فرد، سعیده و مریم جابر (1391)، «انسجام متن تعاریف در کتاب‌‌های درسی دانشگاهی»، دوفصل‌نامۀ علمیـ پژوهشی پژوهش و نگارش کتب دانشگاهی، ش 26.##ملکی، حسن (1384)، «شیوة طراحی و تألیف کتاب درسی (بخش مقدمات کتاب)»، سخن سمت، ش 15.##منصوریان، یزدان (1392)، «صد ویژگی کتاب‌‌های دانشگاهی کارآمد و اثربخش»، دوفصل‌نامۀ علمیـ پژوهشی پژوهش و نگارش کتب دانشگاهی، ش 29.##هاجری، حسین (1381)، «نکاتی چند دربارة ویرایش متون درسی»، سخن سمت، ش 21.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نظری انتقادی بر روش‌شناسی در علم حقوق مطالعة موردی: کتاب روش تحقیق در علم حقوق</TitleF>
				<TitleE>Critical Reviews on the Methodology in Law: A Case Study of  Introduction to Research Methods in Law</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3229.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>روش‌‌شناسی در هر علم باری عظیم را بر دوش می‌‌کشد و هویتی از علم مورد‌نظر در گروِ اتقان روش‌‌های پژوهش آن علم و روش‌‌شناسی مرتبط با آن خواهد بود. مدت‌هاست که علم حقوق در نگاهی کتاب‌خانه‌‌ای و تک‌بعدی نسبت به روش پژوهش و روش‌شناسی متناسب با آن به‌سر می‌‌برد.‌ درحالی‌که در رشته‌های دیگر علوم انسانی، مانند مدیریت، پیشرفت‌‌هایی در حوزة روش تحقیق و پیوند آن با نیازهای جدید صورت پذیرفته است که می‌‌تواند راه‌گشای بسیاری از مسائلِ علم حقوق نیز باشد. به‌علت کمبود روش‌‌های تحقیق متقن و مستحکم در علم حقوق، دیر زمانی است که فضای رکود بر این رشته حاکم شده است؛ به‌طوری‌که نهایت آن‌چه در این علم به هم‌اندیشی می‌کشد، سخن از قانون یا مبانی آن است که با تکیه بر بررسی اسناد و مطالعات کتاب‌خانه‌‌ای انجام می‌گیرد. برخلاف این رویة ناقص در علم حقوق، در علم مدیریت حرکت‌‌ها و پیشرفت‌‌های خوبی صورت گرفته است و گام‌‌های روبه‌جلو محسوس بوده است. این مقاله، با نقد کتاب روش تحقیق در علم حقوق، گامی درجهت نزدیک‌کردن این دو رشته (مدیریت و حقوق) به یک‌دیگر برداشته است و راه‌بردهایی برای استقراض روش‌‌های تحقیق جدید برای علم حقوق از علم مدیریت پیش‌نهاد کرده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Methodology is important in every science. Legal studies, for a long time, has been in the deficiency of suitable methodology and methods of doing research. In spite of this specific deficiency, in other fields of human sciences, such as management, there exist some advancements that can solve many issues in legal studies. Because of the absence of modern research methods in legal studies, it has been a long time that we have seen an obvious downtrend in this field. In spite of this unacceptable practice in law science, we see impressive movements and advancements in management science. Therefore, this paper by analyzing the book “ Method of Research in Legal Studies”, written by Dr. Javid tries to make these two fields, law and management, closer, hoping that in the future, the rapprochement  of these two fields can solve the issues of society by applying new methods of management sciences to law sciences.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>67</FPAGE>
						<TPAGE>90</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمد سعید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>تسلیمی</Family>
						<NameE>Mohammad Saeed</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Taslimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد تمام مدیریت، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>taslim@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>خلیل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نوروزی</Family>
						<NameE>Khalil</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Norouzi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری علم و فناوری، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>k.noruzi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد امین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حاکمی</Family>
						<NameE>Mohammad Amin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hakemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ‌ارشد معارف‌ اسلامی و حقوق، دانشگاه امام صادق (ع)،</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>isumah1994@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Research Methodology</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>methodology</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Legal research</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Borrowing method</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>پوربخش، سیدمحمدعلی (1393)، روش تحقیق در علم حقوق، تهران: میزان.##تسلیمی، محمدسعید، خلیل نوروزی، و وحید تارویردی‌زاده (1396)، «ارائة چهارچوب توسعة دیپلماسی علمی ج. ا. ایران مبتنی‌بر قابلیت‌های دانشگاه‌های علوم انسانی (نمونة مطالعه: دانشگاه امام صادق علیه‌السلام»، مدیریت در دانشگاه اسلامی.##ثرایی آذر، ح. (1393)، «نگاهی به روش‌های حقوقی حل اختلافات بین‌المللی»، تحقیقات حقوق خصوصی و کیفری؛ دانش‌نامة حقوق و سیاست.##حسینی شاهرودی، طهور (1382)، «معرفی و نقد پوزیتیویسم منطقی»، الهیات و حقوق، س 3.##ذوالفقارزاده، م. و خلیل نوروزی (1391)، «نظام علمی مانا: پیش‌نهادی برای حفظ پایایی روابط میان دانشگاه، صنعت، دولت، و ملت در جمهوری اسلامی ایران»، مدیریت در دانشگاه اسلامی.##ژان، گروندن (1393)، هرمنوتیک، ترجمة محمد ابوالقاسمی، تهران: ماهی.##قره‌باغی، ونوس (1393)، اصول پژوهش حقوقی، تهران: مجد.##قهرمانی، محمدامین و بیژن عبداللهی (1392)، «بنیان‌های فلسفی و بررسی ارتباط بین هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی پارادایم‌های تفسیری، انتقادی، و علمی با روش‌شناسی و روش‌های مورد‌استفاده در این پارادایم‌ها»، پژوهش، س 4.##کلسن، هانس (1387)، نظریة حقوقی ناب، ترجمة اسماعیل نعمت‌اللهی، تهران: سمت.##کوهن، توماس (1393)، ساختار انقلاب‌های علمی، ترجمة احمد آرام، تهران: سروش.##مجتهد شبستری، محمد (1386)، «نگاه ویژه: هرمنوتیک و تفسیر دینی از جهان»، مصاحبه‌کننده هادی صادقی، بازتاب اندیشه، ش 89، 90.##نوروزی، خلیل (1393)، «استخراج ابعاد و شبکه‌بندی مؤلفه‌های ساختاری دانشگاه کارآفرین: رویکردی میان‌رشته‌ای»، مدیریت در دانشگاه اسلامی، ش 2.##نوروزی، خلیل و دیگران (1391)، «ارتقای قابلیت‌های پویا در دانشکده‌های مدیریت جمهوری اسلامی ایران، مورد‌مطالعه: دانشکدة معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام»، مدیریت در دانشگاه اسلامی، ش 12.##نوروزی، محمد و خلیل نوروزی (1390)، «مدیریت راه‌بردی عصرمدار (رویکرد آینده‌پژوهانه به منافع عمومی)»، کتاب ماه علوم اجتماعی، ش 44.##نیلی، محمدرضا و ستاره موسوی (1394)، «بررسی رابطه بین بعدهای جو سازمانی و کاربست شاخص‌های نوآوری برنامة درسی مطالعۀ موردی دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان»، ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، ش 1.##Heilbrun, K. (1997), “Prediction Versus Management Models Relevant to Risk Assessment: The Importance of Legal Decision-Making Context”, Law and Human Behavior, vol. 21.##Phillips, P.J., H. Moon, and S. A. Rizvi (no history), The FERET Evaluation Methodology for Face-Recognition Algorithms, IEEE Transactions on Pattern, vol. 22, no. 10.##Saunders, Mark, Philip Lewis, and Adrian Thornhill (2009), Research Methods for Business Students, Harlow: Pearson Education.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد ترجمۀ کتاب حقوق کیفری شورای اروپا</TitleF>
				<TitleE>Review of the Translation of the Book of Criminal Law in European Council</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3310.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی نخستین سند در سطح منطقه‌ای به‌شمار می‌رود که یک نهاد قضایی، یعنی دیوان اروپایی حمایت از حقوق بشر، را به‌منزلة سازوکار نظارتی بر اجرای مقررات کنوانسیون پیش‌بینی کرده است. کتاب حقوق کیفری شورای اروپا، که به‌صورت قابل‌فهمی ترجمه شده است، بیان‌گر تخصص مترجم در هر دو حوزه است، اما دغدغة مطرح‌شدۀ مترجم در مقدمة کتاب مورد‌نقد و نیز چاپ نخست کتاب مزبور تحت‌عنوان حقوق کیفری اروپایی توسط انتشارات سمت، که با هدف برطرف‌ساختن نیاز دانشگاه‌ها به منابع مبنایی و منابع علمی غیرمعارض با مبانی اسلامی نوشته شده است، ایجاب می‌کرد که درجهت جامعیت موضوع و متناسب‌بودن آن با اهداف و نیازهای آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، صفحاتی هرچند مختصر به سایر آرای دیوان اروپایی برای هرچه بهتر شفاف‌شدن اصطلاحات مندرج در کنوانسیون، آرای دادگاه‌های کیفری بین‌المللی که در برخی از مصادیق حقوق بشر تفاسیری مغایر با تفاسیر دیوان اروپایی ارائه کرده‌اند و دیدگاه اسلام در زمینه‌های مورد‌بحث از‌جانب مترجم اختصاص می‌یافت تا اثر حاضر از صِرف ترجمه خارج شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>International law has so far made remarkable progress in two areas. One of these is human rights and the other is the international criminal law. After World War II, numerous international and regional documents were adopted in the field of human rights. The European convention for the protection of human rights and fundamental freedoms is the first regional instrument which provides a judicial institution, the European court for the protection of human rights, as a monitoring mechanism on execution of the convention’s provisions. In the field of international criminal law, the focus has been on prosecuting and trial of individuals who violate humanitarian laws, and international criminal tribunals have been prosecuting perpetrators of these catastrophes. The book of Criminal Law in European Council, which has been translated comprehensively, expresses the translator&#039;s expertise in both areas. But this specialization required that the pages, however briefly, were allocated to the other European court decisions to make the terms of the convention clearer as well as to the judgments of the international criminal tribunals which provided interpretations that were contrary to the interpretations of the European court in some human rights in order to comprehensively cover the issue and its relevance to the goals and educational needs of graduate students.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>91</FPAGE>
						<TPAGE>114</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>تقی‌پور</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Taghipour</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه حقوق، دانشگاه بوعلی سینا، همدان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>arlaw2009@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>European Court</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Proceedings</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Human Rights</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Fundamental Freedoms</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>International Criminal Courts</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>انصاری، باقر (1383)، «حریم خصوصی و حمایت از آن در حقوق اسلام، تطبیقی و ایران»، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، ش 66.##طباطبایی، محمدحسین (1367)، تفسیر المیزان، ترجمة محمدباقر موسوی همدانی، ج 1 و 18، بنیاد علمی و فرهنگی علامه طباطبایی.##فروغی، فضل‌الله، محمدناصر برجی، و جواد مصلحی (1393)، «مبانی ممنوعیت نقض حریم خصوصی در حقوق ایران و آمریکا»، مطالعات حقوقی دانشگاه شیراز، ش 3.##کربس، ژان ماری (1395)، مروری بر تاریخ مجازات اعدام، ترجمة رضا ناصحی، واشنگتن: بنیاد عبدالرحمن برومند.##مکارم شیرازی، ناصر (1374)، تفسیر نمونه، ج 1، تهران: دار الکتب الاسلامیة.##موسی‌زاده، ابراهیم و فهیم مصطفی‌زاده (1391)، «نگاهی به مفهوم مبانی حق بر حریم خصوصی در نظام حقوقی عرفی»، فصل‌نامة بررسی‌های حقوق عمومی، ش 2.##Arai, Yutaka (2001), The Margin of Appreciation Doctrine and the Principle of Proportionality in the Jurisprudence of the ECHR, Cambridge: Intersentia.##Clayton, G. (2016), Text Book on Immigration and Asylum Law, 7th Edition, Oxford: Oxford University Press.##Cryer, Robert (2005), Prosecuting International Crimes: Selectivity and the International Criminal Law Regime, Cambridge: Cambridge University Press.##De frias, A. S. (2012), Counter- Terrorism and Human Rights in the Case Law of the European Court of Human Rights, Strasbourg: Council of Europe.##Hansen, Thomas Gammeltoft (2001), Access to Asylum: International Refugee Law and the Globalization of Migration Control, New York: Cambridge University Press.##Harris, D. J. et al. (2014), Law of the European Convention on Human Rights, 3rd edition, Oxford: Oxford University Press.##Jasinski, Wojciech (2016), “Admissibility of Illegally Obtained Evidence in Proceedings before International Criminal Courts”, in: Prosecuting International Crimes: A Multidisciplinary Approach, Bartlomiej Krzan (ed.), Leiden: Brill- Nijhoff.##Karanja, S. K. (2008), Transparency and Proportionality in the Schengen Information System and Border Control Co-Operation, Leiden: Martinus Nijhoff.##Karen, Reid (2011), A Practitioners Guide to the European Convention on Human Rights, 4th Edition, London: Sweet and Maxwell.##Klamberg, Mark (2013), Evidence in International Criminal Trials: Confronting Legal Gaps and the Reconstructions of Disputed Events, Leiden: Martinus Nijhoff Publishers.##Mcfarlane, B., N. Hopkins, and S. Nield (2012), Land Law: Text Cases and Materials, 2nd Edition, Oxford: Oxford University Press.##Nolte, George (2013), “Jurisprudence under Special Regimes Relating to Subsequent Agreements and Subsequent Practice”, in: Treaties and Subsequent Practice, George Nolte (ed.), Oxford: Oxford University Press.##Schabas, William A. (2008), War Crimes and Human Rights: Essays on the Death Penalty, Justice and Accountability, London: Cameron May Ltd.##Scharf, Michael P. (2006), “The Legacy of the Milosevic Trial”, Joanna Harrington et al. (eds.), in: Bringing Power to Justice? The Prospects of the International Criminal Court, Montreal: McGill-Queen&#039;s University Press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقدی بر کتاب حقوق عمومی در نهج‌البلاغه</TitleF>
				<TitleE>Review of &quot;Public Law in Nahj al-Balaghah&quot;</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3226.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نگارش کتاب حقوق عمومی در نهج‌البلاغه هم به‌لحاظ جایگاه والای نهج‌البلاغه در فرهنگ دینی و هم به‌سبب جایگاه حقوق عمومی در مقایسه با سایر رشته‌های حقوقی امری ستودنی است. روش ارزیابی و نقد این اثر، استنادیـ تحلیلی و مطابق الگوی پیش‌نهادی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی در چهارچوب معرفی کلی و بررسی شکلی و صوری و محتوایی اثر است. به‌لحاظ محتوا، رویکرد اسلامی به حقوق عمومی و تأمل گسترده در نهج‌البلاغه و انطباق صحیح عناوین با نمونه‌های انتخابی در بیش‌تر موارد را می‌توان از نقاط قوت این کتاب به‌شمار آورد. هرچند این اثر، به نداشتن نظم منطقی و انسجام محتوایی و فقدان دقت و جامعیت دچار است. در برخی از موارد نیز برداشت‌های نویسنده از تعابیر امیر مؤمنان در نهج‌البلاغه درخور تأمل است. به‌رغم اهمیت حقوق اساسی به‌منزلۀ مهم‌ترین شاخة حقوق عمومی، که انبوهی از موضوعات مربوط به حاکمیت و دولت و نهادهای حکومتی و حقوق ملت در زیرمجموعة آن قرار می‌گیرد، کم‌ترین مقدار از صفحات به آن اختصاص یافته و به آن بی‌‌توجهی شده است. کیفیت فنی کتاب مطلوب است و قواعد عمومی نگارش رعایت شده است. باوجوداین، نقاط ضعف شکلی و صوری اثر عبارت‌اند از سازمان‌دهی نامناسب کتاب، نداشتن تناسب حجمی فصل‌ها و تفصیل بیش از حد ضمیمة کتاب.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The publication of the book &quot;Public Law in Nahj al-Balaghah&quot; is admirable in terms of the supreme position of Nahj al-Balaghah in religious culture as well as in terms of the status of public law in comparison with other branches of law. The method of evaluation of this book is citation-analytical, and it is in accordance with the proposed model of the review committee for the Study of Texts and Books of the Humanities in the framework of general introduction, and review of the form and content of the book.The book&#039;s strengths in terms of content include Islamic approach to public law, extensive reflection on Nahj al-Balaghah, and proper matching of titles with selective samples in most cases; however, this book suffers from logical disorder and content cohesion, inaccuracy and incompleteness. In some cases, the author&#039;s perceptions of Imam Ali impressions in Nahj al-Balāghah can be criticized.In spite of the great importance of constitutional law as the most important branch of public law, a large number of issues relating to sovereignty and government, governmental institutions and the rights of the nation, which are subdivided are the smallest number of pages is devoted to it, and it is underestimated.The technical quality of the book is good, and the general rules of writing are respected; however, weaknesses in book form include lack of proper organization of the book, the proportions of the length of the chapters and the exhaustion of the annexed book.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>115</FPAGE>
						<TPAGE>129</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جوان آراسته</Family>
						<NameE>Hussein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Javan Arasteh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار حقوق عمومی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hoarasteh@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Public Law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>constitutional law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>administrative law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>financial law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Nahj al-Balaghah</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>نهج‌البلاغه.##آقایی طوق، مسلم (1394)، حقوق عمومی در نهج‌البلاغه، تهران: خرسندی.##جاوید، محمدجواد (1394)، مبانی حقوق عمومی در اسلام (حقوقی اساسی و خقوق سیاسی در قرآن کریم)، تهران: مخاطب.##دانش‌پژوه، مصطفی (1381)، اسلام و حقوق بین‌الملل خصوصی، ج 1، قم: پژوهشکدة حوزه و دانشگاه؛ تهران: وزارت امور خارجه.##دانش‌پژوه، مصطفی (1389)، مقدمة علم حقوق، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ تهران: سمت.##عمید زنجانی، عباس‌علی و محمدعلی محمدی (1385)، «منابع و مبانی حقوق عمومی در اسلام»، اندیشه‌های حقوقی، ش 11.##گرجی ازندریانی، علی‌اکبر (1393)، در تکاپوی حقوق عمومی، تهران: جنگل، جاودانه.##گرجی ازندریانی، علی‌اکبر (1391)، مبانی حقوق عمومی، تهران: جنگل، جاودانه.##مجموعه‌مقالات همایش بین‌المللی حقوق عمومی در قرآن کریم (1393)، تهران: ریاست جمهوری.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقدی بر نظریۀ «قتل‌های هدف‌مند دولت آمریکا» درپرتوِ رویه و اصول بنیادین حقوق بشردوستانۀ بین‌المللی</TitleF>
				<TitleE>A Critique to the Theory of &quot;US Government Targeted Killings&quot; in the Light of the Fundamental Principles and Procedures of International Humanitarian Law</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3230.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>دولت آمریکا در سال‌های اخیر سیاست قتل هدف‌مند مظنونان به ارتکاب اعمال تروریستی را در پیش گرفته است. از این سیاست اغلب به‌منزلة پاسخی مشروع و ضروری به تروریسم و جنگ‌های نامتقارن یاد می‌شود. در این نوشتار، برآن‌ایم تا با بررسی این عملکرد درپرتوِ موازین حقوق بین‌الملل و به‌طور خاص حقوق بین‌الملل بشردوستانه انطباق قتل‌های هدف‌مند را با یافته‌های حقوق بین‌الملل از نظر بگذرانیم. محل اعمال این سیاست هم در مخاصمات مسلحانه و هم درحال صلح است. به همین جهت، در نقد و تحلیل حقوقی قتل‌های هدف‌مند، الزامات حقوق بین‌الملل بشردوستانه و نیز یافته‌های حقوق بشر موردتأکید قرار گرفته‌اند و توسل به چنین عملکردی در چهارچوب این اصول بررسی و تحلیل می‌شوند. نگارنده پس از تحلیل و تدقیق در این مورد به این نتیجه می‌رسد که قتل‌های هدف‌مند منطبق با موازین حقوق بشردوستانه نیست و به‌منظور جلوگیری از استقرار و تثبیت این پدیده و مشروعیت‌یافتن آن در چهارچوب حقوق بین‌المللْ اعتراض و محکومیت جامعة بین‌المللی ضروری است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In recent years, the US government has pursued a policy of targeted killings of those suspected of committing terrorist acts. This policy is often referred to as a legitimate and necessary response to terrorism and asymmetric wars. In this article, we seek to examine the conformity of targeted killings with the findings of international law by examining this practice in the light of international law standards and, in particular, international humanitarian law. This policy is applied both to armed conflict and to peace. Therefore, in criticism and legal analysis of targeted killings, the requirements of international humanitarian law as well as the findings of human rights are emphasized and the application of such a function is examined and analyzed within the framework of these principles. After analyzing and elaborating on this case, the author concludes that targeted killings do not comply with humanitarian rights standards and it is necessary to prevent the establishment and legitimization of this phenomenon and to legitimize it within the framework of international law of international protest and condemnation.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>131</FPAGE>
						<TPAGE>154</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهدی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حاتمی</Family>
						<NameE>Mahdi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hatami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه حقوق، دانشگاه کردستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hatamilaw@uok.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Armed Conflict</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Indirect Participation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Direct Participation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Proportionality Principle</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Principle of Separation</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>دوسوالدبک، لوئیس و دیگران (1391)، حقوق بین‌المللی بشردوستانه عرفی: قواعد، ترجمة دفتر امور بین‌الملل قوة قضاییة جمهوری اسلامی ایران و کمیتة بین‌المللی صلیب سرخ، تهران: مجد.##سرتیپی، حسین، احمدرضا بردبار، و محمد موسی‌زاده (1391)، «بررسی و نقد ترور هدف‌مند، مبارزه با تروریسم و حقوق مخاصمات مسلحانة بین‌المللی»، فصل‌نامة پژوهش‌های حقوق عمومی، ش 38.##کدخدایی، عباسعلی و شهرام زرفشان (1386)، «امکان توسل به دفاع مشروع برای مبارزه با تروریسم»، مجلة پژوهش‌های حقوقی، ش 11.##Alston, Philip (2010), “Report of the Special Rapporteur on Extrajudicial, Summary, or Arbitrary Executions, (Targeted Killing)”, A/HRC/14/24.##Anderson, Kenneth (2006), “Predators over Pakistan”, the Weekly Standard, London: Routledge.##Byman, Daniel (2006), “Do Targeted killing Work”, Foreign Affairs, vol. 85.##Convention (I) (1949), “For the Amelioration of the Condition of the Wounded and Sick in Armed Forces in the Field”, American Journal of International Law, vol. 49.##Cronin, Audrey Kurth (2006), How Terrorism Ends: Understanding the Decline and Demise of Terrorist Campaigns, Princeton: University Press.##David, S. (2002), “Fatal Choices: Israel s Policy of Targeted Killing”, Mideast Security and Policy Studies, New York: Peter Lang.##Declaration Renouncing the Use, in Time of War, of Explosive Projectiles under 400 Gramm’s Weight (1868). Saint Petersburg.##Department of Justice White Paper (2011), “Lawfulness of a Lethal Operation Directed against a U.S. Citizen Who Is a Senior Operational Leader of Al-Qaida or an Associated Force”.##Dinstein, Yoram (2003), War, Aggression and Self-Defense, Cambridge: University Press.##Djamalove, Feruza (2008), Targeted Killing under International Sui Generis Framework, University of Toronto.##Goodrich, Sarah (2014), Targeted Killings: How the U.S. Perpetuates Terrorism, Salt Lake City: Westminster College.##Guiora, Amos (2004), “Targeted Killing As Active Self-Defense”, Case Western Reserve Journal of International law, vol. 36.##www.bbc.co.uk/persian/world/2011/05/110430_u03_osama_dead.shtml&gt;.##www.bbc.co.uk/persian/world/2011/09/110930_l03_alawaki_yemen_alqaeda.shtml&gt;.##www.bbc.co.uk/Persian/world/2013/11/131101_l31_pakistan_drone_taleban_mahsoud.shtml&gt;.##www.janes.com/aerospace/military/news/jdw/jdw021108_1_n.shtm&gt;.##www.mfa.gov.il/MFA/PressRoom/2000/Pages/default.aspx?WPID=WPQ5&amp;PN=5&gt;.##Inter – American Commission on Human Rights (1999), “Third Report on Human Rights in Columbia”, The Right to Life and the Value of Life, London: Routledge.##International Court of Justice (1996), “Advisory Opinion on Legality of the Threat or Use of Nuclear Weapons”.##International criminal Tribunal For the former Yugoslavia, (1995), “Prosecutor V. Duško Tadić a/k/a “Dule”, Decision on the Defense Motion for Interlocutory Appeal on Jurisdiction of &amp; October 1995”, no. IT-94-1-AR72.##Jenkins, B. (1987), Should Our Arsenal Against Terrorism Include Assassination?, Santa Monica: Rand Paper.##Kaye, David (2013), “International Law Issues in the Department of Justice White Paper on Targeted Killing, American Society of International Law”,no. 17 ASIL Insights.##Melzer, Nils (2008), Targeted Killing in International Law, Oxford: University Press.##Melzer, Nils (2009), “Interpretive Guidance on the Notion of Direct Participation in Hostilities under International Humanitarian Law”, International Committee of the Red Cross.##Murphy, Richard and Afsheen John Radsan (2010), “Due Process and Targeted Killing of Terrorists”, Cardozo Law Review, vol. 31-32.##Note by the Secretary-General (2006), “Extrajudicial, Summary or Arbitrary Executions”, UN Doc. A/61/311.##Otto, Ronald (2010), Targeted Killings and International Law with Special Regard to Human Rights and International Humanitarian Law, London: Springer.##Protocol Additional to the Geneva Conventions (1949, 12 August), “Relating to the Protection of Victims of International Armed Conflicts (Protocol I), 8 June 1977”.##Roth, Kenneth (2004), “The Law of War in the War on Terror”, Executive Director of Human Rights Watch, Foreign Affairs.##Solis, G. (2007), “Targeted Killing and the Law of Armed Conflict”, Naval War College Review, vo.l 60.##Stein, Y. (2003), “By any Name Illegal and Immoral”, Ethics and International Affairs, vol. 17.##Stephanie, Carvin (2012), “The Trouble with Targeted Killing”, Security Studies, vol. 18.##Sterio, M. (2012), “The United States Use of Drones in the War on Terror: The Illegality of Targeted Killings under International Law”, Case Western Reserve Journal of International Law, vol. 45.##Universal Declaration of Human Rights (1984, 10 December), General Assembly Resolution 217A:##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد کتاب حقوق بین‌الملل؛ از نظریه تا عمل</TitleF>
				<TitleE>Book Review: &quot;International Law: From Theory to Practice&quot;</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3231.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>کتاب حقوق بین‌الملل؛ از نظریه تا عمل را علی امیدی در سال 1388 به‌رشتة تحریر درآورده و نشر میزان آن را منتشر کرده است. این کتاب بنابه اظهار خود مؤلف به‌منزلة یک منبع درسی و نیز کمک‌درسی، برای آمادگی آزمون کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل، تهیه شده است. همین هدف از نگارش آن بر سطح علمی اثر موردنظر تأثیر گذاشته، به‌گونه‌ای‌که آن را از کتاب درسی دانشگاهیِ دارای استانداردها و معیارهای پذیرفته‌شده، که حوزه‌های مختلف حقوق بین‌الملل را به‌صورت مستند و علمی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، دور کرده است. علاوه‌بر برخی ایرادات شکلی، این اثر به‌لحاظ ماهوی نیز از خلأ‌ها و نواقصی رنج می‌‌برد؛ ازجمله استفاده‌نکردن از منابع دست‌اول، نداشتن فهرست مطالب منطقی و منسجم، دقت‌نکردن در عناوین بعضی از فصول، تناسب‌نداشتنِ کمی بین فصول. امید آن می‌رود که مؤلف در چاپ‌های بعدی ارزیابی انجام‌گرفته را به‌منظور ارتقای سطح علمی اثر مورد‌توجه قرار دهد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The book entitled &quot;International Law: From Theory to Practice&quot;, written by Dr. Ali Omidi in 2009 and published by Mizan Publications.  According to the author himself, it is written as an educational manual and a workbook for preparation to Master’s Entrance Exam of International Law. Such a purpose of writing a manual has influenced the scientific level of the book in such a way that it is far away from an academic textbook containing the accepted standards and criteria which aim to analyze the documented and scientific way the various fields of international law. In addition to some form of lacunae, this work also suffers from significant deficiencies and deficits, including the lack of use of first-hand resources, the lack of a logical and consistent table of contents, inaccuracies in the titles of some chapters, and quantitative non-proportionality between chapters. It is hoped that the respected author in subsequent publications will pay attention to this assessment in order to elevate the scientific level of the book.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>155</FPAGE>
						<TPAGE>165</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>توکل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حبیب‌زاده</Family>
						<NameE>Tavakol</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Habibzadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار و مدیر گروه حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه امام صادق (ع)،</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>thabibzadeh@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>International Law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>From Theory to Practice</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Book Review</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Textbook</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>امیدی، علی (1388)، حقوق بین‌الملل از نظریه تا عمل، تهران: میزان.##ذوالعین، پرویز (1377)، مبانی حقوق بین‌الملل عمومی، تهران: وزارت امور خارجه.##ضیایی بیگدلی، محمدرضا (1384)، حقوق بین‌الملل عمومی، تهران: گنج دانش.##ضیایی بیگدلی، محمدرضا (1395)، حقوق جنگ؛ حقوق بین‌الملل مخاصمات مسلحانه، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##کاسسه، آنتونیو (1385)، حقوق بین‌الملل، ترجمة حسین شریفی طراز کوهی، تهران: میزان.##کرافورد، جیمز (1395)، حقوق مسئولیت بین‌المللی: قواعد عمومی، ترجمة علیرضا ابراهیم گل و همکاران، تهران: سنگلج قلم.##مقتدر، هوشنگ (1392)، حقوق بین‌الملل عمومی، تهران: وزارت امور خارجه.##والاس، ربکا (1390)، حقوق بین‌الملل، ترجمة سیدقاسم زمانی و مهناز بهراملو، تهران: مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های حقوقی شهر دانش.##Brownlie, Ian (1998), Principles of Public International Law, (5th ed.), Oxford: Clarendon Press.##International Law commission, Analytical Guide to the Work of the International Law Commission: International Liability in Case of Loss from Transboundary Harm Arising out of Hazardous Activities:  &lt;http://legal.un.org/ilc/guide/9_10.shtml&gt;.##International Law Commission, Summaries of the Work of the International Law Commission (2015, July 15): &lt;http://legal.un.org/ilc/summaries/9_6.shtml&gt;.##Nguyen, Q. Dinh, P. Daillier, and A. Pellet (1992), Droit International Public, (4éd, L.G.D.J.), Resolution 3071 (XXVIII) of 30 November 1973:##&lt;http://legal.un.org/docs/?symbol=A/RES/3071(XXVIII)&gt;.##Shaw, Malcom (2008), International Law, (6th ed.), Cambridge: University Press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد کتاب مبانی استنباط حقوق اسلامی</TitleF>
				<TitleE>A Review of“Basics of Islamic Law Inference” Book</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3232.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>پای‌بندی به اصول تدوین کتب آموزشی علوم انسانی، به‌خصوص در مباحث فقهی، حقوقی، و اصول فقه از الزاماتی اجتناب‌ناپذیر است. با کندوکاو در شیوة نگارش، پیکربندی مباحث و محتوای علمی کتاب مبانی استنباط حقوق اسلامی مواردی چون فقدان وحدت سبک در پیکربندی مطالب، نادیده‌انگاری منطق تدوین و دستاوردهای متأخران و معاصران، فقدان ارتباط منطقی میان برخی عناوین مطرح‌شده، فقدان بهره‌مندی از مستندات لازم، کاربردی‌نبودن برخی مباحث مطرح‌شده، ناهم‌گونی استدلال­ها، چشم‌پوشی از آموزه‌های اساسی، بهره‌نبردن از یافته‌های جدید حقوقی و قوانین موضوعی بازنگری‌شده، و جزم‌انگاری قواعد محل اختلاف این کتاب را از ابعاد گوناگون نقدپذیر کرده است. ازسوی‌دیگر، ضرورت کابردی‌کردن متون آموزشی حقوقی و انطباق‌ها با آخرین یافته‌ها و تطبیق با قوانینِ عرصه‌های مختلف، با تأکید بر نظریه‌های عالمان فقه و حقوق و دانش اصول بر اهمیت این نقد می‌افزاید. ازآن‌جاکه هدف نگارش این کتاب تهیة متن آموزشی متناسب با شرایط کنونی دانش حقوق و آماده‌سازی دانشجویان برای انجام‌دادن تحقیقات حقوقی است، دست‌کم بازنگری در مباحث آن به‌منزلة متن آزمون‌های تحصیلات تکمیلی و استخدامی ضروری است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Devotion to rules of writing educational books of humanities, especially in jurisprudence, legal issues, and principles of jurisprudence, is an inevitable requirement. According to the investigation on the manner of writing and configuration of scientific topics and contents of “Basics of Islamic Law Inference” book,  some issues such as lack of style cohesion in classifying topics, ignoring logic of complication and recent achievements, lack of logical relationship between some of the described issues, non-using required documents, impracticality of described issues, heterogeneity of reasoning, ignoring key doctrines, lack of using new legal findings and revised books made this book reviewable; on the other hand, the practical requirement for composing legal educational texts and its conformity with the latest finding and adaptation with applicable law in various areas, emphasizing the theories of jurisprudents and using their latest achievements are essential for jurisprudence texts. Since the book mentioned herein is for education which should make students feel ready for conducting legal research based on the fundamental views, it seems that it is essential to revise its topics as a source of higher education and employment examination.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>167</FPAGE>
						<TPAGE>186</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سید عبدالرحیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حسینی</Family>
						<NameE>Sayyid Abdolrahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hosseini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه تهران (پردیس فارابی)، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>abd.hosseini@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>legal principles</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>educational text</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>words topics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>proof of orders</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>scientific principles</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن‌سینا، شیخ‌الرئیس (1404ق)، الشفاء (المنطق)، قم: کتاب‌خانة آیت‌الله مرعشی.##ابن‌یحیی، زکریا‌بن محمد (بی‌تا)، غایة الاصول فی شرح لبّ الاصول، مصر: دارالکتب العربیة الکبری.##اصفهانى، محمدحسین ‏(1416 ق‏)، بحوث فی الاصول‏، قم: دفتر انتشارات اسلامی.##امام خمینى، روح‌الله (‏1376 ش)، جواهر الاصول‏، تقریرات محمدحسن مرتضوى لنگرودى، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی.##امامی، سیدحسن (1340 ش)، حقوق مدنی، تهران: کتاب‌فروشی اسلامی.##انصارى، مرتضى‌بن محمدامین ‏(1428 ق)، فوائد الاصول‏، قم: مجمع الفکر الاسلامی‏.##آخوند خراسانى، محمدکاظم‌بن حسین (1409 ق‏)، کفایة الاصول، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام.##آشتیانى، محمدحسن‌بن جعفر (1388 ش)، بحر الفوائد فى شرح الفرائد، قم: منشورات ذوی القربی.##آشتیانى، محمود (بی تا)، الحاشیة على درر الفوائد، قم: مؤلف.##بروجردى، حسین (1419 ق‏)‏، الحجة فی الفقه‏، تقریرات مهدی حائرى یزدى، اصفهان: مؤسسة الرسالة.##تبریزى، موسى‌بن جعفر (1369 ق‏)، أوثق الوسائل فی شرح الرسائل، قم: کتبی نجفی‏.##جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1375 ش)، دانش‌نامة حقوقی، تهران: امیرکبیر.##جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1375 ش)، مقدمة عمومی علم حقوق، تهران: گنج دانش.##حائرى، مرتضى (1424 ق)‏، مبانى الاحکام فی اصول شرائع الاسلام‏، قم: مؤسسة النشر الاسلامی.##حسینى شهرستانى، محمدحسین ‏(بی‌تا)، غایة المسؤول فی علم الاصول‏، قم: آل البیت‏.##حسینى میلانى، على (1428 ق‏)، تحقیق الاصول‏، قم: الحقائق.##حکیم، محسن ‏(1408 ق‏)، حقائق الاصول‏، قم: کتاب‌فروشی بصیرتى.##حکیم، محمدتقى‌بن محمدسعید (1418 ق‏)،الاصولالعامة فی الفقه المقارن، قم: مجمع جهانی اهل بیت (ع).##حلى، حسین ‏(1432 ق)، اصول الفقه‏، قم: مکتبۀ الفقه و الاصول المختصة.##حیدرى، على‌نقى ‏(1412 ق‏)، اصول الاستنباط، قم: لجنۀ ادارة الحوزة العلمیة.##خضری‌بیک (1969م)، اصول الفقه، مصر: المکتبة التجاریة الکبری.##خویی، سیدابوالقاسم (1300 ش‏)، مصابیح الاصول‏، تقریرات علاءالدین بحرالعلوم، تهران: مرکز نشر الکتاب‏.##خوئى، ابوالقاسم (1428 ق‏)‏، غایة المأمول‏، تقریرات محمدتقى جواهرى، قم: مجمع الفکر الاسلامی‏.##دربندى، آقابن عابد (بی‌تا)، خزائن الاحکام‏، قم: بی‌نا.##الزرقاء، مصطفی احمد (1967 م)، الفقه الاسلامی فی ثوبۀ الجدید، دمشق: دار الفکر.##سبحانى تبریزى، جعفر (1388 ش‏)، الوسیط فی اُصول الفقه‏، قم: مؤسسة امام صادق (ع).##سبحانى تبریزى، جعفر (1424 ق‏)، ارشاد العقول الى مباحث الاصول‏، قم: مؤسسة امام صادق (ع).##شاطبی، موسی‌بن محمد (1421 ق)، الموافقات، مصر: دارابن عفان.##شایگان، سیدعلی (1375 ش)، حقوق مدنی، قم: طه.##شهیدصدر، محمدباقر (1417 ق‏)، بحوث فی علم الاصول تقریرات حسن عبد الساتر، بیروت: الدار الاسلامیه‏.##شیرازى، احمد (1386 ش‏)، تعلیقات الفصول فی الاصول، نجف اشرف: مطبعۀ الآداب‏.##صاحب‌بن عباد، اسماعیل‌بن عباد (1414‍ ق‌)، المحیط فی اللغة‌، بیروت: عالم الکتاب‌.##صدر، سیدمحمدباقر (1425 ق‏)، دروس فی علم الاصول، بیروت: دار احیاء التراث العربی‏.##طباطبایى المجاهد، محمدبن على‏ (1296 ق‏)، مفاتیح الاصول‏، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏.##طریحى، فخرالدین (1416 ق‌)، مجمع البحرین‌، تهران: کتاب‌فروشى مرتضوى‌.##غزالی، محمدبن محمد (1390 ش)، المستصفی من علم الاصول، تهران: احسان.##فراهیدى، خلیل‌بن احمد (1410 ق‌)، کتاب العین‌، قم: هجرت.##کاتوزیان، ناصر (1392 ش)، حقوق مدنی، تهران: شرکت سهامی انتشار.##کاتوزیان، ناصر (1394 ش)، فلسفة حقوق، تهران: شرکت سهامی انتشار.##کاشف الغطاء، على (1381 ق‏)، النور الساطع فی الفقۀ النافع، نجف اشرف: ‏مطبعۀ الآداب.##کلباسى، محمدبن محمدابراهیم‏ (1317 ق)، رسالة فی حجیة الظن، بی‌جا: بی‌نا.##محمدی، ابوالحسن (1383)، مبانی استنباط حقوق اسلامی، تهران: دانشگاه تهران.##المظفر، محمدرضا (1375 ش‏)، اصول الفقه، قم: اسماعیلیان‏.##مکى عاملى، حسین یوسف (1391 ق‏)، قواعد استنباط الاحکام‏، قم: مؤلف.##موسوى قزوینى، على (1427 ق‏)،‏ تعلیقة على معالم الاصول، قم: اسلامی.##میرزاى قمى، ابوالقاسم‌بن محمدحسن (1378 ق‏)‏، قوانین الاصول، تهران: مکتبة العلمیة الاسلامیة.##نجم‌آبادى، ابوالفضل ‏(1380 ش‏)، الاصول‏، قم:مؤسسة آیه‌الله العظمی البروجردی، لنشر معالم اهل البیت‏.##نراقى، محمدمهدى‌بن ابى‏ذر (1388 ش‏)، انیس المجتهدین فی علم الاصول‏، قم: بوستان کتاب‏.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل نقادانۀ جهات «اعادۀ دادرسی» در قانون آیین دادرسی مدنی ایران با مطالعۀ تطبیقی در حقوق فرانسه</TitleF>
				<TitleE>Critical Analysis of Retrials Causes in Iran’s Act of Civil Procedure: With Comparative Study in French Law</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3309.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اعادة دادرسی یکی از طرق فوق‌العادۀ شکایت از رأی است که به‌موجب آن خواهان نقض حکمی قطعی از دادگاه صادر‌کنندۀ رأی علیه اوست. درصورت پذیرفته‌شدن درخواست، دعوا مجدداً بازبینی می‌شود. مادۀ 426 قانون آیین دادرسی مدنی ایران جهات اعادۀ دادرسی را در هفت مورد احصا کرده است. تحلیل نقادانة جهات اعادۀ دادرسی به ما نشان می‌دهد که باتوجه‌به مبنای ترسیم‌شده برای اعادۀ دادرسی لازم است که اولاً بندهای یک تا سه مادۀ مذکور حذف شود و ثانیاً دو جهت دیگر به آن افزوده شود. مورد نخست «اگر ثابت شود حکم قطعی برمبنای شهادت یا شهادت‌نامه یا سوگند کذب صادر شده است» و مورد دوم «اگر نزد مراجع قضایی مربوط ثابت شود قاضی صادرکنندۀ حکم قطعی مرتکب تخلفی شده است که در ناعادلانه‌بودن صدور آن حکم مؤثر بوده است».</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The retrial is one of the extraordinary methods to complain against decisions whereby the plaintiff demands the issuing court to reverse the final judgment which has been pronounced by the court.  If the court accepts the request, the action is reviewed again. Article 426 of Iran’s Act of Civil Procedure counted seven causes for rehearing. Critical analyses of these causes show us the drawn foundation for retrial, and it is required first, 1-3 sub-sections of the aforementioned section would be removed, and second two other causes would be added. The first case happens when it is proved that the judgment has been pronounced based on false testimony or witness statement or oath, and second case happens if it is demonstrated before the court that the issuing judge has gone wrong that is effective in being the judgment unjust.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>187</FPAGE>
						<TPAGE>206</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علی عباس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حیاتی</Family>
						<NameE>Ali Abbas</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hayati</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>aliahayati@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Retrial</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rehearing’s causes</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Judgment</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Final judgment</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>reversing a judgment</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>امامی، سیدحسن (1374)، حقوق مدنی، ج 6، تهران: اسلامیه.##حیاتی، علی‌عباس (1393)، آیین دادرسی مدنی، ج 2، تهران: میزان.##حیاتی، علی‌عباس (1394)، اعادۀ دادرسی در امور مدنی در حقوق ایران و فرانسه، تهران: میزان.##حیاتی، علی‌عباس (1395)، آیین دادرسی مدنی در نظم حقوقی کنونی، تهران: میزان.##شمس، عبدالله (1380)، آیین دادرسی مدنی، ج 2، تهران: میزان.##کاتوزیان، ناصر (1376)، اعتبار امر قضاوت‌شده در دعوای مدنی، تهران: دادگستر.##کاتوزیان، ناصر (1377)، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، تهران: دادگستر.##کاتوزیان، ناصر (1380)، اثبات و دلیل اثبات، ج 1، تهران: میزان.##کاتوزیان، ناصر (1383)، اثبات و دلیل اثبات، ج 2، تهران: میزان.##کشاورز صدر، سیدمحمدعلی (1351)، تجدید رسیدگی، طرق فوق‌العادۀ رسیدگی در امور مدنی، تهران: دهخدا.##متین‌دفتری، احمد (1342)، آیین دادرسی مدنی و بازرگانی، ج 2، تهران: دانشگاه تهران.##Code de Procédure Civile (2015), dalloz, Paris.##D`ambra (1995), “Dominique”, in: encyc, Dalloz , rep , pr. Civ.##Dutheillet, Lamonthezie (1963), Bernard. Juris – classeur. Procedure civile. Requite civile – 6 é, Dalloz, paris.##Glasson, Ernest-Désiré, René Morel, Albert Tissier (1929), procedure civil , T 3,Librairie du Recueil Sirey, paris.##Heron, J. (1991), Droit Judiciaire Privé, Paris: Montchrestien.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>جایگاه قضا در فقه امامیه در مقایسه با قوانین جمهوری اسلامی ایران</TitleF>
				<TitleE>Judicial Position in Imamieh Jurisprudence in Comparison with the Islamic Republic of Iran&#039;s Laws</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3942.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>داوری و قضاوت امری است سترگ که گاه محملی می‌‌شود تا ناپالودگی‌‌های جامعة بشری را بزداید. ازهمین‌رو، در فقه امامیه، جایگاه ارزش‌مندی برای قاضی تعیین شده است و نصب و استقرار قضات در این جایگاه مهم با شروط و ویژگی‌‌های خاصی هم‌راه گشته است. نگرش در متون فقهی و ژرف‌‌اندیشی در روایات و احادیث پیامبر (ص)، معصومین (ع)، و سخنان بزرگان همگی حکایت از پراهمیت‌بودن این منصب دارد. فقه گوهربار شیعه، با همة گستردگی و پویایی، در برخورد با حوادث مستحدثه و نیازهای روز به غور، تفکر، نرمش، و انعطاف نیاز دارد که این امر در غیاب امام معصوم (ع) بر فقها، عُلما، و کبائرِ شریعت فرض است که در این مسیر بکوشند و طیِ‌‌طریق بر سبیلِ اجتهاد بپویند. بر این نمط، مقولة نوآوری و اجتهاد در سیر تدوین قوانین موضوعة جمهوری اسلامی ایران، که برگرفته از همین فقه پویاست، نمود عینی می‌‌یابد. در این پژوهش، برآن‌ایم تا بنگریم قوانین موضوعة جاری در تطابق با فقه مبین امامیه تا چه‌ اندازه جایگاه و کارکرد دستگاه قضا را متعالی، مثمر ثمر، و پاسخ‌‌گو به تحولات روز کرده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Judgment is a great thing that sometimes becomes a platform for the unpopularity of human society. Therefore, in Imamiyya jurisprudence, a valuable place is set for the judge, and the installation and deployment of judges in this sensitive position has been accompanied by specific conditions and attributes. The attitude of the jurisprudential texts and profound thought in the traditions and sayings of the Prophet (pbuh), the infallibles (as) and the words of the elders, all indicate that this position is important.Shiite jurisprudence with all its breadth and dynamics, in dealing with the events of the day and the needs of the day require the ghur, thinking, relaxation, and flexibility that in the absence of the infallible Imams, the hypocrites, scholars and clergymen of the Shari&#039;a are supposed to work on this path and put them on the shoulders of ijtihad. In this regard, the category of innovation and ijtihad is apparent in the course of compilation of the laws of the Islamic Republic of Iran, which is derived from this dynamic theology. In this study, we will look at the current laws in conformity with the jurisprudence of the Imamieh, and to see to what extent the status and functioning of the judiciary have been transcendental, fruitful, and responsive to the developments of the day.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>207</FPAGE>
						<TPAGE>226</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زیبا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زعفری</Family>
						<NameE>Ziba</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zafari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری فقه و حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات اصفهان، خوراسگان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zi.zafari@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>جواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پنجه‌پور</Family>
						<NameE>Javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Panjepour</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه فقه وحقوق، دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات اصفهان، خوراسگان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>j.panjepour@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>احمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عابدینی</Family>
						<NameE>Ahmad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Abedini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد خارج فقه و اصول، حوزۀ علمیۀ اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ahmadabedinia@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Judge</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Judgment</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Imamie Jurisprudence</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Law</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن‌اثیر، عزالدین علی (1351)، تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمة علی هاشمی حائری، تهران: کتب ایران.##ابن‌بابویه، محمدبن علی (1385)، مَن لایحْضُرُه الفَقیه، قم: دفتر انتشارات اسلامی.##ابن‌خلدون، عبدالرحمن (1393)، مقدمة ابن‌خلدون، تهران: علمی و فرهنگی.##ابن‌سعد، محمدبن سعد (1410 ق)، الطبقات الکبری، منشورات محمدعلی بیضون، بیروت: دار الکتب العلمیة.##ابن‌عابدین، محمدامین بن عمر (1421 ق)، ردالمحتار علی الدر المختار، ج 4، دمشق: دارالثقافه و التراث.##ابن‌عبدالله (1408 ق)، العقد الفرید، بیروت: دار لبنان.##ابن‌یعقوب‌بن اسحاق، محمد (ثقة‌الاسلام کُلینی) (1363)، الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیۀ.##امام خمینی، سیدروح‌‌الله (1391)، تحریرالوسیله، قم: دار العلم.##امیری، آبتین (1392)، «اهمیت قضاوت و استقلال قضات درحقوق اسلامی»، فصل‌نامة حبل‌‌المتین، دورة 2، ش 3 و 4.##بارانی، محمدرضا و محمد دهقانی (1393)، «بررسی تطبیقی رواداری مذهبی حاکمان آل‌بویه و سلجوقیان در امور سیاسی و حکومتی»، فصل‌نامة ‌‌ تاریخ اسلام، س 4، ش 13.##بهرامی خوشکار، محمد (1391)، «قضاوت غیرمجتهد در فقه امامیه با رویکردی به‌نظر امام خمینی (ره)»، فصل‌نامة راه‌برد، ش 65، س 21.##حاتمی، محمدرضا (1384)، «بررسی و نقد مبانی مشروعیت حکومت ازدیدگاه اهل سنت»، دوفصل‌نامة دانش سیاسی، دورة 1، ش 1.##حسینی، سیدمحمد و احمد رضوانی مفرد (1390)، «ساختار نظام قضایی عصر صفوی»، فصل‌نامة مطالعات حقوق خصوصی، دورة 41، ش 3.##حسینی، سیدمحمد و محسن برهانی (1389)، «چرایی تبعیت از قانون»، فصل‌نامة پژوهش‌های فلسفیـ کلامی، دانشگاه قم، س 11، ش 3 و 4.##‌‌‌‌خویی، سیدابوالقاسم (1386)، مبانی تکملهالمنهاج، قم: مؤسسة احیاء آثار امام خویی.##دانیالی، عارف (1393)، میشل فوکو؛ زهد زیبایی‌شناسانه به‌مثابة گفتمان ضد دیداری، تهران: تیسا.##رحمتی، محمدرضا و فاطمه نجفی (1394)، «بررسی دیوان‌سالاری سلجوقیان با تکیه بر تشکیلات قضایی»، فصل‌نامة تاریخ نو، ش 11.##زرنگ، محمد (1381)، تحول نظام قضایی ایران؛ از مشروطه تا سقوط رضاشاه، تهران:ِ مرکز اسناد انقلاب اسلامی.##زندیه، حسن (1392)، تحول نظام قضایی ایران در دورة پهلوی اول (عصر وزارت عدلیة علی‌اکبر داور)، تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##زیدان، جرجی (1388)، تاریخ تمدن اسلام، تهران: امیرکبیر.##سوادکوهی، سام (1380)، «بررسی تطبیقی مشروعیت قاضی»، ماه‌نامة دادرسی، ش 30.##طباطبایی مؤتمنی، منوچهر (1384)، حقوق اساسی، تهران: میزان.##طوسی، محمدبن‌حسن (1386)، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه، تهران: دار الکتب الاسلامیۀ.##طوسی، محمدبن حسن (1389)، الخلاف، جماعۀ المدرسین فی الحوزة العلمیۀ، قم: مؤسسة نشر الاسلامی.##عاملی نبطی، محمد‌بن مکی (شهید اول) (1376)، الدروس الشرعیه، قم: موسسة النشر الاسلامی.##عاملی نبطی، محمدبن مکی (شهید اول) (1391)، لمعة دمشقیة، قم: دار الفکر.##فرمانی انوشه، نازیلا و دیگران (1397)، «نقد تعامل قدرت و دانش» (جرم‌شناسی و مجازات) در برخی متون نثر فارسی با رویکرد فوکو، فصل‌نامة متن‌پژوهی ادبی، دورة 22، ش 75.##فرهمندپور، فهیمه و دیگران (1390)، «تحولات دیوان قضایی و تأثیر آن بر وضعیت و جایگاه قضات؛ از اوایل خلافت عباسی تا تسلط آل‌بویه بر بغداد (132- 334 ق)»، نشریة مطالعات تاریخ فرهنگی، س 3، ش 10.##لغت‌نامه (1377)، زیرنظر علی‌اکبر دهخدا، تهران: دانشگاه تهران.##مجلسی، محمدباقر (١٤٠٤ ق)، مرآة العقول، فی شرح اخبار آل الرسول، تهران: دار الکتب الاسلامیة.##محقق حلی، جعفربن حسن (1408 ق)، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم: اسماعیلیان.##محمدی ری‌شهری، محمد (1377)، مقدمه‌ای بر سیستم قضاء اسلامی، قم: محبت.##محمودآبادی، اصغر، اصغر فروغی ابری، هیثم شیرکش (1391)، «روان‌شناسیِ تاریخی تَنّوخی»، فصل‌نامة پژوهش‌‌های تاریخی، دورة 4، ش 2.##معین، محمد (1388)، فرهنگ فارسی، تهران: امیرکبیر.##نجفی، محمدحسن (1981 م)، جواهر الکلام، بیروت: دار الاحیاء التراث العربی.##نعمتی، احمد (1384)، اجتهاد و سیر تاریخی آن، تهران: احسان.##واحددوست، مهوش و فاضله آشنا (1389)، «قضا و داوری در عصر غزنویان برمبنای تاریخ بیهقی»، مجموعه‌مقاله‌های پنجمین همایش پژوهش‌های ادبی تربیت معلم سبزوار؛ پرنیان.##وراوینی، سعدالدین (1384)، مرزبان‌نامه، به‌کوشش خلیل خطیب‌رهبر، تهران: صفی‌‌علی‌شاه.##ویژه، محمدرضا، ابراهیم عزیزی، و محسن امیری (1392)، «تأثیر روش انتخاب قاضی بر استقلال قاضی در حقوق ایالات متحده با نگاهی به حقوق ایران»، پژوهش‌‌های حقوق تطبیقی، س 17، ش 1.##هاشمی، سیدمحمد (1395)، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج 2، تهران: بنیاد حقوقیِ میزان.##یعقوبی مقدم، مالک (1394)، جایگاه قاضی القضات در نظام قضایی دورة عباسیان، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه خوارزمی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی.##Celeste, Mary A. (2010), “The Debate over the Selection and Retention of Judges: How Judges Can Ride the Wave”, Court Review, vol. 46.##Dessau, Linda (2010), “Seven Steps to Clearer Judgment Writing”:##Schwarz, Norbert (2000), “Agenda 2000; Social Judgment and Attitudes: Warmer, more Social, and less Conscious”, European Journal of Social Psychology, vol. 30.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>اجزای غیرروانی در رکن معنوی جرم نقدی بر طراحی ارکان اصلی جرم</TitleF>
				<TitleE>Non- Mental Components in the Immaterial Element of Crime
A Critique to the Design of the Main Elements of the Crime</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3233.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بزه‌کار در جرایم عمدی باید ازنظر روانی قصد مجرمانه و آگاهی لازم برای ارتکاب جرم را داشته باشد یا در اجرای عمل به‌نحوی، بی‌آن‌که قصد منجزی برای ارتکاب بزه از او سر بزند، خطایی انجام دهد که بتوان وی را مستحق مسئولیت جزایی شناخت، اما این امور تمام آن‌چه را که رکن معنوی نامیده می‌شود، در بر نمی‌گیرد و فقط دربردارندة بخشی از آن است که باید آن را عناصر روانی معنوی نامید و درمقابل ضروری است آن بخش دیگر از عناصر معنوی که «غیرمادی» و درعین‌حال «غیرروانی» هستند، به‌صورت مستقل شناسایی شوند و مجال بروز و ظهور داشته باشند. نگارندگان می‌کوشند تا اثبات کنند عناصری در تحقق جرم در تمام نظام‌های حقوقی جهان وجود دارد که معنوی‌اند، اما واجد وصف «روانی» نیستند. بنابراین، عناصر «غیرروانی» می‌تواند به‌‌منزلۀ یک معنون حقیقی و مستقل در ذیل رکن معنوی باعنوان صحیح «عناصر معنوی غیرروانی» به‌رسمیت شناخته شود. فارغ از ثمر‌های متعدد بحث در جنبة ثبوتی جرایم، این تغییر به تحول در جنبة نظری مفاهیم بنیادین حقوق کیفری و به‌تبع آن تغییر در ساختار همة کتب حقوقی داخلی و حتی خارجی منجر می‌شود و از این حیث، نظریه‌ای ساختارشکن است. ازحیث ادلة مربوط به جنبة روانی انسان و نیز ازحیث تدقیق در عناصر ضروری جرم در عمل موجب صعوبت اثبات برخی جرایم می‌شود و با خروج برخی اجزا از عنصر مادی برای احراز آن ابزارهای مادی و حس کفایت نمی‌کند. درنتیجه، می‌تواند نوعی قضازدایی یا جرم‌زدایی و کاهش تورم جمعیت کیفری را به‌ارمغان آورد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>A delinquent, in a deliberate crime, must have the mental intention and also the knowledge necessary to commit the crime, or in doing a crime, without a definite intention to commit an offense, he/she makes an error that could qualify him/her for criminal responsibility. But this does not encompass all that is called the immaterial element, and only contains part of what is called the immaterial mental elements, while it is indispensable that the other part of the spiritual element that is &quot;immaterial&quot; and at the same time &quot;non-mental&quot; be identified independently and have the opportunity to be appeared and emerged. The authors try to prove that there are elements in the realization of crime in all the legal systems of the world that are immaterial but do not qualify as &quot;mental&quot;. Therefore, the &quot;non-mental&quot; elements can be recognized as a true and independent title under the immaterial element with the correct title of &quot;non-mental immaterial elements&quot;. Apart from the many benefits of discussing in proving aspect of crimes, this shift has led to a theoretical shift in the fundamental concepts of criminal law, and consequently a change in the structure of all domestic and even foreign law books, and in this sense it is a deconstructing theory. In terms of reasons related to human mental aspect as well as of scrutinizing in the essential elements, crime in action makes it difficult to prove some crimes and by removing certain components from the material element to acquire it, material and sensory means are not sufficient. As a result, it can lead to some kind of diversion or decriminalization and reducing the inflation of the criminal population.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>227</FPAGE>
						<TPAGE>254</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>رضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زهروی</Family>
						<NameE>Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zahravi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rezazahravi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سیدعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کاظمی</Family>
						<NameE>Seyed Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Kazemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>قاضی دادگستری و مشاور معاون حقوقی قوۀ قضاییه.</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>kazemi.1979@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رسول</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>احمدزاده</Family>
						<NameE>Rasool</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ahmadzadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rahmadzadeh@live.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Material Element</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Immaterial Element</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mental Element</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Non-Mental Element</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Elements of Crime</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آزمایش، سیدعلی (1377)، تقریرات درس حقوق جزای عمومی، تهران: دانشگاه تهران.##آقایی‌نیا، حسین (1392)، حقوق کیفری اختصاصی: جرایم علیه اشخاص (شخصیت معنوی)، تهران: میزان.##آقایی‌نیا، حسین و رضا زهروی (1388)، «مطالعة تطبیقی جهل بسیط متهم و آثار آن در فقه امامیه، حقوق کیفری ایران و آمریکا»، فصل‌نامة حقوق، دورة 39، ش 4.##اردبیلی، محمدعلی (1393)، حقوق جزای عمومی، ج 1، تهران: میزان.##الهام، غلام‌حسین و محسن برهانی (1394)، درآمدی بر حقوق جزای عمومی، تهران: میزان.##باهری، محمد (1394)، حقوق جزای عمومی، تهران: نگاه معاصر.##جعفری ‌لنگرودی، محمدجعفر (1394)، ترمینولوژی حقوق، تهران: گنج دانش.##حسینی، سیدمحمد (1383)، «رابطة مفهوم شرعی «گناه» و مفهوم حقوقی «جرم» و نسبت «تحریم» و «تجریم»»؛ علوم جنایی؛ مجموعه‌مقالات در تجلیل از دکتر محمد آشوری، تهران: سمت.##زهروی، رضا (1394)، تقریرات درس حقوق جزای اسلامی تطبیقی، تهران: دانشگاه تهران.##شامبیاتی، هوشنگ (1371)، حقوق جزای عمومی، تهران: پاژنگ، رودکی.##شمس ناتری، محمدابراهیم (1392)، قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی، تهران: میزان.##صانعی، پرویز (1372)، حقوق جزای عمومی، ج 1، تهران: گنج‌ دانش.##طاه‍ری‌ن‍س‍ب‌، یزدال‍ه (‌1388)، رابطة علیت در حقوق کیفری ایران و انگلستان، تهران: دادگستر‏.##گلدوزیان، ایرج (1393)، بایسته‌های حقوق جزای عمومی، تهران: میزان.##لفیو، واین آر. (1390)، عنصر معنوی در نظام کیفری ایالات متحدة آمریکا، ترجمة فاطمه موسوی خوشدل، تهران: میزان.##میرمحمدصادقی، حسین (1392 الف)، جرایم علیه اشخاص، تهران: میزان.##میرمحمدصادقی، حسین (1392 ب)، جرایم علیه اموال و مالکیت، تهران: میزان.##نبی‌پور، محمد (1394)، درجه‌بندی‌سازی عنصر روانی در قتل، تهران: مجد.##نصری، عبدالله (1392)، «بررسی تطبیقی هرمنوتیک فلسفی از نگاه علامه جعفری و گادامر»، غرب‌شناسی بنیادی، س 4، ش 1.##نوربها، رضا (1391)، زمینة حقوق جزای عمومی، تهران: گنج دانش.##ولیدی، محمدصالح (1374)، حقوق جزای عمومی، تهران: داد.##Robinson, Paul H. and Jane A. Grall (1983), “Element Analysis in Defining Criminal Liability: The Model Penal Code and Beyond”, Stanford Law Review, vol. 35.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد کتاب سیاست جنایی در اسلام و در جمهوری اسلامی ایران</TitleF>
				<TitleE>A Critique of the &quot;Criminal Policy in Islam and in the Islamic Republic of Iran&quot;</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3308.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اصولاً هر رشتة مطالعاتی به‌گونه‌ای انتخاب شده و برگزیده می‌شود که ازیک‌سو بیان‌گر محتوای آن رشته باشد و ازسوی‌دیگر، بتواند حدود و قلمروِ آن را تبیین کند؛ مانند جامعه‌شناسی، کیفرشناسی، جرم‌شناسی. حال‌آن‌که سیاست جنایی رشته‌ای است که گستره‌ای فراتر از عنوان خود دارد و شامل موضوعات متعدد و گوناگون است. هم‌چنین، از نگاه عرصه‌های متنوع علمی و نیز نظام‌های مختلف حقوقی، به‌ویژه دینی و اسلامی، قابلیت طرح ارزیابی دارد. دربارة مفهوم سیاست جنایی از گذشته تاکنون، نظریات اندیشمندان بسیاری در جوامع غربی و شرقی و نیز در ایران قبل و پس از انقلاب اسلامی بیان شده است که در مواردی از آن‌ها تأمل و دقت لازم است. پرداختن به نگاه غیردینی و دینی به سیاست جنایی و ترسیم جایگاه آن در این دو قلمرو موضوعی است که در کتاب مورد‌ارزیابی، بدان توجه شده است و نگارنده تلاش کرده تا جایگاه را تبیین کند و از نقش آن در مباحث دینی و به‌تبع آن در نظام حقوقی کنونی جمهوری اسلامی ایران سخن بگوید.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Basically, each discipline is selected and chosen to indicate the content of the field, on the one hand, and it can explain its scope, such as sociology, rhetoric, criminology, and so on, on the other hand. While a criminal policy is a discipline that extends far beyond its title and includes many different subjects, it is also capable of evaluating from a diverse range of scientific disciplines, as well as various legal systems, especially religious and Islamic.About the concept of criminal policy from the past, the views of many writers in Western and Eastern societies, as well as in Iran before and after the Islamic Revolution, have been expressed, which in some cases require careful consideration. Addressing the secular and religious viewpoint of the criminal policy and plotting its place in these two groups: the first group is a subject that has been considered in the book of evaluation, and the author has attempted to explain the position and its role in religious matters, and consequently it is in the current legal system of the Islamic Republic of Iran.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>255</FPAGE>
						<TPAGE>270</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ناصر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قاسمی</Family>
						<NameE>Naser</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghasemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>dr.ghasemi76@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Politics</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>crime</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>religious and non-religious view</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>crime and punishment</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>امین‌ صارمی، نوذر (1380)، انحرافات اجتماعی و خرده‌فرهنگ‌های معارض، تهران: دانشگاه علوم انتظامی.##جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1378)، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران: گنج دانش.##لازرژ، کریستین (1382)، درآمدی به سیاست جنایی، ترجمة علی‌حسین نجفی ابرندآبادی، تهران: میزان.##مارتی، دلماس (1381)، نظام‌های بزرگ سیاست جنایی، ترجمة علی‌حسین نجفی ابرندآبادی، تهران: میزان.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقدی بر آسیب‌های اخلاقی حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و سیاسی زن و خانواده در منشور حقوق بشر (نسبت علم اسلامی با علم سکولار در نگاه به زن)</TitleF>
				<TitleE>Investigating the Moral, Social, Economic, Cultural and Political Rights of Women and the Family in the Human Rights Charter (Islamic Scholarship with Secular Science in the Eyes of the Woman)</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3871.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نقد منشور حقوق بشر در مؤلفة اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و سیاسی زن و خانواده در نسبت با دین اسلام از اهداف این مقاله است. پس از تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش، به‌روش تحلیل محتوای کیفی این نتایج حاصل می‌شود که هرچند در رابطه با حقوق زنان و تقویت بنیان خانواده و هم‌چنین دربه‌رسمیت‌شناختن حقوق و آزادی‌های اساسی زنان در برخی از برنامه‌ها و اسناد سازمان ملل متحد به‌لحاظ محتوایی تلاش‌هایی شده است، درعین‌حال به آسیب‌شناسی نیاز دارد. به همین منظور، در این مقاله آسیب‌های اخلاقی حق حیات، حق آزادی، حق اشتغال، حق آموزش، حق برخورداری از حمایت و تأمین اجتماعی و حقوق مدنی و سیاسی زن و خانواده استخراج شده است و الگوی سلامت اخلاقی حقوق بشر در مؤلفة حقوق زن و خانواده براساس مبانی اسلامی ارائه شده است. نتیجه این‌که راه درمان و برون‌رفت از آسیب‌های اخلاقی دیدگاه‌های سکولاریستی و اومانیستی و کمونیستی منشور حقوق بشر، و کنوانسیون‌های حقوق زنان دیدگاه اسلامی و اخلاق‌مدارانه است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The purpose of this study is to review and criticize the human rights charter in the social, economic, cultural, and political component of women and family in relation to the religion of Islam. The research method is objective and fundamental in terms of collecting data in the research class. The data were collected using a snippet, library, and document method. After analyzing the research data, the qualitative content analysis method resulted in the following results. In terms of content, some UN programs and documents, the relationship with women&#039;s rights and the strengthening of the foundation of the family, as well as the recognition of women&#039;s fundamental rights and freedoms, have been attempted, but in the eyes of United Nations agencies, the rights of women and the family are often the ones that need to be investigated. In this article, the damage Ethics in the areas of the right to life, the right to liberty, the right to work, the right to education, the right to protection and so on, minimum social, civil, and political rights of women and children were extracted, and the moral model of human rights in the component of women&#039;s and family rights was based on Islamic principles. In the end, the result was that the way to cure and to escape the moral harm arising from the human rights charter and women&#039;s rights conventions that are themselves based on secular, humanistic and communist views is Islamic and ethical.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>271</FPAGE>
						<TPAGE>300</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زهرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موسوی</Family>
						<NameE>Zahra</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mosavi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری فلسفۀ تعلیم و تربیت اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>z.moosavi92@iau-arak.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>طیبه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ماهروزاده</Family>
						<NameE>Tayebeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mahrosadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا (س)</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mahrouzadeh@alzahra.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سیفی</Family>
						<NameE>Mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Seyfi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m-seifi@iau-arak.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Human Rights</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Family and Family</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Harm</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Islamic Sciences</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Secular Science</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم.##بانکی‌پورفرد، امیرحسین (1385)، «کرامت زن در اندیشه‌های قرآنی»، فصل‌نامة قرآنی کوثر، س 6، ش 200.##بلادی موسوی، صدرالدین (1389)، شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی زنان در جمهوری اسلامی ایران، تهران: نهاد ریاست جمهوری دفتر امور مشارکت زنان.##بهشتی، سعید (1389)، تأملات فلسفی در تعلیم و تربیت، تهران: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل.##جوادی آملی، عبدالله (1388)، «هم‌سانی زن و مرد ازدیدگاه اسلام»، آرمان.##جوادی آملی، عبدالله (1389)، حق و تکلیف در اسلام، قم: اسراء.##جوادی آملی، عبدالله (1393)، فلسفة حقوق بشر، قم: اسراء.##حکیمی، محمد (1387)، دفاع از حقوق زن، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی.##راش، مایکل (1387)، جامعه و سیاست، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی، ترجمة منوچهر صبوری، تهران: سمت.##روحانی، طاهره (1382)،زنان دین‌گستر در تاریخ اسلام، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی.##زهره‌وند، علی (1384)، مکانیزم‌های سازمان ملل در حمایت از حقوق بشر، پایان‌نامة کارشناسی، تهران: دانشکدة روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه.##شکاری، احمد و رضا حاجی‌رشیدی (1388)، «بررسی میزان توجه به مؤلفه‌های حقوق بشر در برنامة درسی دورة متوسطة ایران»، فصل‌نامة نوآوردهای پژوهشی، دورة 17، ش 4.##صفایی، سیدحسین و اسدالله امامی (1380)، حقوق خانواده، تهران: دانشگاه تهران.##طاهری، علی‌رضا (1392)،منشأ حیات ازدیدگاه علم و اسلام، مشهد: چاپ پارت گرافیک.##طباطبایی، محمدحسین (1384)، تفسیر المیزان، ج 20، قم: دفتر انتشارات اسلامی.##طباطبایی مؤتمنی، منوچهر (1385)،آزادی‌های عمومی و حقوق بشر، تهران: دانشگاه تهران.##عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه و لیلا خسروی (1388)، مطالعة تطبیقی حقوق زنان ازمنظر اسلام و غرب:مبانی حقوق زنان، حق حیات و حق تأمین اجتماعی، ج 1، تهران: مرکز امور زنان و خانوادة ریاست جمهوری.##عمید زنجانی، عباس‌علی و محمدمهدی توکلی (1388)، «حقوق بشر اسلامی و کرامت ذاتی انسان در اسلام»، فصل‌نامة حقوق، دورة 94، ش 37.##کاتوزیان، ناصر (1388)، حقوق مدنی خانواده، تهران: شرکت سهامی انتشار.##کار، مهرانگیز (1378)، رفع تبعیض از زنان، مقایسة کنوانسیون رفع تبعیض از زنان با قوانین داخلی ایران،تهران: قطره.##لغت‌نامه (1383)، به‌کوشش علی‌اکبر دهخدا، ج 6، تهران: مؤسسة لغت‌نامة دهخدا.##لمبروزو، جینا (1369)، روح زن، ترجمة پری حسام شهرئیس، تهران: دانش.##لواسانی، محمود (1383)، فلسفة حقوق بشر و نقد مبانی آن، تهران: دانشگاه تهران.##محقق داماد، مصطفی (1386)، بررسی فقهی و حقوقی خانواده و نکاح و انحلال آن، تهران: علوم اسلامی.##مشیرزاده، حمیرا (1383)، مقدمه‌ای بر مطالعات زنان، تهران: دفتر برنامه‌ریزی اجتماعی و مطالعات اجتماعی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری.##مصباح یزدی، محمدتقی (1378)،نظریة سیاسی اسلام؛ قانون‌گذاری،قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).##مصطفوی (خمینی)، فریده و فاطمه جعفری ورامینی (1388)،زن ازمنظر اسلام، قم: مؤسسة بوستان کتاب قم.##مطهری، مرتضی (1369)، مجموعه‌آثار مرتضی مطهری، ج 6، تهران: صدرا.##مطهری، مرتضی (1378)، تعلیم و تربیت در اسلام، قم: صدرا.##مطهری، مرتضی (1391)، زن و مسائل قضایی و سیاسی، قم: صدرا.##منصورنژاد، محمد (1391)،مسئلة زن، اسلام و فمنیسم، در دفاع از حقوق زنان، تهران: برگ زیتون.##مهرپور، حسین (1384)،مباحثی از حقوق زن ازمنظر داخلی، مبانی فقهی، و موازین بین‌المللی، تهران: اطلاعات.##مهرپور، حسین (1384)، حقوق بشر در اسناد بین‌المللی و موضع جمهوری اسلامی ایران، تهران: اطلاعات.##مهرپور، حسین (1392)، مباحثی ازحقوق زن، قم: اطلاعات.##میرزایی، سعید (1383)، تحول مفهوم حاکمیت در سازمان ملل متحد، تهران: وزارت امور خارجه.##نقبایی، حسام (1382)،سیر تکامل حقوق زن در تاریخ و شرایع، تهران: چاپ‌خانة بدیع.##نوری، یحیی (1385)، حقوق زن در اسلام و جهان، تهران: نوید نور.##هاشمی، محمد (1384)،حقوق بشر و آزادی‌های اساسی، تهران: میزان.##یوسفیان، نعمت‌الله و علی‌اصغر الهام‌نیا (1385)، احکام خانواده، تهران: حوزة نمایندگی ولی فقیه در سپاه.##Christie, P. (2010), “The Complexity of Human Rights in Global Times: The Case of the Right to Education in South Africa”, International Journal of Educational Development, vol. 30, no. 1.##Gholdeshtain, Z. Salbe. V. (2010), “The Approach of the European Commissionand Court of Human Rights to International Humanitarian Law”, International Review of the Red Cross, no. 324.##Robert, K. (1998), “The Relationship between International Humanitarian Law and Human Rights Law: A Brief History of the Universal Declaration of Human Rights and the Geneva Conventions”, International Review of the Red Cross, no. 324.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تعیین پدر در تلقیح مصنوعی باتوجه‌ به مبانی فقه و حقوق اسلامی</TitleF>
				<TitleE>Determination of Father in Artificial Insemination Based on Jurisprudence and Islamic Law</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3304.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>از مسائلی که در شرع اهمیت خاصی دارد شناخت نسب است، به‌ویژه در نسب افرادی که شک و تردید باشد. لقاح مصنوعی بین دو بیگانه هم از مصادیق مشکوک است که از دو حیث حکم تکلیفی و حکم وضعی مورد‌مداقه قرار می‌‌گیرد و ازآن‌جاکه بین این دو حکم در لقاح مصنوعی ملازمه‌‌ای نیست، می‌‌توان بدون درنظر‌گرفتن جواز یا حرمت، حکم وضعی نسب در تلقیح مصنوعی را بررسی کرد. هدف از این مقاله بررسی نظرهای مختلف در ادلة خاص حکم وضعی نسب درمورد تعیین پدر و هم‌چنین نقد این نظرها و انتخابِ نظر درست براساس آیات و روایات است. براساس نتایج به‌دست‌آمده از این مقاله، می‌توان گفت که از اقوال مختلف، قول صحیح این است که چنین اطفالی به صاحب اسپرم تعلق دارند و اقوال دیگر، به‌سبب مخدوش‌بودن مستنداتشان، صحیح نیستند. شناخت پدرِ فرزندانِ ناشی از لقاح مصنوعی آثاری هم‌چون ولایت، نفقه، ارث بر آن مترتب می‌شود و می‌توان مسائل مربوط به آن‌ها با درنظرگرفتن پدر واقعی اثبات‌شده در این مقاله حل‌و‌فصل کرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The recognition of parentage is one of the important issues in Shari&#039;a, especially in the cases where there is doubt. Artificial insemination between two foreigners is a suspicious example that is criticized in two terms of imperatives and positive rules. Because of independence between imperatives and positive rules, the positive rules of parentage in artificial insemination could be independently criticized.In this regard, the aim of this article is to examine different opinions in the specific evidence of positive rules of parentage regarding the determination of the father, as well as criticizing these views and choosing the right point based on verses and narrations.Based on the result of this paper, the right view is that these children belong to the owner of sperm and other views are rejected because of the invalid reasons. In the end, it can be argued that the privacy, alimony, and inheritance issues can be resolved by considering the real father explained in this article.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>301</FPAGE>
						<TPAGE>322</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عزت السادات</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موسوی درچه</Family>
						<NameE>Ezat Sadat</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mousavi Dorcheh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکترای فقه‌ و اصول از شورای مدیریت حوزه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ezat_mousavi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سید حمید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جزایری</Family>
						<NameE>Seyed Hamid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jazayeri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد‌یار جامعة المصطفی، رشتۀ قرآن و حقوق</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>quran.olum@chmail.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>هاشم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نیازی</Family>
						<NameE>Hashem</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Niazi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار جامعة المصطفی، رشتۀ فقه و اصول،</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h-niyazi@mia.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>artificial insemination</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>imperative rules</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>positive rules</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>parentage</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the owner of sperm</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم.##ابن‌منظور، محمد‌‌بن ‌مکرم (1414 ق)، لسان العرب، بیروت: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع.##امامی، سیدحسن (1375)، حقوق مدنی، تهران: اسلامیة.##انصارى شیرازى، قدرت‌الله و دیگران (1429 ق)، موسوعة احکام الاطفال و ادلتها، قم: مرکز فقهى ائمۀ اطهار.##بجنوردى، سیدحسن‌بن آقا‌بزرگ موسوى (1419 ق)،القواعد الفقهیة، ج 4، قم: نشر الهادی.##بحرالعلوم بروجردی، سیدمهدی (1405 ق)، الفوائد الرجالیه، تهران: مکتبۀ الصادق.##بحرانی، محمد سند (1342 ق)، فقه الطب و التضخم النقدی، بیروت: مؤسسۀ ام القری للتحقیق و النشر.##بخاری، محمد‌بن ‌اسماعیل (1385)، الجامع الصحیح، تهران: شیخ الاسلام احمد جام.##بهجت فومنى، محمدتقى (1428 ق)، استفتائات (بهجت)، ج 4، چاپ 1، قم: دفتر حضرت آیت‌الله بهجت.##جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1392)، وسیط در ترمینولوژی حقوق، تهران: گنج دانش.##حر عاملی، محمد‌بن ‌حسن (1409 ق)، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، قم: مؤسسۀ آل البیت لاحیاء التراث.##حر عاملى، محمد‌‌بن ‌حسن (1412 ق)، هدایة الامة الى احکام الائمة؛ منتخب المسائل، مشهد:مجمع البحوث الاسلامیة.##حرم پناهی، محسن «تلقیح مصنوعی»، مجلۀ فقه اهل بیت، ش 10.##خراسانی، محمدکاظم (1426 ق)، کفایة الاصول، قم: مؤسسۀ آل البیت لاحیاء التراث.##خویی، سیدابوالقاسم (1410 ق)، منهاج الصالحین، قم: مدینة العلم.##راغب اصفهانى، حسین‌‌‌بن ‌محمد (1412 ق)، مفردات افاظ القرآن، سوریه: دار العلم، الدار الشامیة.##روحانی قمی، سیدصادق (1391)، المسائل المستحدثه، قم: دار الکتاب.##سبزوارى، سیدعبدالاعلى (1413 ق)، مهذب الاحکام، قم: مؤسسۀ المنار.##شبیری زنجانی، موسی (1419 ق)، کتاب نکاح، قم: مؤسسۀ پژوهشى راى‌پرداز.##شعرانى، ابوالحسن (1419)، تبصرة المتعلمین فی احکام الدین، تهران: اسلامیة.##ص‍اح‍ب‌ ج‍واه‍ر، م‍ح‍م‍دح‍س‍ن‌‌‌بن ‌ب‍اقر‍ (1365)، جواهر الکلام، بیروت: داراحیاء التراث العربی.##صدر، سیدمحمد (1420ق)، ماوراء الفقه، بیروت: دارالاضواء للطباعة و النشر و التوزیع.##طباطبایی حائری، سیدمحمد (بی‌تا)، کتاب المناهل، قم: مؤسسۀ آل‌البیت لاحیاء التراث.##طب‍اطب‍ای‍ی، م‍ح‍م‍د‌‌بن ‌ع‍ل‍ی (1242 ق)، کتاب المناهل، قم: مؤسسة آل البیت لاحیاء تراث.##طریحى، فخرالدین (1416 ق)، مجمع البحرین، تهران: کتاب‌فروشى مرتضوى.##طوسی، محمد‌بن ‌حسن (1407 ق)، تهذیب ‏الاحکام، تهران: دار الکتب الاسلامیة.##عبدالمنعم، محمود عبدالرحمن (2010 م)، معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیة، قاهره، مصر: دار الفضیل.##علوی قزوینی، سیدعلی (1388)، «آثار حقوق تلقیح مصنوعی انسان»، فصل‌نامة مفید، ش 3.##عمید، حسن (1375)، فرهنگ عمید، تهران: امیرکبیر.##الغروی، شیخ میرزا علی (1377)، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، قم: مؤسسۀ احیاء آثار الامام الخوئی.##فیومى، احمد‌بن محمد (720 ق)، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم: دار الرضی.##قانعی، محمد (1386)، الرحم البدیل من منظار فقهی، تهران: سمت.##قرشى، سیدعلى‌اکبر (1412 ق)، قاموس قرآن، تهران: دار الکتب الاسلامیة.##کلینی، محمد‌بن ‌یعقوب (1365)، اصول کافی، تهران: دار الکتب الاسلامیة.##مجلسی، محمدباقر‌بن ‌محمدتقى (1404)، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران: دار الکتب الاسلامیة.##مجلسی، محمدباقر‌بن ‌محمدتقى (1406 ق)، ملاذ الاخیار فی فهم تهذیب الاخبار، قم: کتاب‌خانة آیت‌الله العظمی مرعشى نجفى.##مجلسی، محمدباقر‌بن ‌محمدتقى (1406)، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، قم: مؤسسۀ فرهنگى اسلامى کوشانپور.##مجلسی، محمدباقربن ‌محمدتقى (1410 ق)، بحار الانوار، بیروت: مؤسسة الطبع و النشر.##مجموعه مقالات روش‌های تولیدمثل انسانی ازدیدگاه فقه و حقوق (1377)، جهاد دانشگاهی، پژوهشکدة ابن‌سینا.##محقق کرکى، علی‌بن ‌حسین (1414 ق)، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج 12، قم: مؤسسۀ آل البیت (ع).##موسوی بجنوردی، سیدحسن (1419 ق)، قواعد الفقهیه، قم: نشر الهادی.##موسوی خمینی، سیدروح‌الله (بی‌تا)، تحریر الوسیلة، قم: دار العلم.##مؤمن قمى، محمد (1415 ق)، کلمات سدیدة فی مسائل جدیدة، قم: جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، دفتر انتشارات اسلامی.##نوری، حسین‌‌بن ‌محمدتقی (1408 ق)، مستدرک الوسایل و مستنبط المسائل، بیروت: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث.##هاشمی شاهرودی، سیدمحمود (1417 ق)، بحوث فی علم الاصول؛ تقریرات شهید صدر، قم:مرکز القدیر للدراسات الاسلامیة.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد کتاب مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران</TitleF>
				<TitleE>Criticism and analysis of the book &quot;Fundamentals of the Islamic Republic of Iran&#039;s constitutional Law&quot;</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3305.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>اهمیت این نقد به‌لحاظ جایگاه حقوق اساسی، قانون اساسی، و حکومت جمهوری اسلامی است و ضرورت نقد نیز انگیزة شکل‌‌گیری کتاب موردنقد به‌منزلة منبع آموزشی برای درس «حقوق اساسی» دورة کارشناسی رشتة حقوق و دروس مرتبط با حقوق اساسی در دوره‌های تحصیلات تکمیلی گرایش حقوق عمومی است. هدف این نقد شناسایی نقاط قوت و ضعف کتاب به‌منزلة «کتاب دانشگاهی» و اصلاح موارد پیش‌نهادی و رفع کاستی‌های آن است. روش نقد استنادیـ تحلیلی براساس روش‌شناسی حقوقی و منطق حقوقی حاکم بر دانش حقوقی است که در چهارچوب کلی نقدِ روشی، نقد شکلی، نقد محتوایی، و ارزیابی کمیت و کیفیت منابع، ارجاعات، و استنادات انجام گرفته است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که این کتاب هرچند ازلحاظ موضوع و تبیین اصول و مستندات مناسب است، به‌لحاظ روش‌شناسی و میزان هماهنگی محتوا با اهداف و نیازهای آموزشی و انطباق اثر با اهداف حاکم بر قانون اساسی و انسجام و ارتباط منطقی بین اجزا، به تجدیدنظر اساسی نیاز دارد. هم‌چنین، این کتاب به‌‌علت پردازش‌نکردن متعادل مطالب گرفتار تناقض‌های نظری و محتوایی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The importance of this criticism is due to the status of the constitutional law, the constitution and the rule of the Islamic Republic, and the necessity of criticism is also the motivation for the formation of the effect of criticism as a teaching resource for the constitutional law course in law and subjects related to constitutional law in postgraduate courses in the field of public law. The purpose of this critique is to identify the strengths and weaknesses of the work as &quot;academic books&quot; and to modify the proposed issues and to eliminate existing shortcomings. The method of critique is citation-analytical methodology, and legal logic-based analysis of the legal knowledge is critical in the overall context of a critique of form, and content review. It also assesses the quantity and quality of resources, references, and citations. The results indicate that this critique in terms of methodology and coordination of content, objectives and training needs and the cohesion and logical relationship between the components should be fundamentally revision. Also, due to the lack of balanced processing of the material, it is also subject to both theoretical and internal contradictions.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>323</FPAGE>
						<TPAGE>339</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ابراهیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موسی‌زاده</Family>
						<NameE>Ebrahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mousazadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>e.mousazadeh@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>constitutional law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Islamic republic</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Constitution</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Foundations of Law</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Method Review</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Content critique</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ارسطا، محمدجواد (۱۳۸۹)، مبانی تحلیلی نظام جمهوری اسلامی ایران، قم: بوستان کتاب.##بهشتی، سیدمحمدحسین (۱۳۸۰)، مبانی نظری قانون اساسی، تهران: بنیاد نشر آثار شهید بهشتی.##پروین، خیرالله و فیروز اصلانی (۱۳۹۱)، اصول و مبانی حقوق اساسی، تهران: دانشگاه تهران.##جوادی آملی، عبدالله (۱۳۷۷)، فلسفة دین (فلسفة حقوق بشر)، قم: اسراء.##جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۶)، تفسیر تسنیم، قم: اسراء.##جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۸)، ولایت فقیه (ولایت نقاهت و عدالت)، قم: اسراء.##حضرتی، حسن (۱۳۹۰)، روش پژوهش در تاریخ‌شناسی، تهران: پژوهشکدة امام خمینی و انقلاب اسلامی.##رونژر، پیرت (۱۳۶۴)، مبانی پژوهش در علوم اجتماعی، ترجمة محمد دادگران، تهران: نوآور.##صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۶۴)، تهران: ادارة کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی.##ظهیری، عباس (۱۳۷۲)،المعتبر فی شرح المختصر؛ شرح مختصر المعانی علامه تفتازانی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.##عباسی لاهیجی، بیژن (۱۳۸۹)، مبانی حقوق اساسی، تهران: جنگل جاودانه.##عمید زنجانی، عباس‌علی (۱۳۶۳)، مبانی فقهی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: جهاد دانشگاهی.##عمید زنجانی، عباس‌علی (۱۳۷۳)، فقه سیاسی؛ نظام سیاسی و رهبری در اسلام، ج 2، تهران: امیرکبیر.##عمید زنجانی، عباس‌علی (۱۳۸۵)، حقوق اساسی ایران، تهران: دانشگاه تهران.##قاضی، ابوالفضل(۱۳۷۳)، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، ج 1، تهران: دانشگاه تهران.##کاتوزیان، ناصر (۱۳۷۷ الف)، مبانی حقوق عمومی، تهران: دادگستر.##کاتوزیان، ناصر (۱۳۷۷ ب)، فلسفة حقوق، ج 1، تهران: شرکت سهامی انتشار.##کعبی، عباس (۱۳۹۴)، مبانی حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع).##گرجی ازندریانی، علی‌اکبر (۱۳۸۸)، در تکاپوی حقوق اساسی، تهران: جنگل جاودانه.##مدنی، سیدجلال‌الدین (۱۳۸۳)، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: پایدار.##المظفر، شیخ محمدرضا (۱۴۱۳ ق)، المنطق، قم: فیروزآبادی.##ویژه، محمدرضا (۱۳۹۳)، کلیات حقوق اساسی، تهران: سمت.##هاشمی، سیدمحمد (۱۳۸۰)، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: دادگستر.##یزدی، محمد (۱۳۷۵)، قانون اساسی برای همه، تهران: امیرکبیر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقدی بر برخی موانع اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی موردکاوی شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران</TitleF>
				<TitleE>A Review of Some of the Challenges and Obstacles to Implementation of General Principles of Article 44 of the Constitution: A Case Study of National Iranian Oil Refining and Distribution Company</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3306.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در این مقاله، برخی موانع و چالش‌‌های اجرایی‌شدن قانون اجرای اصل 44 قانون اساسی در شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌‌های نفتی ایران و رئوس این ابهامات، تشتت‌‌ها، و چالش‌‌ها تحلیل می‌‌شود. در بررسی تحلیلی این موضوع، چند مقوله بیش از سایرین به ذهن متبادر می‌شود که از این قرار است: ابهام در مبانی و اصول و قواعد، چالش درخدمت عمومی، تضاد واگذاری‌‌ها با نوع دولت مفروض قانون اساسی، سردرگمی در نهاد مالکیت شرکت‌های واگذارشده، ابهام درمورد کارمندان شاغل در شرکت‌های واگذارشده، چالش در وضعیت بازنشستگی، و ابهام در میزان امتیازات و قواعد حاکمیتی شرکت‌‌ها. هریک از این موضوعات را جداگانه به بحث تحلیلی گذاشته شده و درحد گنجایش تحقیق به ذکر نمونه‌‌ها، آثار و عواقب، و نحوة عملکرد نهادهای مربوطه در‌راستای حل آن‌‌ها باتوجه‌به مستندات و مصوبات پرداخته می‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In this article, regarding some of the obstacles and challenges of implementing the law, the implementation of Article 44 of the Constitution in the National Iranian Oil Refining and Distribution Company addresses the analysis of the outlines of these ambiguities and challenges. In analyzing this issue, there are several categories more than others: ambiguity in the basics and principles, the challenge in the public service, the conflict of assignments with the type of constitutional government, the confusion in the institution, the ownership of the ventures, the ambiguity about the employees employed in the corporations, the challenge of retirement, and the ambiguity in the rates of corporate governance and privileges. Each of these issues is individually dealt with analytically and within the scope of the research, including the sample the effects, consequences, and the manner of operation of the relevant institutions in order to resolve them based on the documents and approvals.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>341</FPAGE>
						<TPAGE>374</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>نادر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>میرزاده کوهشاهی</Family>
						<NameE>Nader</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mirzadeh Kohshahi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار حقوق عمومی، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mirzadeh@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد رحمان</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>گایینی</Family>
						<NameE>Mohmmad Rahman</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Gaeeni</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار حقوق عمومی، دانشگاه آزاد،</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mohamadrahman1985@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>The Law on the Implementation of General Principles of Article 44 of the Constitution</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the National Iranian Oil Refining</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the Ministry of Economic Affairs and Finance</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the Privatization Organization</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آیین‌‌نامۀ نظام‌‌های اداری و استخدامی کارکنان صنعت نفت (1/9/1393)، ابلاغی طی نامة شمارة 92292، ریاست‌‌جمهوری.##تصویب‌‌نامة شمارة 117104/2/63، مورخ 24/8/1388، شورای عالی اجرای سیاست‌‌های کلی اصل 44.##راسخ، محمد (1388)، تقریرات درس حقوق اقتصاد عمومی، پایان‌نامۀ دکتری حقوق عمومی، گروه حقوق واحد علوم و تحقیقات، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی.##رستمی، ولی (1392)، مالیة عمومی، تهران: بنیاد حقوقی میزان.##رستمی، ولی (1394)، «تعدیل در قراردادهای اداری»، فصل‌نامة مطالعات حقوق عمومی، دورة 45، ش 2.##رستمی، ولی و احمد رنجبر (1394)، «ابعاد حقوقی مالیات بر نفت و گاز»، مطالعات حقوق انرژی، دورة 1، ش 1.##رستمی، ولی و ایام کمرخانی (1394)، «اعمال مقررات حقوق رقابت بر اعمال حاکمیتی و تصدی دولت»، مجلة حقوق، دورة 45، ش 3.##رستمی، ولی و سمیرا اصغری (1394)، «مراجع صالح جهت رسیدگی به شکایات استخدامی در نظام حقوقی ایران (ابهامات و راه‌کارها)»، مجلة پژوهش حقوق عمومی، ش 48.##رستمی، ولی و سیدمجتبی حسینی‌پور اردکانی (1392)، «نظارت قضایی بر مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی»، دانش حقوق عمومی، س 2، ش 3.##رضایی‌زاده، محمد‌جواد و داوود رضایی (1391)، «بازشناسی نظریة خدمات عمومی و اصول حاکم بر آن در قانون اساسی»، فقه و حقوق اسلامی، س 3، ش 5.##زارعی، محمدحسین (1394)، گفتارهایی در حقوق عمومی، تهران: خرسندی.##قانون اصلاح قانون نفت (1390).##کمیجانی، اکبر (1382)، ارزیابی عملکرد و سیاست خصوصی‌سازی در ایران، معاونت امور اقتصادی وزارت اقتصاد.##مقام معظم رهبری، سیدعلی خامنه‌ای (29 بهمن 1392)، ابلاغیۀ سیاست‌‌های کلی اقتصاد مقاومتی.##مولایی، آیت (1393)، قراردادهای اداری، تهران، بنیاد حقوقی میزان.##وزارت امور اقتصادی و دارایی سازمان خصوصی‌سازی (1385)، طرح توزیع سهام عدالت، تهران: سازمان خصوصی‌سازی، مدیریت مطالعات، و برنامه‌ریزی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقد موانع بین‌المللی و ملی حمایت از تولید داخلی و راه‌کارهای حقوقی آن</TitleF>
				<TitleE>The Critique of International and National Barriers to Domestic Production and Its Legal Solutions</TitleE>
                <URL>http://criticalstudy.ihcs.ac.ir/article_3307.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>فعالیت‌های تولیدی صریحاً در مادة دوی قانون تجارت ایران پیش‌بینی و از اعمال تجاری ذاتی تلقی شده است. بی‌شک، رشد تولید پیش‌زمینة توسعة اقتصادی است و حمایت از تولید داخلی و بهبود محیط کسب‌و‌کار امروزه در اولویت برنامه‌های مطالعاتی حقوق تجاری و اقتصادی قرار گرفته است و از این طریق، زمینه‌های گسترده‌ای برای تحقق آن فراهم آمده که ساختار قراردادهای تولیدی، مدیریت حقوقی قراردادهای سرمایه‌گذاری خارجی، پیش‌گیری از دامپینگ‌های وارداتی، تصویب قوانین حمایتی حاکم بر مناطق ویژة اقتصادی، اصلاح قوانین مالیاتی، مبارزه با قاچاق کالا و ارز، بازنگری در قوانین بانکی و تسهیل مشارکت فعالان تجاری و صنعتی خارجی در کشور از مصادیق بارز آن است، اما محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی ازیک‌طرف و الزامات الحاق سازمان جهانی تجارت ازسوی‌دیگر، و درنهایت خلأها و ابهام‌های قوانین و مقررات جاری درکنار ضعف سیاست‌های اقتصادی مانع بزرگی برای حمایت از تولید داخلی بوده است، به‌طوری‌که از دیرباز به‌مثابة چالش میان حمایت‌گرایی و جهانی‌شدن اقتصاد مطرح است و نقد وضعیت حقوقی حاکم برای تبیین نظام حمایتی مطلوب، با استفاده از تجارب کشورهای پیشرفته در فرایند صنعتی‌شدن کشور و رقابتی‌کردن اقتصاد داخلی، را ضروری ساخته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The manufacturing and production activities have been explicitly predicted in Article 2 of the Iranian Trade Act and have been considered as inherent to commerce. The growth of production is the foreground of economic development, and the support of domestic production and the improvement of business environment are nowadays the priority of study programs in commercial and economic law, through which there are now broad fields available for its realization, and the evident conformation of which includes anatomy of manufacturing contracts, legal management of foreign investment contracts, prevention of imported dumping, the adoption of supportive laws governing special economic zones, modification of tax laws, combating contraband of goods and foreign exchange, reviewing banking laws, and facilitating the participation of foreign trade and industrial activists in the country. But, the constraints of international sanctions on the one hand, and the WTO integration requirements on the other hand, and, finally, the deficiencies and ambiguities about current laws and regulations, along with the weakness of economic policies, have been a major barrier to domestic production, which has long been a challenge between protectionism and globalization of the economy and which has made the critique of the existing legal status a necessity to explain the desired supportive system, using the experiences of advanced countries in the process of industrialization of the country and the competitiveness of the domestic economy.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>375</FPAGE>
						<TPAGE>393</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جعفر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نوری یوشانلوئی</Family>
						<NameE>Jafar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nory Yoshanloey</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>jafarnory@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سیده نازنین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اخوان طباطبائی</Family>
						<NameE>Seyedeh Nazanin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Akhavan Tabatabaei</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ‌ارشد حقوق تجاری اقتصادی بین‌المللی، پردیس البرز دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>tabatabaii_n@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Business practices</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>domestic production</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>international requirements</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>national protectionism</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ارشادی، وحید (1387)، «بررسی و شناسایی موانع تولید با رویکرد اصلاح قوانین در بخش صنایع کوچک و متوسط مطالعات زیربنایی»، مرکز پژوهش‌های مجلس.##باقری، محمود، علیرضا حجت‌زاده، و محمدتقی رضایی (1388)، «مقالة اجرای اصل آزادسازی تجاری در سازمان جهانی تجاری؛ چالش‌ها و فرصت‌ها»، ویژه‌نامة WTO، س 11، ش 27.##بهمن، همایون (1390)، پایان‌نامة برآورد تولید ملی ایران، تهران: دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.##تاری، فتح‌الله (1385)، «استفاده از مقررات‌زدایی در رفع موانع تولید»، مجلس و پژوهش.##تصویب‌نامه درخصوص ممنوعیت خرید کالاهای خارجی دارای نمونه یا مشابه تولید داخلی توسط تمامی دستگاه‌های دولتی، 145359 ت 47364 هـ 23/07/.##تقی‌نژاد، عمران (1387)، «مالیات بر ارزش افزوده ابهام‌ها و راه‌کارها»، مجلة حساب‌دار رسمی، ش 2.##حسن‌زاده، علی و سعید جوادی‌پور (1382)، مقررات‌زدایی در نظام بانکی مطالعة موردی اعطای تسهیلات، تهران: پژوهشکدة پولی و بانکی.##رازینی، ابراهیم‌علی (1374)، راه‌نمای کاربردی واردات، تهران: مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی.##رفعتی، محمدرضا (1371)، اثرات سیستم چند نرخی ارز بر اوضاع و احوال اقتصادی ـ بازرگانی کشور، تهران: مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی.##زمان‌زاده، حمید و وهاب قلیچ (1390)، «طرح تحول نظام بانکی، ضرورت‌ها و چالش‌ها»،مجلة تازه‌های اقتصاد، س 9، ش 132.##سمیعی‌نسب، مصطفی (1393)، «دیپلماسی اقتصادی راه‌برد مقابله با تحریم‌های اقتصادی در منظومة اقتصاد مقاومتی»، آفاق امنیت، ش 25.##شمس، عبدالحمید (1381)، مقررات‌زدایی، ج 1، تهران: سمت.##صباغیان، علی (1385)، «حمایت‌گرایی در تجارت جهانی»، پژوهش‌های تجارت جهانی، ش 2 و 3.##قانون ارتقای کیفی تولید خودرو و سایر تولیدات صنعتی داخلی (1389).##قانون اساسی (1387)، قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل 44.##قانون اصلاح یک تبصره به قانون اصلاح موادی از قانون برنامة چهارم توسعة اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی.##قانون امور گمرک (1390 و 1380).##قانون برخی احکام مالیاتی قانون برنامة پنج‌سالة پنجم توسعة جمهوری اسلامی ایران (1390 - 1394).##قانون برنامة پنجم توسعة جمهوری اسلامی ایران (1390- 1394).##قانون پیش‌بینی تدابیر و اقدام‌های حفاظتی، جبرانی، و ضد دامپینگ برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی (1383).##قانون تجارت ایران (1311).##قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی در تأمین نیازهای کشور و تقویت آن‌ها در امر صادرات و اصلاح مادة (104) قانون مالیات‌های مستقیم.##قانون حمایت از سرمایه‌گذاری خارجی.##قانون حمایت از صنایع مصوب سال (1343).##قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه‌گذاری صنعتی (1387).##قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر و ارتقای نظام مالی کشور.##قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی (1354).##کاشانی، سیدمحمود (1381)، «مبانی حقوقی و مقررات بهره‌وزیان دیرکرد (بررسی قانون عملیات بانکی بدون ربا)»، مجلة کانون وکلا.##لایحة اصلاح قانون حمایت صنعتی و جلوگیری از تعطیل کارخانه‌های کشور (1343).##ماجدی، علی و حسن گلریز (1367)، «پول و بانک از نظریه تا سیاست‌گذاری»، تهران: مؤسسة عالی بانک‌داری.##محمدی نوده، عبدالرحمن (1384)، تجارت پنهان، تهران: خیزران.##محمودزاده، محمود و محمد حسن‌زاده (1385)، «مالیات بر تجارت الکترونیکی: مقدمه‌ای بر تدوین قانون مالیات بر تجارت الکترونیکی در ایران»، فصل‌نامة پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی.##مقررات اتخاذ تصمیماتی به‌منظور حمایت از تولید (1388).##مقررات تدابیر و اقدام‌های حفاظتی، جبرانی و ضد دامپینگ برای حمایت از تولیدکنندگان داخل (1386).##موسوی زنوز، موسی (1392)، تحول حقوق تجارت بین‌الملل در سازمان جهانی تجارت، تهران: میزان.##موسویان، سیدعباس (1386)، «نقد و بررسی قانون عملیات بانک‌داری بدون ربا و پیش‌نهاد قانون جای‌گزین»، فصل‌نامة علمی ـ پژوهشی اقتصاد اسلامی، س 7، ش 25.##میدری، قودجانی (1387)، سنجش و بهبود محیط کسب‌وکار، تهران: جهاد دانشگاهی، دانشگاه تهران.##گزارش‌ها##«اصلاح ساختار بعد ورود به سازمان تجارت جهانی» (24/09/1380)، روزنامة جام جم، ش 100004223530.##«پیش‌نهاد اصلاح قوانین و مقررات و رویه‌های حقوقی» (14/5/1392)، گزارش 590 تا 606.##«تحلیل وضعیت اقتصادی کشور: رصد و تحلیل محیط کسب‌وکار ایران» (تیر 1392)، مرکز پژوهش‌های مجلس،.##«حمایت از تولید ملی قانون نمی‌خواهد» (اردیبهشت 1391)، روزنامة جام ‌جم.##«حمایت از تولید و بازنگری در قانون دلایل ساختاری ضعف تولید» (فروردین 1391)، روزنامة دنیای اقتصاد.##«خط قرمزهای جهانی حمایت‌گرایی» (28/01/1396)، روزنامة دنیای اقتصاد، ش 4022.##«گزارش جلسة کمیتة ارتباطات و اطلاع‌رسانی کارگروه تحولات اقتصادی» (خرداد 1392).##«محاسبة ظرفیت بالقوة مالیاتی بخش شرکت و مشاغل» (1385)، معاونت اقتصادی، دفتر تحقیقات و سیاست‌های مالی.##«موانع و تنگناهای تولید در اقتصاد ایران» (1387)، ادارة بررسی‌ها و سیاست‌های اقتصادی، بانک مرکزی ایران.##«موانعی که نمی‌گذارند چرخ صنعت بچرخد» (مرداد 1391)، برگرفته از خبرگزاری قم، به‌نقل‌از صنعت‌گران قمی.##&lt;http://asl440mefa. gov. ir&gt;.##&lt;http://isfp. ir/web/career/290&gt;.##&lt;http://rc. majlis. ir/fa&gt;.##&lt;http://www. magiran. com/iran-economics&gt;.##&lt;http://www. magiran. com/metaliran&gt;.##&lt;http://www. ttim. ir&gt;.##Report of the Committee on New Business of Keidanren (1995):##www. deregulation. ir&gt;.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				