نسبت نقدِ تاریخ با فراتاریخ؛ یک پیشنهاد

نوع مقاله: مقاله علمی- پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان.

10.30465/crtls.2020.5050

چکیده

این مقاله در پیِ ترسیمِ منطقِ حاکم بر نقدِ تاریخ از طریق تأمل در رابطة میان "تاریخ" و "نقدِ تاریخ" است و ابتدا به تبیین این مدّعا می‌پردازد که برخورداری از مبنای نظری، ضروری‌ترین اقدام برای هر تاریخدان در جهت نگارش و پژوهش تاریخ است. سپس با عرضة یک پیشنهاد به این مهمّ توجه می‌دهد که نقد آثار تاریخی نیز مستلزم دو نکته است: اول: آگاهی ناقد از مبنای نظریِ متنی که در صدد نقد آن است و دوم: برخورداریِ ناقد از یک مبنای نظریِ مشخص. از آنجایی که هر گونه مبنایِ نظری، به ساحتِ فراتاریخ مربوط می شود از اینرو فوری ترین بحث در این زمینه، ایضاح نسبت میان "نقدِ تاریخ" و "فراتاریخ" است. در این مقاله 5 تلقی از واژة تاریخ مبنای ورود به بحث قرار گرفته است که اولین تلقی‌(تاریخ به مثابه وقایع گذشته) مربوط به ساحتِ هستی‌شناختیِ تاریخ و چهار مورد بعدی( تاریخ به مثابه تاریخ‌نویسی. تاریخ به مثابه تاریخ‌پژوهی. تاریخ به مثابه تمدن‌پژوهی و تاریخ به مثابه فراتاریخ‌اندیشی) مربوط به ساحتِ معرفت‌شناختیِ تاریخ(علم‌ تاریخ) است. بخش اعظم مقاله با تحلیلِ ظرفیت‌ های سطوحِ مختلفِ معرفتِ تاریخی به تلاش برای ایضاحِ نسبتِ تاریخ و فراتاریخ در هر کدام از ساحت‌های تاریخ خواهد پرداخت.رویکرد اتخاذ شده در این مقاله مبتنی بر روش‌ فلسفة تحلیلیِ تاریخ است. بدین معنا که کوشش می‌شود با تحلیلِ (به معنای تجزیة) ساحت‌های معرفتیِ واژة تاریخ، ظرفیت‌های هر ساحت برای کمک به تبیین مفهوم نقدِ تاریخ برجسته شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Relationship Between Critique of History And Metahistory;A Propositon

نویسنده [English]

  • Abolhasan Fayaz Anush
Associated Profesor History Department University of Isfahan
چکیده [English]

It said that the relation between history and theory is like “the deaf dialog”. It means: there are incongrous interests between them, and maybe the interpretation itself, cause an inconsistent relation between historians and theorists. The essay explains every historian needs to have theoritical base for writting and studying of history. Then it emphasizes that for criticize of historical works, the critics must be aware of theoritical base of the text that they are critisise, also they themselves, have to adopt a specific theoritical base.So, every theoritical base relates to metahistorical field, - and it means: the historians who theorise have to attend to necessaries more than facts gathering - therefore, the most necessary debate is explanation of the relationship between critique of history and metahistory.  The essay analyses different levels of historical knowledge to explain the relationship.

کلیدواژه‌ها [English]

  • metahistory. historiography. civilization research. metahistorical thinking. critique of history

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از تاریخ 04 خرداد 1399
  • تاریخ دریافت: 29 خرداد 1398
  • تاریخ بازنگری: 04 آبان 1398
  • تاریخ پذیرش: 20 آذر 1398