نویسنده = سیدمحمد حسین حسینی
علوم تربیتی

نقدی بر کتاب برنامۀ درسی در دورۀ متوسطه

دوره 20، شماره 10، دی 1399، صفحه 17-43

https://doi.org/10.30465/crtls.2020.5873

سیدمحمدحسین حسینی

چکیده هدف پژوهش حاضر نقد کتاب برنامۀ درسی در دورۀ متوسطه است. بنابراین از ترکیبی از روش‌های مرور انتقادی کتاب، کاوش‌گری فلسفی انتقادی، و نقادی آموزشی استفاده شده است. کتاب مذکور تألیف فرج‌الهی و طالبی است که دانشگاه پیام‌نور در سال 1393 آن را منتشر کرده است. ابزار نقد اثر مذکور چک‌لیست نقد کتب‌ درسی دانشگاهی شورای بررسی متون و کتب علوم‌ انسانی است. برای تحلیل اطلاعات نیز از تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. براساس یافته‌ها، نقاط قوت کتاب شامل جامعیت صوری، حروف‌نگاری، کیفیت چاپ و صحافی، سازواری با مبانی و اصول دینی و اسلامی، به‌کارگیری ابزارهای علمی، معادل‌سازی، و کاربرد اصطلاحات تخصصی است. کاستی‌های اثر نیز طرح جلد نامناسب، نیاز به ویرایش علمی و ادبی، نظم و انسجام کلی و درون‌فصلی نامناسب، ابهام در منابع، نداشتن تحلیل علمی، نداشتن نوآوری و جدیدنبودن محتوا، سازوارنبودن محتوای اثر با مبانی و پیش‌فرض‌های حوزۀ معرفتی «برنامۀ درسی»، و عدم‌پوشش سرفصل‌های مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.

علوم تربیتی

نهادینه‌سازی فرهنگ نقد در جامعة علمی با کدام پارادایم یا بنیان علمی: مدرنیسم، پست‌مدرنیسم، یا آشوب ـ پیچیدگی؟

دوره 17، شماره 7، دی 1396، صفحه 29-53

سیدمحمد حسین حسینی، سوسن کشاورز

چکیده اگرچه نقد زیربنای رشد، توسعه، و بالندگی فردی و اجتماعی است، اما این امر به فرهنگ مسلط و فرایند منطقی جامعة علمی تبدیل نشده است. چنین وضعیتی دلایل گوناگونی دارد. یکی از این دلایل مفروضات زیربنایی یا پارادایم حاکم‌بر جامعة علمی است. بنابراین، هدف از نگارش این مقاله تحلیل فرهنگ نقد و تبیین این فرهنگ براساس سه پارادایم مسلط علمی، یعنی مدرنیسم، پست‌مدرنسیم، و آشوب و پیچیدگی است. بنابراین، از روش پژوهش استدلال استنتاجی استفاده شد. جامعة آماری دربرگیرندة کلیة کتاب‌ها، مقالات، مطالعات، و پژوهش‌های مرتبط با موضوع بود که حداکثر ممکن منابع به ‌روش نمونه‌گیری هدف‌مند برای نمونه انتخاب شدند. اطلاعات ازطریق سیاهة یادداشت‌برداری گردآوری و سپس به‌روش کلامی و تحلیل محتوای کیفی تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدرنیسم فقط نقد به‌منزلة قطعیت نظریه‌ای را ممکن می‌کند که برداشتی منفی، سطحی، و ناسازگار با روح نقد محسوب می‌شود. بنابراین، فرهنگ نقد در این پارادایم شکل نگرفته و نهادینه نخواهد شد. پست‌مدرنیسم نیز بستر یا فرصت چندانی برای نقد مهیا نمی‌کند. اما آشوب و پیچیدگی بستری بسیار مناسب برای شکل‌گیری، ترویج، و نهادینه‌شدن فرهنگ نقد است؛ زیرا، ویژگی‌ها و مفروضات آن تبیین مناسبی از مفهوم ویژگی‌ها و انواع سنت‌های نقد ارائه می‌کنند. بنابراین، شکل‌گیری، ترویج، و نهادینه‌سازی فرهنگ نقد نیازمند گذار پارادایمی از مدرنیسم و پست‌مدرنیسم به آشوب و پیچیدگی است.

علوم تربیتی

درآمدی انتقادی بر نظریه‌های «آشوب و پیچیدگی»

دوره 17، شماره 6، آذر 1396، صفحه 85-114

سیدمحمدحسین حسینی

چکیده هدف از نگارش این مقاله توصیف و نقد نظریه‌های آشوب و پیچیدگی است. بنابراین، از روش پژوهش «کاوش‌گری فلسفی انتقادی» استفاده شد. جامعة آماری دربرگیرندة همة کتاب‌ها، مقالات، مطالعات، و پژوهش‌های مرتبط با موضوع بود که حداکثر ممکن منابع به‌روش نمونه‌گیری هدف‌مند، به‌منزلة نمونه، انتخاب شدند. داده‌های موردنیاز ازطریق سیاهة یادداشت‌برداری گردآوری و اطلاعات به‌روش کلامی و استنتاج منطقی تحلیل شدند. براساس یافته‌های پژوهش، نظریة آشوب علم مطالعة سیستم‌های پیچیده، پویا، غیرخطی، دور از تعادل، و نظریة پیچیدگی علم مطالعه، توصیف، و تبیین رفتار سیستم‌های انطباقی پیچیده است که با ویژگی‌های اثر پروانه‌ای، مجذوب‌کننده‌های ناشناس، خودشباهتی، ظهوریابندگی، حلقه‌های بازخور، بی‌‌تعادلی، خودسازمان‌دهی، آشیانه‌ای‌بودن، شبکه‌‌ای‌‌بودن، کل‌نگری، غیرخطی، و ‌پیش‌بینی‌ناپذیر‌بودن شناخته می‌شوند. این نظریه‌ها با برداشت کوهنی، یک نظریة علمی و با مفهوم علوم نرم، یک علم و به‌دلیل زیرسؤال‌بردن پارادایم مدرنیسم و ارائة مفروضات جای‌گزین، پارادایم محسوب می‌شوند.

علوم تربیتی

تحلیل انتقادی الگوهای تغییر برنامه‌ درسی

دوره 15، شماره 37، زمستان 1394، صفحه 199-235

سید محمدحسین حسینی، محمود مهرمحمدی، غلامرضا حاج حسین‌نژاد، نادر سلسبیلی

چکیده هدف این مقاله تحلیل انتقادی الگوهای تغییر برنامه‌های درسی بود. برای تحقق این هدف، از روش پژوهش «کاوشگری فلسفی انتقادی» استفاده شد. جامعه آماری دربرگیرنده کلیه منابع اعم از کتابها، مقالات، مطالعات و پژوهش‌های مرتبط با موضوع بود که حداکثر ممکن منابع به روش نمونه‌گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های موردنیاز از طریق سیاهه یادداشت‌برداری گردآوری و اطلاعات به روش کلامی، تصویری و استنتاج منطقی تحلیل شد. براساس یافته‌های پژوهش، الگوهای تغییر برنامه‌های درسی شامل الگوهای پذیرش نگرانی‌محور، تغییر سیستمی، موانع و مقاومت در برابر تغییر، شرایط تغییر، عوامل مؤثر بر اجرای تغییر، سازمانی سه سطحی تغییر، ویژگی‌‌های تغییر، فرایند تغییر، و تغییر آموزشی سیستمی سه سطحی است. الگوهایی که اکثر آنها بر رویکرد غایت‌شناختی تغییر و رویکرد خطی بالا به پایین تغییر برنامه‌های درسی مبتنی بوده، غیرسیستمی و جزء‌نگر هستند و توصیف و تبیینی ناقص از واقعیت تغییر برنامه‌های درسی ارائه می‌کنند.