نویسنده = عبدالمؤمن حکیمی
مدیریت و سیاست‌گذاری

نقد قرآن‎بنیان بر انگاره‎های انسان‎شناختی در کتاب «شخصیت و سازمان»

دوره 26، شماره 1، بهار 1405، صفحه 147-178

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.49719.2859

عبدالمؤمن حکیمی، سید محمد آصف رضوی

چکیده نظریه‎های مدیریت معاصر مانند دیدگاه‎های کریس آرجریس، مبتنی بر پارادایمی مادی‎گرا و تقلیل‎گرا هستند که انسان را صرفاً به ابعاد روان‎شناختی و رفتاری محدود می‎کنند و از ساحت معنوی، اختیار اصیل و غایات متعالی او غافل‎اند. این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی و با روش استنطاقی، این انگاره‎ها را در پرتو انسان‎شناسی قرآنی بازخوانی کرده است. یافته‎های تحقیق نشان می‎دهد انسان‎شناسی قرآنی بر پنج رکن اساسی تأکید دارد: مختار و مسئول بودن انسان، دو ساحتی (مادی و معنوی) بودن او، نگاه عبادت‎محور به کار، تعیین عدالت و امانتداری به عنوان غایت سازمان، و رعایت کرامت ذاتی انسان به عنوان مرز اخلاقی. در مقابل، نظریه‎هایی مانند آرجریس، با تقلیل ابعاد پیچیده انسان، کمرنگ کردن اختیار و مسئولیت، و تمرکز بر اهداف صرفاً مادی، فاقد پشتوانه اخلاقی جامع هستند. در نتیجه، عبور از پارادایم‎های تقلیل‎گرای مدیریتی، مستلزم اتکا بر این انسان‎شناسی غنی قرآنی است تا سازمان‎هایی تحقق یابند که در آنها عدالت، حفظ کرامت انسانی، رشد همه‎جانبه و مسئولیت‎پذیری، به صورت متوازن با کارایی محقق گردد.

مدیریت و سیاست‌گذاری

بررسی و نقد معرفت‌شناسی نظریۀ انسان سازمانی مک‌گرگور از منظر قرآن کریم

دوره 22، شماره 2، اردیبهشت 1401، صفحه 103-130

https://doi.org/10.30465/crtls.2022.39938.2510

عبدالمؤمن حکیمی، علی اصغر شعاعی

چکیده معرفت‌‌شناسی ترازو و معیار سنجش است. در دانش مدیریت عیار پدیده‌‌های سازمانی با علم سنجش و جایگاه خود علم نیز با معرفت‌‌شناسی سنجیده می‌‌شود. معرفت‌شناسی محورِ تحلیل بسیاری از فرایندهای مدیریتی است که بدون شناخت صحیح آن شاید سازمان‌ها با چالش جدی با افراد در سازمان مواجه شوند. بررسی و نقد معرفت‌‌شناسی نظریۀ داگلاس مک‌گرگور است که از چهار مؤلفه به‌نام‌‌های «ماهیت»، «موضوع»، «ابزار»، و «منبع و اعتبار» شکل یافته است. نقد معرفت‌‌شناسی نظریۀ یادشده با کاربست روش کیفی تفسیر موضوعی برون‌قرآنی استنطاقی صورت گرفته است. یافته‌‌های پژوهش نشان می‌‌دهد که قرآن تنها اتکا به عقل و یافته‌های بشری را برای شناخت کافی ندانسته است و تجربه، حس، و استقرا را گام‌‌های مقدِمی برای شناخت کامل و مطمئن می‌داند که متکی بر ایمان قلبی و برهان‌‌های عقلی و نقلی (قرآن و سنت) هستند و ماهیت واقع‌‌نمایانه با دو نگاه عمودی (با خالق) و افقی (رفتارهای جوارحی و جوانحی مخلوق و تمام هستی) دارند. از نگاه قرآن، ابزارهای شناخت تنها استقرایی نظیر مشاهده و آزمایش مبتنی‌بر‌‌ رفتارهای انسان نیست، بلکه منابع آن گسترۀ فراوانی هم‌چون وحی، عقل، قلب، حس، و تمام هستی دارند که اعتبار نامحدود و در مقایسه با مکتب مذکور، دیدگاه متفاوت دارند.