عبور از تبیین؛ نقد و ارزیابی نظریۀ «ضدتبیین» در کتاب ناگهان انقلاب
دوره 26، شماره 1، بهار 1405، صفحه 93-119
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52545.2947
مجید استوار، آرمان سلطانی
چکیده انقلاب اسلامی ایران، با وجود تبیینهای متنوع ساختاری، فرهنگی و اقتصادی، برای بسیاری از ناظران رویدادی ناگهانی و پیشبینیناپذیر بود. کتاب «ناگهان انقلاب» اثر «چارلز کورزمن» با طرح نظریه «ضدتبیین» و مفهوم «آوازه امکانپذیری» میکوشد این پارادوکس را از رهگذر تمرکز بر ادراکات ذهنی کنشگران و فروپاشی انتظارات تثبیتشده توضیح دهد. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که آیا نظریه ضدتبیین قادر است چارچوبی منسجم برای فهم انقلاب اسلامی ایران فراهم آورد؟ یافتهها نشان میدهد که اگرچه نظریه ضدتبیین با برجستهسازی عاملیت انسانی، عدم قطعیت تاریخی و نقش برآوردهای ذهنی از موفقیت جنبش، خلأ مهمی را در تبیینهای جبرگرایانه آشکار میسازد، اما در مقام یک چارچوب مستقل تبیینی با چالشهایی جدی روبهروست. فروکاست انقلاب به «باور به امکانپذیری»، ناتوانی در توضیح خاستگاه این باور در کنشگران اولیه، غفلت از ساختارهای کلان، سرمایه نمادین نهاد روحانیت و نقش روشنفکران و اتکای روششناختی بر مصاحبههای پسینی از مهمترین محدودیتهای این رویکرد است. در مجموع، ضدتبیین بیش از آنکه جایگزینی برای تبیینهای کلاسیک باشد، میتواند بهعنوان مکملی تحلیلی، افق فهم پویاییهای ذهنی و لحظات گسست در فرایندهای انقلابی را گسترش دهد. روش پژوهش کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که در آن از نقد درونی و بیرونی به طور همزمان استفاده شده است.
