کلیدواژه‌ها = استبداد
علوم اجتماعی

واکاوی کتاب نامه‎های ایرانی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی (بازتولید و تقابل گفتمان شرق‎شناسی و استبداد)

دوره 26، شماره 1، بهار 1405، صفحه 25-61

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52792.2956

رضا پارسامقدم

چکیده این مقاله با بهره‎گیری از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به تحلیل کتاب «نامه‎های ایرانی» منتسکیو می‎پردازد. هدف، کاوش در سازوکارهای زبانی، روایی و گفتمانی‎ای است که بازتولید و تقابل با گفتمان‎های مسلط عصر روشنگری (استبداد، شرق‎شناسی، پدرسالاری) را ممکن می‎سازد. داده‎ها شامل نامه‎های منتخب در سه سطح توصیف (ویژگی‎های زبانی و بلاغی)، تفسیر(رابطه متن با شرایط تولید و دریافت و شناخت چندصدایی و بینامتنی) و تبیین (کنش اجتماعی متن و آشکارسازی ایدئولوژی و روابط قدرت) تحلیل شده‎اند. یافته‎ها نشان می‎دهد منتسکیو با طنز، تقابل واژگانی، قالب نامه‎نگاری، آشنایی‎زدایی و چندصدایی، فضایی برای نقد غیرمستقیم و همزمان بازتولید گفتمان‎های مسلط می‎آفریند. از سوی دیگر، اثر به کلیشه‎های شرق‎شناسانه گرفتار آمده که پارادوکسی در پروژه روشنگری برجسته می‎کند. نامه‎های زنان حرمسرا و خواجه‎سرایان در بازیابی عاملیت سوژه‎های خاموش و طرح مقاومت در برابر استبداد نقشی محوری دارند. همچنین پاسخ زرین‎کوب به پرسش هویت ایرانی، استمرار و پیچیدگی گفتگوی گفتمانی شرق و غرب را از طریق بازتعریف هویت نشان می‎دهد. در نهایت، «نامه‎های ایرانی» نه تنها بازتابی از شرایط تاریخی-اجتماعی عصر روشنگری، بلکه به عنوان پراکتیک گفتمانی چندلایه و پارادوکسیکال، نقشی فعال در بازتولید و نقد گفتمان‎های مسلط دارد. این پژوهش نمونه‎ای از ظرفیت تحلیل گفتمان انتقادی در فهم متون کلاسیک سیاسی-فرهنگی است.

علوم اجتماعی

نقدی بر متون حوزۀ جامعه‌شناسی تاریخی ایران

دوره 17، شماره 7، دی 1396، صفحه 199-217

جواد نظری‌مقدم

چکیده بسیاری از مکتوبات حوزۀ خلقیات ایرانیان، با تأکید بر تلازم میان ساختار استبدادی و ویژگی‌های خلقی جامعۀ ایرانی، معتقد است حاکمیت‏های استبدادی در طول تاریخ این سرزمین اسباب حاکمیت ارزش‌های خودمدار و شکل‌نگرفتن ویژگی‏های مقوم توسعه ازقبیل مسئولیت‌پذیری، مشارکت، روحیۀ جمعی، و دیگرخواهی را سبب شده ‏است. این پژوهش می‌کوشد دیدگاه رایج درحوزۀ متون مربوط به خلقیات ایرانیان را به‌نقد بکشد. برپایۀ یافته‏های تحقیق، به‌نظر می‏رسد باید به کارکرد نظریه‌های یادشده که حاکی از تلازم میان استبداد حاکمان و اخلاق ملت‌هاست به‌دیدۀ تردید نگریست. نتایج حاصله می‏تواند  دست‌مایه‏ای برای مطالعات حوزۀ فرهنگ و توسعه باشد.