واکاوی الهیات پسامتافیزیکی جان کاپوتو؛ خدا، زندگی، عشق
دوره 25، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 53-79
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.52867.2960
علی فتوتیان؛ محمدجواد خضرایی
چکیده این مقاله به بررسی آثار یکی از مهمترین متفکران پستمدرن در حوزه الهیات یعنی جان کاپوتو میپردازد، کاپوتو نقد خود به الهیات متافیزیکی را ابتدا با تأثیرپذیرفتن از پرسش بنیادین هایدگر در باب متافیزیک آغاز میکند، سپس وی با الهام از مفهوم واسازی دریدا و با تأکید بر مفهوم متافیزیک حضور، مسیر فراروی از نگاههای متافیزیکی را در به تعویق انداختن هر امر حاضر دنبال میکند. طرح نهایی کاپوتو با تأسیس یک دین پسامتافیزیکی که در آن حضور بیواسطه در محضر امر دینی اهمیت مییابد پایهریزی میشود، با این وجود و علیرغم مسئله الهیاتی بسیار مهمی که کاپوتو مطرح میکند، هنوز ردپای نگاههای انسانمحورانه و ابهام در تعالی خدا در اندیشههای وی وجود دارد.در نهایت اتخاذ رویکر انتقادی نسبت به آثار کاپوتو بیش از هرچیز در نسبت با وضعیت پستمدرنیسم معنا مییابد که دو مولفۀ تعالی الاهیاتی و سایۀ انسانمحوری هنوز در آثار وی مشهود است. در این مقاله سعی شده است تا عمدۀ آثار کاپوتو مورد مداقه قرار گیرد.
چالشهای نظریهپردازی طبقات؛ تحلیل و نقد کتاب مطالعاتی درباره طبقات اجتماعی از ژرژ گورویچ
دوره 25، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 81-114
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.51236.2914
علیرضا مرادی
چکیده این مطالعه به نقد و بررسی کتاب مطالعاتی در باره طبقات اجتماعی(ژرژ گورویچ) میپردازد و میخواهد کارآمدی نظریههای مطرحشده در آن را در تحلیل طبقات اجتماعی معاصر ارزیابی کند. مسئله اصلی این است که چگونه این کتاب مفهوم طبقه اجتماعی را در چشماندازهای مختلف مورد سنجش قرار میدهد و چه تمایزاتی بین نظریات مارکسیستی، غیرمارکسیستی، و دیدگاه گورویچ در مواجهه با بحث طبقات وجود دارد. برای این منظور، مقاله با روشی تحلیلی-انتقادی، محتوای هر سه بخش اصلی کتاب را بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهند که کتاب با ارائه مفاهیمی مانند «فراکارکردی بودن»، «ناهمگرایی»، و «مقاومت در برابر جامعه کل»، تلاش میکند تا طبقات را بهعنوان پدیدهای پیچیده و چندلایه معرفی کند که در تعامل با ساختارهای اجتماعی گستردهتر شکل میگیرند. با این حال، نقدهای واردشده به کتاب شامل عدم ارائه تعریف عملیاتی روشن، کلیگرایی افراطی، کمتوجهی به نقش زنان و گروههای بینابینی، و ناروشن بودن جایگاه دولت و جنبشهای اجتماعی است. همچنین، کتاب از تأثیر روندهای جهانیشدن بر طبقات اجتماعی غافل مانده است. در نهایت، این مطالعه نشان میدهد که با وجود کاستیها، چارچوب نظری گورویچ تا حد زیادی میتواند بهعنوان پایهای برای تحلیل نابرابریهای اجتماعی معاصر مورد استفاده قرار گیرد.
تشکیل بازار؛ نقد و بررسی ایده خودبنیادی بازار در «رساله احساسات اخلاقی» آدام اسمیت بر اساس جامعه شناسی تاریخی - تطبیقی
دوره 25، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 147-173
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.53015.2963
حسین کچوئیان؛ معصومه ندیری
چکیده طبق مبانی علم اقتصاد، بازار سازوکاری خوبنیاد دارد و هر نیرویی بیرون از این نظم مخل تشکیل و بازی بازار است. این حکم ریشه در طرح آدام اسمیت از مکانیزم کنش انسان در رساله احساسات اخلاقی دارد. این ایده به دانش اقتصاد فرصت داد داعیه علمی بودن (محاسبهگری، پیش بینی پذیری و عاری بودن احکام خود از امورنامحاسباتی) را داشته باشد. اما از سوی دیگر عامل انسان زدایی از صحنه کنش اقتصادی شد و آن را به یک ماشین از پیش برنامه ریزی شده فروکاست. در این طرح، محاسبه امری غیر انسانی فرض میشود. منتقدان درونی و بیرونی دانش اقتصاد گرچه مباحث متعددی را درباره ایده بازار مطرح کردهاند اما چون نتوانستهاند نشان دهند، تصمیم و اراده یا همان امر نامحاسباتی چگونه در بنیاد محاسبه و کنش اقتصادی انسان وجود دارد، انتقادات آنها در نهایت نتوانسته است نشان دهد که بازار چرا و چگونه در تشکیل خود به سیاست نیاز دارد. در بهترین حالت تنها موفق شدهاند نشان دهند دولت عاری از سیاست باید طبق قوانین دورنزاد بازار از آن مراقبت کند و به این ترتیب مسئله دوگانگی انسان اقتصادی با انسان اجتماعی صاحب اراده، همچنان باقی مانده است. پژوهش حاضر با روش جامعه شناسی تاریخی- تطبیقی اقتصاد مکس وبر، نقش سیاست را در تاریخ تشکیل بازار آزاد نشان داده است.
معرفی و نقد کتاب معنا، فرهنگ و زندگی اجتماعی
دوره 25، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 37-67
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.51205.2912
سیروان محمودی؛ حمیده محمدزاده؛ علی یعقوبی
چکیده مقاله حاضر به بررسی و نقد کتاب «معنا، فرهنگ و زندگی اجتماعی» استوارت هال بهروش توصیفی-تحلیلی پرداخته است. محور اصلی کتاب، بررسی چیستی معنا، فرهنگ و رابطه آن با زندگی اجتماعی-سیاسی است. بررسیها نشان میدهد بهرغم اهمیت کتاب، ترجمۀ بخشی از متن انگلیسی که صرفاً مقدمهای برای بحث اصلی است و همچنین نواقص شکلی و محتوایی همچون نیاوردن پاورقی اصطلاحات و اسامی خاص، اشکالات نگارشی، ضعف در معادلگزینی و عدمیکدستی در ترجمه از ارزش آن کاسته است. هال، متأثر از گرامشی، مفهوم هژمونی را از سلطه طبقاتی به منازعۀ گفتمانی در فرهنگ و رسانه گسترش داده و بر تقاطع نژاد، جنسیت و هویت تأکید دارد. برخلاف ادوارد سعید که بازنمایی را ابزاری برای سلطۀ غرب بر شرق میداند، هال آنرا سّیال و مقاومتپذیر میبیند. بهدیدگاه هال نیز نقدهایی از لحاظ سبک نوشتاری-تحلیلی و روششناختی وارد است که در برخی مواقع موجب شده است خوانندگان در خوانش و فهم آثار او با مشکل مواجه گردند. از نقدهای دیگری که میتوان در مورد او نوشت، نگاه سیّال و تقلیلگرایانه به فرهنگ و نادیدهگرفتن ساختارهای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی است. با همة اینها، در عصر سرمایهداری دیجیتال، دیدگاه استوارت هال همچنان بهعنوان چراغ امید در مبارزات اجتماعی امروز بسیار مهم و بنیادی است.
بررسی انتقادی منظر دوگانه انگار مدرن در نظریات علوم انسانی و اجتماعی
دوره 25، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 69-93
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50550.2894
مهدی نوریان
چکیده مقاله حاضر تلاش میکند تا با رویکردی میان رشتهای، ملهم از روانکاوی، جامعه شناسی، و عرفان نظری، به نقد منظر دوگانه انگارِ حاکم بر اکثر نظریات علوم انسانی و اجتماعی بپردازد. دراینراه، ابتدا ازخلال روایتی روانکاوانه از تولد سوژه، مقدمه بحث شرح داده میشود. سپس، در بخش بیان مسئله، طرح میشود که مشکل بنیادین منظر دوگانه انگار مدرن این است که با فراموشیِ لحظه جدایی از هستی، سوژگی به مثابه معرفتی ثانوی، اعتباری، موقتی، و البته ضروری را به شکلی توهمی به جایِ هستیشناسی حقیقی میگیرد و سپس تلاش میکند واقعیت بیرونی را برمبنای دوگانه سوژ-ابژه توضیح دهد. مقاله سپس با تکیه به آثار متأخر گئورگ زیمل، این ایده را که تجربه وحدت با هستی در دنیای پسا-اودیپی ناممکن است، رد میکند. این مهم بهواسطة منظر نوکانتیِ زیمل و بسط این ایدة امانوئل کانت تحقق مییابد که تعلیق مرز میان سوژه و ابژه در سپهر زیباییشناسی ممکن است. برایناساس، زیمل امکان تعلیق دوگانه سوژه-ابژه را در سطح اجتماعی و سیاسی نیز ممکن میداند. مقاله در ادامه مفهوم «تخطی» را پیش میکشد و سعی میکند با استفاده از مفاهیم جامعهشناختی «من فاعلی» و «من مفعولی» از جرج هربرت مید و همچنین بهمددِ خوانشی عرفانی با تکیه بر آراء ابن عربی و جلالالدین محمد رومی، امکان تعلیق دوگانه سوژه-ابژه را بر رسد.
طرح مفهوم «مدرنیتۀ بحرانزده» بر پایه نقد و تفسیر کتاب مدرنیتۀ بازاندیشانه: سیاست، سنت و زیباییشناسی در نظم اجتماعی مدرن
دوره 25، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 95-120
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50481.2892
سلمان صادقی زاده؛ مختار نوری
چکیده «مدرنیتۀ بازاندیشانه» مفهومی نوپدید است که دلالتهای نظری مهمی بههمراه دارد. این مفهوم نخستین بار در اثری با عنوان «مدرنیته بازاندیشانه: سیاست، سنت و زیباییشناسی در نظم اجتماعی مدرن» به قلم آنتونی گیدنز، اولریش بک و اسکات لش مطرح شد. مقاله حاضر میکوشد تا از خلال نقد و تفسیر ایدۀ کانونی این اثر سویههای پنهان مدرنیتۀ نوپدید را بررسی کند و نشان دهد چگونه ایدۀ ایجابی مدرنیتۀ بازاندیشانه میتواند ناظر بر پیدایش مفهومی سلبی و بحرانزده از مدرنیته باشد. این نوشتار در سه سطح توصیف، تحلیل و نظرورزی سامان یافته است: نخست و در سطح توصیفی عناصر اصلی تشکیلدهندۀ «مدرنیتۀ بازاندیشانه» را معرفی میکنیم. دوم و در سطح تحلیلی میکوشیم تا به تعبیر لئو اشتراوس نظری به «بینسطور» بیفکنیم و سویههای پنهان این ایده را آشکار سازیم. در اینجا نشان خواهیم داد که در مفهومپردازیهای صورتگرفته همواره دو سناریوی رقیب وجود دارد: سناریویی ایجابی و آرمانی و سناریویی سلبی و پادآرمانی. به نظر میرسد سناریوی نخست رویۀ آشکار و سناریوی دوم رویۀ پنهان این ایده است. در انتها و در مقام نظرورزی به طرح ایدۀ «مدرنیتۀ بحرانزده» خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چگونه در سایۀ تقویت روزافزون مدرنیسم، شاهد تضعیف فزانیده مدرنیته هستیم.
مرور و نقد کتاب جامعه شناسی ادبیات
دوره 24، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 53-77
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.45479.2741
ریحانه اصلان زاده
چکیده مقالۀ حاضر به نقد کتاب جامعهشناسی ادبیات، نوشتۀ آلن سوئینگوود و دیانا لارنسون، میپردازد. کتاب یادشده دومین اثر با عنوان جامعهشناسی ادبیات است که پس از ربع قرن بهعنوان کتاب درسی دانشگاهی از سوی سازمان سمت بهطبع رسیده است. کتاب ترجمهای نیکو و ظاهری جذاب دارد. اِشکال اصلی قدیمیبودن آن است. براساس توافقی ناگفته در حوزۀ ادبیات دانشگاهی، ترجمۀ آثار قدیمی تلویحاً بهمعنای آن است که نویسنده نظریهپردازی گرانقدر یا شارحی قابلاتکاست. کتاب حاضر، نوشتهشده به سال 1970، در هیچیک از این دو رسته نمیگنجد. بهعلاوه، میان نویسندگان کتاب و مترجم فارسی در شناسایی منزلتِ اثر وفاق وجود ندارد. نویسندگانْ کتاب را پیشنهادی برای مطالعه و تحقیق و مقدمه ای بر رشتهای میدانند که هنوز دانش منسجمی از آن در ادبیات انگلیسی زبان نیست. مترجم آن را اثری سترگ میداند که همانندی ندارد. حالآنکه، گلچین نظری و خلاصۀ تاریخی کتاب از دو منظر محل اشکالاند. نخست، هر دو بخش بهنحوی با رویکرد ضد پوزیتیویستی کتاب در تضادند: چه در منطق گزینش نظریهپردازان و وقایع و چه در صورتبندی و ارائۀ مطالب. دوم، خلاصۀ نظری و روشیْ نابسنده است. درمجموع، باتوجهبه دردسترسبودن مجموعۀ غنی از مقالات و کتب متفکران جامعه شناسی ادبیات، جامعه شناسی فرهنگی، نقد ادبی، و فیلسوفان میانرشتهای کتاب مذکور برای تدریس چندان بسنده نمینماید.
ژانر خلقیاتنویسی در بوتۀ نقد و نظر؛ مطالعۀ موردی کتاب جامعهشناسی خودمانی؛ چرا درماندهایم؟
دوره 24، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 79-105
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.44553.2707
احسان خانمحمدی؛ رامین مرادی
چکیده ژانر خلقیاتنویسی، بهعنوان یکی از گونههای ویژۀ نوشتارهای اجتماعی، درپی بررسی و فهرستبرداری از خصلتهای اخلاقی و رفتاری ایرانیان است. آثار متعددی در ذیل این ژانر نوشته شده است. ما در این پژوهش برای بررسی و نقد بازنمایی رفتارهای اخلاقی ایرانیان، کتاب جامعهشناسی خودمانی؛ چرا درماندهایم؟، اثر حسن نراقی، را انتخاب کردهایم و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، براساس الگوی تئون وندایک، آن را نقد کردهایم. نتایج پژوهش نشان داد نراقی در این اثر بسیاری از استراتژیهای ایدئولوژیک را برای بهتصویرکشیدن رفتارهای اخلاقی ایرانیان مورداستفاده قرار داده است. گفتمانی که نراقی در پرتوِ آن ایرانیان را نقد میکند، گفتمان خودانتقادی است. او بیش از آنکه به بررسی و توصیف رفتارهای ایرانیان بپردازد، درحال ساخت این رفتارهاست. براساس بازنمایی نراقی، رفتارهای اخلاقیِ ناپسند ایرانیان چهاردهبرابر بیشتر از رفتارهای اخلاقیِ پسندیدۀ آنهاست. آثار ژانر خلقیاتنویسی درنهایت ادعا میکنند ایرانیان ذاتاً غیراخلاقی عمل میکنند و درمقابل، غربیها ذاتاً مردمانی اخلاقمدار هستند. بنابراین، آثار این ژانر را باید نقد کرد؛ چراکه با بازنمایی غیرواقعی از ما ایرانیان میتوانند پیآمدهای هویتی منفی برای جامعه داشته باشند.
نگرش انسانشناختی فیشر به علمفناوری در دنیاهای جهان سیاسی قرن بیستویکم
دوره 24، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 107-133
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.36252.2235
پروین قاسمی
چکیده در این نوشتار، موقعیت انسانشناسی در زمینۀ علم و فناوری موردپرسش قرار گرفته شده است. مایکل فیشر، از نظریهپردازان حوزۀ انسانشناسی بهصورت عام و انسانشناسی علم و فناوری بهصورت خاص، انسانشناسی علم و فناوری را در چهار تبارشناسی موردبحث قرار داده است. وی ضرورت مبرم توجه به این حوزه را فراتر از ادعاهای کلی چون ازخودبیگانگی بازار و نقدهای روشنفکرانه به مدرنیته تحت عنوان فناوریزدگی بیان میکند. این محقق انسانشناسی در تحلیلهای خود درمورد ظهور جهانسیاسیِ علمفناورانۀ قرن بیستویکم از ایران بهعنوان یکی از فعالان در عرصۀ علمفناورانه با اقتضائات خود نام میبرد. اشاره به عناوین مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی علم و فناوری در ایران و طرح موضوعات و میدانهای پژوهش مدرن برای انسانشناسان ایرانی درجهت فهم عمیق تأثیرات این مراکز صنعت و نوآوری بر جامعه و جهان اهمیت دارد. ترجمۀ این دسته از آثارِ فیشر در دورۀ اخیر، باوجود نثر دشوار و جملهبندیهای طولانی، نیازِ مبرمِ این شاخه از انسانشناسی در ایران است. آثار فیشر، بهلحاظ هم جملهبندی و هم استفاده از اصطلاحات تخصصی علوم پایه و فنی، به مترجمانی از حوزۀ انسانشناسی علم و فناوری یا تیمهای تخصصی متشکل از انسانشناس و فعالان حوزۀ فنی و علوم پایه بهصورت مشارکتی نیاز دارد.
بررسی و نقد کتاب نخبگان سیاسی پساانقلاب: تحلیل طبقاتی چرخش نخبگان در ایران
دوره 24، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 67-95
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.46298.2760
ابراهیم صالح آبادی؛ جواد علی آبادی
چکیده ساعی در کتاب خویش مدعی است که شواهد تجربی بر تراکم منابع قدرت در ایران دلالت دارد. بنابراین تلاش دارد تا توزیع تراکم قدرت در دولتهای بعد از انقلاب را تبیین کند. او مدعی است که تراکم قدرت بهمثابۀ معلول زیرمجموعۀ ترکیب شروط علی طبقۀ اجتماعی نخبگان سیاسی و تجربۀ مناصب دارای قدرت در دیوانسالاری حکومتی است. وی با خودداری آگاهانه از سوابق پژوهش و با استفاده از رویکرد ترکیبگرایانۀ تحلیل متغیرمحور و موردمحور، تحقیق خود را بهصورت تطبیقی و ناظر بر رابطۀ مجموعهای بهانجام میرساند. جدا از اعوجاجاتی که بر بخش نظری و روشی کتاب حاکم است، مهمترین آسیب کتاب بیتوجهی به تاریخ و روندهای منحصربهفرد ایران است. او دقت نمیکند که چرخش نخبگان در نظامهای سیاسی باثبات و مستحکم، که دچار تلاطم و دگرگونی رادیکال، انقلابی، و جنگ تحمیلی نشدهاند، قابلکاربرد است، نه درمورد نظام سیاسی ایران که به علل و دلایلی موضوع مناسبی برای چرخش نخبگان نیست. برخلاف نظر ساعی، واقعیت این است که روحانیون در کابینۀ دولتها حضور کمی دارند. فرمت رسالهای کتاب، اشکالات املایی (تایپی)، انشایی، نگارشی، صوری و شکلی، و نام بیمسمای کتاب از آسیبهای کتاب است.
فهم اجتماعی از عرف دینی شیعه مطالعۀ موردی کتابهای حلیۀ المتقین و مفاتیح الحیاة
دوره 24، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-28
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.45055.2725
فاطمه آقاعابدی خوابجانی؛ سعید طاوسی مسرور
چکیده فهم حاصل از آگاهی و عمل است و فهم اجتماعی نگاهی جامعهشناسانه به موضوع موردمشاهده است که درجهت دریافت استنباط اجتماعی رخ میدهد؛ چنانچه این فهم درطول تاریخ عرف را بهدلیل همسویی با هنجارهای اجتماعی شکل میدهد. عرف دینی نشئتگرفته از هنجارهای دینی و متون دینی است و سبب ایجاد روش متفاوت زندگی میگردد. در این جهت، کتابهایی در زمانهای مختلف بهنگارش درآمدهاند که هدف آنان پاسخ به نیازهای اجتماعی درجهت حفظ و گسترش هنجارهای اجتماعی است. هدف از بررسی دو کتاب حلیة المتقین و مفاتیح الحیاة تأثیر نقشهای محیطی بر نگارندگان و مداقه در فهم اجتماعی از عرف دینی شیعه است. گرایش عرف دینی شیعه را بهطور کلی میتوان به دو بخش اصلی اجتماعی (تمدن اسلامی) و فردی (انسان توحیدی) تقسیم کرد. روش تحقیق روش مقایسهای (تطبیقی) است که باعث افزایش آگاهی، جلوگیری از تعمیمات بیجا، و عبرتآموزی میگردد.
نقد و بررسی کتاب تجدد بومی و بازاندیشی تاریخی
دوره 24، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 29-47
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.46633.2778
منصور طبیعی؛ علی مظفری
چکیده بحث از هویت ملی ایرانیها ترسیم سیمای آن و نقد مبانیاش ازجمله مباحثِ مناقشهانگیزِ دانشگاهی در دهههای اخیر بوده است. این گفتوگوی مناقشهآمیز بهویژه درسایۀ برآمدن نظریههایی که پستمدرن خوانده میشوند پای خویش را به تاریخنویسی باز کرده است و عدهای را بر آن داشته تا روایتهای مرسوم از تاریخ ایران را از دریچۀ چشماندازهای تازۀ منتقدانه بنگرند و ضعفهای آنها را هویدا کنند. در این مقاله، یکی از آثار پرارجاع ازایندست تحقیقات را برگزیدهایم؛ یعنی تجدد بومی و بازاندیشی تاریخی نوشتۀ محمد توکلی طرقی. نشان دادهایم که این تألیف باوجود تکیه بر منابع دستاول و بازخوانی مبتکرانۀ آنها نقصهایی تئوریک و روششناسانه در خود نهان دارد. برای توصیف نقصانها در فصلهایی مستقل به نقد فرم، مبانی نظری، و روششناسی اثر پرداختهایم و کوشیدهایم نشان دهیم که این ضعفها تا چهاندازه بر پذیرش نتایج تحقیق اثر میگذارند. براساس این مطالعه بهنظر میرسد کاستی اصلی در طرح نظری کتاب آن است که تعریف روشنی از سنت بهدست نداده است. چنین ابهامی در تعریف سنت نیز به جوانب مختلف اثر رسوخ کرده و پذیرش استدلالهای آن را سخت دشوار کرده است.
بررسی کتاب Cultural Anthropology in a Globalizing World (مردمشناسی فرهنگی در دنیای درحال جهانیشدن)
دوره 24، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 131-154
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.36502.2251
اصغر ایزدی جیران
چکیده کتاب مردمشناسی فرهنگی در دنیای درحال جهانیشدن (ویرایش چهارم، 2017) اثر باربارا میلر یک کتاب آموزشی است که با هدف معرفی رشتة مهم مردمشناسی فرهنگی به دانشجویان نوشته شده است. فصل آغازین کتاب به تاریخ و نظریههای مردمشناسی فرهنگی و مفهوم کلیدی فرهنگ، و فصل دوم به روش پژوهش در مردمشناسی فرهنگی اختصاص دارند. نُه فصل بعدی ذیل سه محور شالودههای فرهنگ، سازمان اجتماعی، و نظامهای نمادین قرار گرفتهاند. دو فصل آخر هم به دو موضوع مهم معاصر میپردازد: حرکت و توسعه. میلر تلاش وافری کرده تا با نوآوریهایی هم فرم کتاب را برای خوانندگان دلپذیر کند و هم آنها را بهطور عمیقتری با مطالب هر فصل درگیر سازد. در این جهت، نویسنده نُه تکنیک بهکار برده و همین فنوناند که کتاب مردمشناسی فرهنگی در دنیای درحال جهانیشدن را از یک اثر معمول در کتب درسی فراتر میبرند. نقاط قوت اثر عبارتاند از: درگیری ملموس خواننده، یادگیری تفکر مردمشناختی، کاربردیدیدن مردمشناسی فرهنگی، معرفی رویکردهای انتقادی، و ارائة تغییرات معاصر در موضوعات. نقاط ضعف اثر را میتوان در غفلت از برخی جریانهای نظری معاصر، خامدستی مهم در روش پژوهش مردمشناسی بهطور خاص شیوههای بازنمایی و فنون تحلیل دادههای میدانی، و دسترسی نابرابر به بستههای تکمیلی کتاب یافت.
دین و فرهنگ، تقابل یا همزیستی؟ تحلیل گفتمان انتقادی کتاب جهل مقدس: زمان دین بدون فرهنگ
دوره 24، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 155-183
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.46568.2777
فاطمه سادات حسینی؛ حفیظ الله فولادی؛ حسن روشن
چکیده هدف عمدة مقالة حاضر تحلیل انتقادی کتاب جهل مقدس: زمان دین بدون فرهنگ، نوشتۀ الیویه روی، است. بهطور خاص، این پژوهش کوشید تقابل یا همزیستی دین و فرهنگ را از خلال تحلیلهای نویسندۀ کتاب استخراج کند و به بررسی تأثیر مواضع ایدئولوژیک نویسنده بر متن بپردازد. ازاینرو، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی برمبنای آرای فِرکِلاف، محتوای این اثر طی سه مرحلۀ توصیف، تبیین، و تفسیر موردواکاوی و نقد قرار گرفت. یافته ها نشان داد گفتمان کانونی و مسلط این اثر ظهور بنیادگرایی دینی در جهان بهعنوان خروجی گسستهشدن پیوندها میان نشانههای فرهنگی و نشانههای دینی است. این اثر در تشخیص و تبیین رابطۀ دین و فرهنگ و مصادیق آن بهخطا رفته و پیشنهاد همگرایی دین و فرهنگ را مطرح کرده که با شواهد و مستندات تاریخی از گذشته تاکنون، حداقل درمورد دین اسلام، در تناقض است. همچنین، تفسیر نویسنده از بنیادگرایی اسلامی تصویری مبهم و نارسا و متضمن توجیهی نادرست از هویت سیاسی اسلام در دوران معاصر است.
تأملی در ایدۀ اتوپیاییِ زیارت مروری انتقادی بر کتاب امید در آستانگی: واکاوی انسانشناختی سه زیارت سانتیاگو دِ کامپوستلا، حج و اربعین
دوره 23، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 27-57
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.40094.2521
محمدرضا قائمی نیک؛ صادق افتاده
چکیده کتاب امید در آستانگی: واکاوی انسانشناختی سه زیارت سانتیاگو دِ کامپوستلا، حج و اربعین از محمد نصراوی (1399)، از معدود آثاری است که کوشیده تا با طرح ایدۀ اتوپیا و مفاهیم و معانی وابسته به آن، با تأکید بر آراء افرادی نظیر وبر، فوکو و از همه بیشتر، ارنست بلوخ، سه زیارت مذکور در عنوان کتاب را با مطالعهای انسانشناختی، با نگاهی اتوپیایی تحلیل کند. ایدۀ اتوپیایی آنطور که ارنست بلوخ تأکید دارد، بر مفهوم هنوز-نه استوار است که میکوشد قلمرو «نامتناهی» اتوپیا را در مقابل هستی «متناهی» کنونی قرار دهد. آقای نصراوی، این مفهوم را دربارۀ متعلّق زیارات مذکور و در تحلیل اربعین، آنرا معادل امام معصوم قرار داده است. در این مقاله با روش تطبیقی، پس از ارائۀ نقدهای صوری، بهلحاظ محتوایی در نقد ایدۀ بلوخ، با تکیه بر حکمت متعالیه و اصول مشهور آن همچون اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری، به این ایده میپردازیم که قلمرو نامتناهی، نه در مقابل واقعیت و هستی، بلکه عینِ آن است. در نتیجهگیری به مخاطرات انحصار هستی به قلمرو حسی-تجربی برای تلقیِ زیارت بهمثابه یک حالتِ اتوپیایی اشاره شده است که منجر به نادیدهانگاری وجوه متعددِ آن از جمله اخلاقیبودن، شناختی و معرفتبخش بودن، بهرهمندی از هستی و واقعیت، قاعدهمند بودن و نظایر آنها میشود.
اقتصاد سیاسی و خِرد حکمرانی بازخوانی انتقادی کتاب اصول علم ثروت ملل؛ یعنی اکونومی پلیتیک
دوره 23، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-29
https://doi.org/10.30465/crtls.2023.43804.2682
علی انتظاری؛ حسین احمدی منش
چکیده کتاب اصول علم ثروت ملل؛ یعنی اکونومی پلیتیک، ترجمة محمدعلی فروغی مشهور به ذکاءالملک (ثانی)، نخستین کتاب علمی در رشتة اقتصاد در ایران است و به همین دلیل پس از بازنشر آن در دهههای اخیر، بیشتر از منظر اقتصادی مورد توجه و تأمل قرار گرفته، اما دلالتهای سیاسی آن نادیده مانده؛ به خصوص از آن جهت که این اثر در کشاکش گفتمانی عصر مشروطه منتشر شده است. نوشتار پیشِ رو میکوشد با بهرهگیری از آراء میشل فوکو دربارة نسبت اقتصاد سیاسی و حکومتمندی و از منظر جامعهشناسی تاریخی کتاب مزبور را بازخوانی و دلالتهای سیاسی آن را بررسی نماید؛ و به این پرسش پاسخ گوید که آیا ترجمه و انتشار این اثر را میتوان دلیلی بر شکلگیری «گفتمان اقتصاد سیاسی» در ایران دانست؟ مقاله پس از بررسی مضامین اصلی کتاب و دلالت آن بر مقولة سیاست و حکمرانی، پرسش مزبور را چنین پاسخ میدهد که اگرچه پل بورگار کتاب اکونومی پلیتیک را در فرانسه، در «گفتمان اقتصاد سیاسی» تألیف کرده، اما فروغی آن را در ایران، در زمانة استیلای «گفتمان حقوقی» عصر مشروطه ترجمه نموده است و ازاینروی ترجمه و انتشار این کتاب را نمیتوان مصداقی از «گفتمان اقتصاد سیاسی» در ایران به شمار آورد.
بررسی و نقد کتاب الفاظ و اشیا «باستانشناسی علوم انسانی»
دوره 23، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 149-177
https://doi.org/10.30465/crtls.2023.44569.2710
علی یعقوبی چوبری؛ سلماز سپهری آزاد
چکیده الفاظواشیا: باستانشناسی علوم انسانی پنجمین و از مهمترین آثار میشل فوکوست. هدف این مقاله بررسی و نقد کتاب الفاظ و اشیا: باستانشناسی علوم انسانی فوکو است. روش تحقیق در مقالۀ مزبور «روش تحلیل محتوای کیفی» و گردآوری اطلاعات با مطالعۀ اسنادی است. الفاظ و اشیا درپی تحلیل باستانشناسانة دانش و تحلیل اپیستمه است که آن را از رهگذر واکاوی دو گسست مهم در اپیستمة فرهنگ غربی در سه قلمرو زبان، علوم طبیعی و اقتصاد بررسی میکند. کتاب هم بهسبب وجه توصیفی نگاهِ باستانشناسانۀ فوکو و بیتوجهیاش به امر علیّت و هم درپی تعارض رویکردی با جریانهای فکری اصلی زمانهاش آماج انتقادها قرار گرفت. فوکو در آثار بعدیاش گرچه به «تبارشناسی» روی آورد، باستانشناسی را دگرگون و اصلاح کرد و کنار نگذاشت. اثر نخست، بهترجمة یحیی امامی از انگلیسی، باعنوان نظم اشیا: دیرینهشناسی علوم انسانی و سپس بهترجمة فاطمه ولیانی از فرانسوی، باعنوان الفاظ و اشیا: باستانشناسی علوم انسانی منتشر شد. ولیانی در انتقال به زبان مقصد موفقتر و در معادلگزینیها دقیقترست، اما برخی واژگان برگزیدة وی درمقایسه با امامی، در زبان فارسی چندان جاافتاده نیستند. مقاله ضمن نگاه انتقادی به الفاظ و اشیا، به نقد شکلی و محتوایی ترجمه نیز پرداخته است.
مروری نقادانه بر کتاب ساختار انقلابهای علمی
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 1-25
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.31826.1920
فرهنگ ارشاد
چکیده انگیزه و هدف اصلی توماس ساموئل کوهْن از تدوین کتاب ساختار انقلابهای علمی ارائة تحلیلی در حوزۀ تاریخ فلسفۀ علم و تبیین دگرگونیها و استمرار نهاد علم است. کوهْن که تحصیلاتش را در فیزیک (مهندسی هیدرولیک) تا درجة دکتری بهپایان رسانده است، بیشتر به تاریخ فلسفۀ علم (یا بهگفتة بعضی، تاریخ و فلسفۀ علم) گرایش داشت. او تحتتأثیر آموزههای افرادی مانند ماکس پلانک، الکساندر کویره، و جیمز کاننت، رئیس دانشگاه هاروارد در زمان تحصیل نویسنده در آن دانشگاه، به این گرایش علاقهمند شد. علاوهبر این افراد، لودویگ ویتگنشتاین و استنلی کیول بر کوهْن و علاقهمندی او به رویکرد هرمنوتیک بسیار اثرگذار بودند. کوهْن در این کتاب، که در زمان خود (دهۀ 1960) کاری بهواقع نوآورانه بود، مفاهیم مهمی را بهکار میگیرد که شاید مهمترین آنها «پارادایم» و «اجتماع علمی» باشد. مناسباتی که کوهْن بین این دو مفهوم بیان کرده در توسعة جامعهشناسی علم تأثیر فراوان داشته است. هدف اصلی این مقاله بازخوانی نقادانۀ این اثر مهم از دید جامعهشناختی است.
بررسی دو امکان در وضعیت خانواده در ایران نقدی بر کتاب زوال پدرسالاری، فروپاشی خانواده یا ظهور خانوادۀ مدنی
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 27-49
https://doi.org/10.30465/crtls.2020.28933.1680
مریم اسکافی نوغانی
چکیده کتاب زوال پدرسالاری، فروپاشی خانواده یا ظهور خانوادۀ مدنی به بررسی دو امکان در وضعیت خانواده در ایران پرداخته است که بهزعم نویسنده میتوانند همزمان نیز وجود داشته باشند. وی با رویکردی انتقادی سعی کرده است سیاستها و طرحهای اجراشده در خانواده را ارزیابی کند و با آسیبشناسی تشخیصها و راهکارها، به راهبردهای جایگزین دست یابد. این مقاله به مرور انتقادی این کتاب پرداخته است. بررسی ساختار، شکل، محتوا، و روش تحقیق در این کتاب نشان داد باوجوداینکه طرح موضوع کتاب بحث جدید و عنوان انتخابی بسیار جذاب است و جای کار تحقیقاتی زیادی دارد که میتواند زمینهساز پژوهشها و رسالههای تحقیقاتی آینده باشد، ایرادهای اساسی در بخش ساختار دارد، بهطوریکه بهنظر میرسد مطالب کتاب انسجام مناسبی ندارد و مطالب اصلی در بخش اول کتاب آمده است و بخشهای بعدی تکرار مطالب فصل اول است. از نظر محتوا نیز کتاب تناقضات مفهومی و نظری دارد و ادعاهای نویسنده استدلالها و شواهد منطقی اقناعکننده را ندارد. از نظر روش نیز این کتاب دچار ابهاماتی است. بنابراین، باوجود عنوان و موضوع خوب، معرفی آن به دانشجویان بهشکل کنونی آن پیشنهاد نمیشود.
مردمشناسی روانشناختی: بررسی کتاب فرهنگ و هویت
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 51-77
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.36734.2265
اصغر ایزدی جیران
چکیده رابطة میان خود و فرهنگ بهعنوان موضوع اصلی مردمشناسی روانشناختی از عرصههای پژوهشی مهمی است که مردمشناسان را از دیرباز درگیر خود کرده است. کتاب فرهنگ و هویت: تاریخ، نظریه، و کاربرد انسانشناسی روانشناختی (ویرایش دوم 2007) اثر چارلز لیندولم با ترجمة محسن ثلاثی از بهترین و جامعترین منابعی است که به معرفی این شاخه و جریانها و آثار شاخص آن پرداخته است. کتاب در پنج بخش و سیزده فصل براساس رویکرد تلفیقی خودِ لیندولم سازمان یافته است که در آن رویکردهای روانشناختی، مردمشناختی، و جامعهشناختی را با بررسی ماهیت پیچیدة سه سطح روانهای فردی، ارزشهای فرهنگی، و سازمان جمعی با یکدیگر تلفیق میکند. لیندولم نهفقط هویت و فرهنگ، بلکه موضوعات کلاسیک و مهم روانشناسی مانند خود، اندیشیدن، عواطف، و اختلال روانی را از طریق میراث مردمشناختی بهبحث میکشد. کتاب نقاط قوت زیادی دارد؛ ازجمله مرور دیدگاههای فلسفی، استفادة گسترده از دادههای تحقیقات میدانی مردمشناسها، قراردادن بحثهای مردمشناسی روانشناختی در زمینة بزرگتر اتفاقهای اجتماع علمی مردمشناسی، جامعیت در معرفی منابع، و ترکیب بحثهای نظری با مثالهای تجربی. از نقاط ضعف کتاب نقص در یکدستدیدن فرهنگها و جوامع غربی و توضیحندادن اصول، مبانی، و روشهای روانکاوی است.
بررسی انتقادی کتاب هویت ایرانی؛ از دوران باستان تا پایان پهلوی
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 79-102
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.37007.2282
رضا بیگدلو
چکیده هویت یا پرسش از کیستی و چیستی انسان بهصورت شکلی از آگاهی تاریخی بروز کرده و دارای کارویژههای فردی و اجتماعی متعددی است. در دهههای اخیر، باتوجهبه پیچیدهشدن روند هویتیابی و نیز گستردگی لایهها و ابعاد هویت، گسترش جهانیشدن، پیدایش مکاتب و رهیافتهای مدرن و پسامدرن دربارة تبیین مبانی، مؤلفهها و کارکردهای آن، و نیز تأثیر رویدادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در امر هویتیابی موضوع هویت برای بسیاری از جوامع به مسئلهای مهم و اساسی تبدیل شده است، بهطوریکه حتی آن را بحران تعبیر میکنند. در ایران هم باتوجهبه تنوع قومی و زبانی، میراث غنی تاریخی و فرهنگی، تأثیرات جهانی، و عوامل دیگر در دهههای گذشته هویت به مسئلهای اجتماعی ـ سیاسی و نیز موضوع علمی ـ پژوهشی مهمی تبدیل شده است. این مقاله بر آن است که کتاب هویت ایرانی را از جنبة انتقادی تحلیل و مهمترین ابعاد مثبت و نیز کاستیهای آن را بررسی کند. دستاوردهای تحقیق بیانگر آن است که تعریفنکردن عملیاتی مفاهیم اصلی، تکیه بر گفتمان هویتی ایرانمدار و نادیدهگرفتن گفتمانهای هویتبخش دیگر، تناقض در مبانی نظری و روششناختی مقالات، تکیه بر دورهبندیهای تاریخ سیاسی، و نادیدهگرفتن چالشهای برآمده از رویارویی هویت ایرانی و هویت ملی ازجمله کاستیهای کتاب است.
بررسی انتقادی کتاب سالخوردگی جمعیت و اقتصاد نسلی: چشماندازی جهانی
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 129-152
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.36067.2220
حاتم حسینی
چکیده سالخوردگی جمعیت سرنوشت جمعیتشناختی محتوم جوامع معاصر خواهد بود. کمتوجهی به این پدیده میتواند پیآمدهای آن را بهمراتب پیچیدهتر و دشوارتر سازد. تألیف و ترجمۀ متون علمی و پژوهش در این زمینه از مسیرهای اصلی شناخت این پدیده و مدیریت آن است. هدف این مقاله معرفی، ارزیابی، و نقد کتاب سالخوردگی جمعیت و اقتصاد نسلی: چشماندازی جهانی است. این اثر از معدود کتابهایی است که در زمینۀ سالخوردگی جمعیت به زبان فارسی منتشر شده است. بررسی و ارزیابی کتاب در سه بعد شکلی، ساختاری، و محتوایی انجام شد. نتایج نشان داد که باوجود ایرادهای شکلی، ساختاری، و محتوایی کتاب درمجموع از کیفیت مناسب و مطلوبی برخوردار است. باتوجهبه تغییرات صورتگرفته در ساختار سنی جمعیت ایران و چشمانداز آیندۀ آن، ترجمۀ فارسی این کتاب، گذشتهازاینکه میتواند منبع مناسبی برای دانشجویان جمعیتشناسی باشد، میتواند مورداستفادۀ جمعیتشناسان، اقتصاددانها، برنامهریزان، و مدیران حوزۀ سیاستگذاری جمعیت نیز قرار بگیرد. پیشنهاد میشود در چاپ بعد مترجمان، ضمن اصلاح ایرادهای تایپی، ویرایشی، و نگارشی، در قالب مقدمۀ مترجمان، دلایل خود را در گزینش تنها نه فصل از کتاب اصلی برای ترجمه بیان کنند.
نقد و بررسی کتاب ایران در پنج روایت؛ دربارۀ هویت ملی، تنوع زبانی، زبان مادری، و مسئلۀ زبان ترکی در ایران
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 171-192
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.33055.1985
ناصر صدقی
چکیده بررسی مفهوم ایران و هویت ملی در ارتباط با مسئلۀ تنوع قومی و زبانی جامعۀ ایرانی موضوع اصلی مطرح در کتاب ایران در پنج روایت است. نویسندۀ کتاب با ارجاع به واقعیت تنوع قومی ـ زبانی و جغرافیایی جامعۀ ایرانی درصدد ارائۀ خوانشی کثرتگرا از مفهوم ایران و هویت ملی است. وی با نقد گفتمان تقلیلگرای ناسیونالیستی ایرانیت و هویت ملی را مقولهای فراتر از عنصر واحد آریایی و فارسبودن میداند و معتقد است باید تمام اقوام و زبانهای ایرانی چون ترکی، عربی، کردی، بلوچی، و ترکمن را در دایرۀ هویت ملی و زبانهای ملی ایرانی قرار داد. نویسنده، براساس چنین نگرشی، به طرح «روایت»های شریعتی، مطهری، آلاحمد، زرینکوب، و مسکوب دربارۀ مفهوم ایران، هویت ملی، مسئلۀ تنوع زبانی، و خصوصاً زبان ترکی میپردازد. در پژوهش حاضر، براساس روش تحلیل محتوای کیفی، روایتهای اندیشمندان یادشده دربارۀ ایران و هویت ملی، براساس بازخوانی مؤلف کتاب، مطرح و بعد دیدگاههای نویسندۀ کتاب درمورد مفهوم ایران و هویت ملی بررسی شده است. در مبحث پایانی هم کاستیهای تحلیلی و استنادی کتاب ایران در پنج روایت بیان شده است.
ارزیابی انتقادی کتاب مبانی و اصول جامعهشناسی اسلامی
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 193-213
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.36300.2237
مسلم طاهری کل کشوندی
چکیده این مقاله به ارزیابی انتقادی کتاب مبانی و اصول جامعهشناسی اسلامی، نوشتۀ فرید یونس، خواهد پرداخت. درجهت شتابگرفتن جریان تحولخواه در حوزۀ علوم اجتماعی، ضرورت ایجاب میکند با طرح و ارزیابی آثار و تحقیقات علمی اندیشمندانی که در این زمینه اقداماتی انجام دادهاند، گامی اساسی برای دستیابی به مدلی مطلوب از «جامعهشناسی اسلامی» برداشت و امیدوار بود که از مجموع این تأملات گام مناسبی برای نیل به ذهنیتی روشن دربارۀ «علوم اجتماعی اسلامی» برداشت. روش نقد در این مقاله به این صورت است که ابتدا به معرفی کتاب، مؤلف، مترجم(ها)، و بیان روششناسی نقد حاضر برای رسیدن به توصیفی روشن از کتاب پرداخته میشود و درادامه با تأکید بر وجوه محتوایی و ساختاری کتاب به تحلیل و تفسیری از محتوای آن مبادرت میورزیم؛ تحلیلی که بر یافتههای تاریخی، جامعهشناختی، و دینی نویسنده متمرکز است. تلاش برای شناخت ماهیت اجتماع و جامعه از منظر آموزههای اسلامی و ارائۀ ترکیبی از استدلالها و تحلیلهای تاریخی و جامعهشناختی با ارجاع به متون دینی را میتوان از نقاط قوت کتاب تلقی کرد. ازسویی، فقدان مستندات معتبر تاریخی و مواجهۀ سطحی با آموزههای اجتماعی اسلامی را نیز میتوان بهعنوان نقاط ضعف کتاب حاضر بیان کرد.
کلیدواژهها:
بررسی انتقادی کتاب شهرها و مصرف
دوره 22، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 215-237
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.29108.1692
محمد عباس زاده؛ سجاد مسگرزاده
چکیده در مقالۀ حاضر، کتاب شهرها و مصرف (Cities and Consumption)، اثر مارک جین (Mark Jayne)، با ترجمۀ فارسی مرتضی قلیچ موردنقد و بررسی قرار گرفت. از مزایای این کتاب میتوان به ارائۀ دیدگاهها، نظریات، پیشینههای تجربی، اسناد، و موردپژوهیهای مختلف درمورد شهر و مصرف اشاره کرد. ترجمه و نگارش کتاب، باوجود ارائۀ اطلاعات مهم پیرامون شهرها و مقولۀ مصرف حاوی انتقاداتی است که از جملۀ آن میتوان، بهرغم چاپ دوم کتاب، به غفلت از ویرایش ادبی متون ترجمهشده و دقت کم در ترجمۀ محتوایی متون لاتین اشاره داشت، تاجاییکه برخی از قسمتهای ترجمهشده با متن اصلی کتاب همخوانی قابلقبولی ندارد. همچنین، در ارتباط با محتوای کتاب، تبیین جامعی از رابطۀ شهر، مصرف، و ادعاهای مطرحشده صورت نگرفته است. بهعبارتی، کتاب موردبررسی پیشفرضهای نظری و روششناختی ندارد و عناوین فصلها حول ادعای اصلی انسجام پیدا نکردهاند. جین جایگاه مصرف و مصرفکننده را نتوانسته است در رابطۀ بین ساختار اقتصاد سیاسی و شکلگیری شهر مدرن و جامعۀ مصرفی تبیین کند؛ ادعایی که در اغلب بخشهای کتاب دنبال یا اثبات نمیشود. همچنین، ازآنجاکه کتاب مربوط به سال 2006 است، اطلاعات آماری و پیشینههای تجربی مورداستفاده بهروز نیستند.
