تحلیل انتقادی اندیشههای شریعت سنگلجی در کتاب توحید عبادت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 مرداد 1405
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52838.2959
نفیسه فقیهی مقدس، اکبر روستایی
چکیده پژوهش حاضر به واکاوی و سنجش انتقادی انگارههای شریعت سنگلجی در اثر محوری وی، توحید عبادت، اختصاص دارد. هدف این نوشتار، بررسی میزان سازگاری و انطباق دیدگاههای مؤلف با مبانی کلامی و مناسک استوار بر سنت امامیه، با تکیه بر ادلهی متقن دینی است. در فضای گفتمانی مطالعات کلامی، تنقیح و ارزیابی عمیق آموزهها جهت تبیین جایگاه معرفتی آنها، ضرورتی علمی محسوب میشود؛ بدین منظور، روششناسی این پژوهش بر نقد متنی و تحلیل استنادی با اتکا به منابع اصیل کلامی و تفسیری شیعه استوار گشته است. در این راستا، استدلالهای مؤلف پیرامون مقولات کلیدی نظیر شفاعت، توسل، استغاثه، غلو، نذر و تکریم شعائر، در ترازوی نقد علمی نهاده شده است. برآیند این پژوهش نشان میدهد که آرای سنگلجی در حوزههای یادشده، با اصول مسلم و آموزههای بنیادین برخاسته از قرآن کریم و سنت معتبر امامیه، که متکی بر معیارهای وثاقت حدیثی و قواعد رجالی است دارای تعارض است. این مطالعه با رجوع مستقیم به نصوص وحیانی و بهرهگیری از ابزارهای روشمند، ضمن سنجش اعتبار گزارههای مطرح در کتاب توحید عبادت، در پی ارتقای دقتنظر علمی در ساحات مباحث اعتقادی است
بازخوانی و نقد کتاب ریشههای الهیاتی مدرنیته از ریشههای الهیاتی تا میوههای سکولار
دوره 25، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-26
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.47519.2811
فاطمه بهجت، اصغر اسلامی تنها
چکیده هدف مقالۀ حاضر بازخوانی و ارزیابی نقادانۀ کتاب ریشههای الهیاتی مدرنیته، نوشتة آلن گیلسپی، است. اثر مزبور یکی از متون موفق اجتماعی ـ الهیاتی است. نویسنده، با موضعی خوشبینانه درقبال مدرنیته ایدۀ خویش را در کتاب میپروراند. دغدغۀ اصلی او اثبات نقش الهیات در شکلگیری مدرنیته است. ادعایی که جایگاهی در روایت عصر روشنگری ندارد. گیلسپی معتقد است نهتنها ضدیت با دین اساس مدرنیته نیست، بلکه مدرنیته خاستگاه دینی دارد و ظهوریافته در یک گفتوگوی الهیاتی است و نه مسئلهای جدید. تعارض بر سر مسئلۀ ارادۀ خدا و انسان و جمع بین دوگانۀ جبر و اختیار، نزاعهای بعدی فلسفی را در هر دورهای شکل میدهد. از انقلاب نومینالیستی تا ابداع فردیت توسط پترارک، درپی آن تناقضات حلناشدنی بین اراسموس و لوتر بر سر مسئلۀ دنبالهدار تناقض بین ارادۀ خداوند و ارادۀ انسان زمینهای فراهم آورد تا دکارت معنایی سوبژکتیویته را پیریزی کند که اساس مدرنیته و غرب کنونی را شکل داده است. گیلسپی شرور مدرن را انتقال صفات الهی به انسان یا سکولارشدن این صفات تحلیل میکند. بدینسان او از اختفای سکولاریزاسیون سخن میگوید و مسئولیت فجایع جنگهای جهانی و دیگر شرور مدرن را بهپای سکولارشدن صفات الهی و انتقال آن به انسان و نیروهای اجتماعی مینویسد.
بررسی و نقد کتاب Religion After Religion:Gershom Scholem, Mircea Eliade, and Henry Corbin at Eranos(دین پس از دین:گرشوم شولم، میرچا الیاده، و هانری کوربن در ارانوس)
دوره 25، شماره 1، بهار 1404، صفحه 27-57
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.49993.2867
محمدرضا صالحی وثیق
چکیده مقالۀ حاضر مروری انتقادی بر کتاب دین پس از دین اثر واسرستروم است که مضامین اصلی، رویکردهای روششناختی، و تأثیرات علمی آن بررسی شده است. هدف اصلی این مقاله ارزیابی این است که واسرستروم چگونه مشارکتهای شولم، الیاده، و کوربن را در اندیشۀ دینی مدرن، به ویژه تمرکز مشترک آنها بر عرفان، نمادگرایی، و مطالعۀ پدیدارشناختی دین بهتصویر میکشد. پژوهش حاضر، با استفاده از تحلیل محتوای مبتنیبر متن کتاب، به بررسی استفادۀ واسرستروم از مفهوم «دین پس از دین» و تعامل انتقادی او با تعهدات ایدئولوژیک و انتخابهای روششناختی محققان میپردازد. یافتهها، نقاط قوت مهمی مانند بافت تاریخی جامع واسرستروم و رویکرد بینرشتهای را برجسته میکند، اما انتقادهای قابلتوجه نیز مطرح میشود، شامل ابهام در تعریف «دین پس از دین» که مرزهای بین معنویت شخصی، تحقیق دانشگاهی، و تعهدات ایدئولوژیک را محو میکند و سؤالاتی را درمورد انسجام این مفهوم بهعنوان یک مقولۀ تحلیلی ایجاد میکند. علاوهبراین، تأکید بیش از حد بر عرفان اغلب بر تحلیل تاریخی انتقادی، بهویژه در آثار شولم، سایه میاندازد و نقد ناکافی مفاهیم اخلاقی ایدئولوژیهای سیاسی محققان عمق تحلیل واسرستروم را محدود میکند. این بررسی بر نیاز به تعامل متوازنتر و دقیقتر با تعامل پیچیدۀ بین عرفان، تاریخ، و سیاست در مطالعات دینی مدرن تأکید میکند.
بررسی انتقادی کتابعناصر بنیادین فلسفۀ دین: تجربۀ دینی
دوره 25، شماره 1، بهار 1404، صفحه 59-79
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.49689.2857
علیرضا کرمانی
چکیده در دوران مدرن، بعد از تضعیف عقلانیت نظری، تجربۀ دینی مرکز توجه بسیاری از فیلسوفان دین قرار گرفت. ازجمله مباحثی که این فیلسوفان به آن علاقۀ وافری نشان دادند بحث از ماهیت تجربۀ دینی و اعتبار یا حجیت آن است. از باب مثال، شلایرماخر و اتو تجربۀ دینی را از مقولۀ احساسِ همراه با آگاهی دانستند و آلستون و سوینبرن با بیان تشابه آن با تجربۀ حسی سعی در اعتباربخشی به آن داشتند. کتاب عناصر بنیادین فلسفۀ دین: تجربۀ دینی بعد از مروری اجمالی بر برخی از دیدگاهها در زمینۀ ماهیت تجربۀ دینی و تبیین رویکرد ادراکی درجهت اثبات اعتبار تجارب دینی و چالشهای پیشروی آن، بر آن است تا مباحثی اینچنین دربارۀ تجربۀ دینی مبتنیبر رویکردی معرفتمحور در فلسفۀ دین را ارائه دهد؛ رویکردی که با ایجاد محدودیتهایی در تعریف تجربۀ دینی و انحصار آن در تجاربی خاص، صرفاً بهدنبال کشف تطابق این تجارب با واقع است، اما نویسنده لازم میبیند که این رویکرد معرفتمحور با رویکردی فهممحور تکمیل گردد؛ رویکرد فهممحور گسترش فهم انسان دیندار را دارای جایگاه بسی مهمتر از کشف مطابقت با واقع میداند و بر این نظر است که فلسفۀ دین لازم است درجهت رشد فاعل شناسا و گسترش فهم او جهت داده شود.
نقد و بررسی روضة المریدین و حاشیههایی بر چاپ آن
دوره 25، شماره 1، بهار 1404، صفحه 81-101
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50747.2898
یدالله نصراللهی
چکیده روضۀ المریدین اثری عرفانی است به نثر که ابوجعفر بن یزدانیار همدانی (380-472) آن را به زبان عربی نوشته است. امروزه نسخههایی خطی از این اثر در جهان وجود دارد و سوری و پورجوادی برای نخستین بار این اثر را تصحیح و چاپ کردهاند. کتاب روضۀ المریدین اثری است مختصر و جامع که 44 باب دارد و به زبان ساده و روان نوشته شده است. سؤال اصلی این است که روضۀ المریدین چه جایگاهی در منابع عرفانی دارد و ارج و اهمیت این منبع در چیست؟ این اثر قرابت و همسنخی با دیگر آثار عرفانی آن دوره دارد و مبانی عرفانی را ساده تبیین میکند. تقسیم مباحث به اقسام و انواع را از شگردهای بیانی آن میتوان دانست. مصححان کتاب را در سه بخش مقدمه، متن، و یادداشتها بههمراه نمایههایی عرضه کردهاند. ایشان در تصحیح متن یازده نسخه در دست داشته که از هفت نسخه بهره بردهاند. برخی پرسشها و حتی تردیدها بهخصوص دربارۀ نویسنده وجود دارد. بااینحال، اکنون که روضۀ المریدین بهچاپ رسیده است، یقیناً برخی سؤالها و پاسخها دربارة اثر و صاحب آن را پژوهندگان طرح و با شناخت میراث دیگری از عرفان، این جریان را عمیق و غنی خواهند کرد و مسلماً در آینده دربارة منزلت ابنیزدانیار و ارج روضۀ المریدین بیشتر بحث خواهد شد.
خوانش انتقادی مفاهیم در نظریة سنتهای تاریخی شهید صدر: مطالعۀ موردی مفاهیم اساسی سنتالله، تغییر، دین، و فطرت
دوره 24، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-31
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.47089.2797
سعید بهمنی، فرانک بهمنی
چکیده نظامهای علمی برپایة نظریهها شکل میگیرند. مفاهیم در زمرة مهمترین عناصر نظریههایند؛ زیرا تبیین و صورتبندی نظریه بر شماری از مفاهیم اساسی استوار است. نظریهها میراثهای علمی بزرگ و حاصل کوشش انسانیاند. ازاینرو، نیازمند بررسی و نقد هستند تا اصلاح و ترمیم شوند. پژوهش حاضر به خوانش انتقادی چهار عنصر مفهومی «سنتالله»، «تغییر»، «دین»، و «فطرت» در نظریة سنتهای تاریخی در قرآن شهید صدر میپردازد که در زمرة مهمترین عناصر مفهومی در نظریة اویند. روش مقاله توصیفی ـ تحلیلی است. پژوهش از نظر نوع و هدفْ بنیادی است. دادههاى تحقیق از طریق بررسى اسنادى جمعآوری و تحلیل شدهاند. قرآن کریم و کتاب مدرسۀ القرآنیۀ شهید صدر بهعنوان جامعة تحقیق و سایر منابع ناظر به اهداف پژوهش، بهعنوان منابع تبیینی و تکمیلی پژوهش استفاده شدهاند. نتیجۀ تحقیق حاکی از آن است که مفهومشناسی شهید صدر منسجم نیست و مفاهیم تبیینی بسنده نیافتهاند. تبیین مفهوم «سنتالله» و مفهوم «تغییر» نیازمند ترمیم و تکمیل است و تبیین مفهوم «دین» نیز، با همة اهمیت و گستردگی، صورتبندی، تنظیم، و تنسیقی شایسته ندارد. این امر تدوینگران مطالب او را نیز دچار مشکل کرده است، چنانکه نظریهپرداز دیدگاههای دیگران دربارۀ مفهوم «فطرت» را که موردتأیید برخی از روایات نیز است، مطرح نکرده است و علت کنارگذاشتن آنها را بیان نمیکند.
آفات روششناختی در رهیافت حاکم بر طبقهبندی روشهای تفسیری قرآن: بررسی موردی تفسیرپژوهی گلدزیهر، ذهبی، معرفت، و فهد رومی
دوره 24، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 33-66
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.48789.2840
سجاد محمدفام
چکیده در حوزۀ مطالعات پساتفسیری قرآن، یکی از شاخه های مهم و روبه رشد بررسی روش های تفسیری و طبقه بندی آنهاست که بهویژه در یک قرن اخیر موردتوجه قرار گرفته است. طبقهبندی روشهای تفسیری، همچون سایر اندیشههای بشری، ممکن است از جنبههای مختلف دچار آسیب ها و کاستی هایی شود. در این میان، آفات روششناختی بهدلیل اهمیت بنیادین روش در علوم و ضرورت دستیابی به نظامی جامع و کارآمد برای طبقه بندی تفاسیر از مهمترین چالشها بهشمار میروند. این پژوهش، با هدف بررسی الگوهای تفسیری ارائهشده توسط گلدزیهر، ذهبی، معرفت، و فهد رومی، به تحلیل انتقادی آفات روششناختی حاکم بر این الگوها میپردازد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که طبقهبندیهای ارائهشده از روشهای تفسیری توسط این افراد براساس الگویی تکوجهی و نمودار درختی بنا شده است. این الگوها، هرچند ممکن است ارزش آموزشی داشته باشند، در مطالعۀ جریانهای پیچیدۀ تفسیری ناکارآمد هستند. چنین رویکردهایی تصویری ناقص و تقلیلیافته از پدیدۀ روشهای تفسیری ارائه میدهند و فرایند استنتاج را دچار اختلال میکنند. این ضعفها ناشی از چالشهای جدی روششناختی ازجمله غلبۀ رویکرد واگرا، تقلیلگرایی، فقدان نگاه طیفی، حاکمیت نگرش دوقطبی، و تمرکز صرف بر رویکرد درزمانی است.
نقد محتوایی کتاب کیمیاگر براساس آموزههای عرفانی شیخ علاءالدوله سمنانی
دوره 24، شماره 1، بهار 1403، صفحه 57-84
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.46484.2776
عظیم حمزئیان، قاسم رؤفی
چکیده کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئلیو داستانی نمادین است که مضامین عرفانی را در قالب یک سفر مطرح میکند. این مقاله مفاهیم عرفانی مشترک بین «کیمیاگر» و آموزههای عرفانی شیخ علاءالدوله سمنانی، عارف برجستۀ قرن هفتم و هشتم هجری، را بررسی میکند و با هدف شناسایی مفاهیم عرفانی مشترک مانند وحدت وجود، سفر، نمادپردازی، گنج، و... آغاز و سپس نحوۀ بیان و تفسیر این مفاهیم در هر دو اثر را بهصورت تطبیقی تحلیل میکند. درنهایت، جنبههای عرفانی «کیمیاگر» را در ترازوی آموزههای عرفانی سمنانی مقایسه، ارزیابی، و نقد میکند. این نقد محتوایی با روش توصیفی ـ تحلیلی و بهشیوۀ تطبیقی و براساس مطالعات کتابخانهای صورت گرفته است. اگرچه منشأ و مبدأ، سبک و شیوه، هدف و مخاطب این بررسی با یکدیگر متفاوت است، یافتههای این پژوهش حکایت از آن دارد که کوئلیو در عناصر مورداشاره در بالا اشتراک لفظی با آموزههای عرفانی شیخ سمنانی دارد، ولی در غایت و هدف کاملاً در تضاد و تقابل هم هستند. کوئلیو با اقتباس از آموزههای عرفانی و تلفیق آن با اندیشۀ خود و با هدف ارائۀ تفسیری جدید از زندگی بهدنبال ترویج نوعی معنویت مدرن یا معنویت ممزوج برای پرکردن خلأهای بشر معاصر است.
ارزیابی کیفیت ترجمۀ فارسی و محتوای کتاب اسطورههای کهن: فولکلور در قرآن
دوره 23، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-22
https://doi.org/10.30465/crtls.2023.43502.2669
ابوالفضل حری
چکیده این مقاله، برگردان فارسی کتاب اسطورههای کهن را بر اساس الگوی «ارزیابی کیفیت ترجمه» و محتوا و اندبشۀ آن را ارزیابی میکند. مؤلف نشان میدهد داستانهای قرآن قرآن در سایر کتب دینی ریشه دارد و میتوان آن را از منظر نظریههای ادبیات شفاهی بررسی کرد. اما به چند دلیل، دوندس در بررسی قرآن به مثابه فولکلور موفق نیست. این مقاله، میکوشد از یک سو، آراء و دیدگاههای دوندس را دربارة قرآن از حیث مولفههای محتوایی و به ویژه روش تحقیق دوندس، در پرتو آرای صاحبنظران و پژوهشگران قرآنی بررسی کند و از سوی دیگر، برگردان فارسی این کتاب را بر اساس الگوی «کیفیت ارزیابی ترجمه» در سطوح واژگانی، نحوی، و معنایی بررسی کند. در مجموع، به نظر میرسد تحلیل و تبیین دوندس از کیفیت آموزههای قرآنی و به ویژه قصههای قرآنی، سطحی و کممایه است و به ویژگیهای منحصر بفرد این قصهها در بطن سورهها، و اینکه این قصهها صرفاً بستری و محملی برای تبیین آموزههای دینشناختی قرآن است، وقعی ننهاده است. با این حال، مترجم نیز هرچه به انتهای کتاب میرسد، تسلط نسبی خود را در فرایند برگردان متن اصلی نشان میدهد، درکل، ترجمه همچنان نیاز به ویراستاری ادبی دارد.
نظریۀ انسان در الهیات ایران معاصر بازخوانی درکها از انسان موجود ناشناخته (Man the Unknown)
دوره 23، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 23-59
https://doi.org/10.30465/crtls.2023.44204.2694
حامد خانی (فرهنگ مهروش)
چکیده یکی از آثارِ پرخواننده در ایران از آغاز دهۀ 1340ش تا کنون کتاب انسان موجود ناشناخته اثر الکسیس کارِل است. ایرانیان این کتاب را بارها تجدید چاپ، و مستند و منبع بحثهای مختلف خود کرده، و شخصیتهایی پرشمار با اندیشههایی متنوع نیز خواندن آن را ترویج نمودهاند. با گذشت زمانی هفتادوچندساله از نخستین ترجمۀ فارسیِ کتاب هنوز رونق بازار این اثر از دست نرفته، و درعینحال، محتوا و کارکرد آن در جامعۀ ایران تحلیل نشده است. مطالعۀ پیشِرو گامی نخست فراسوی این هدف است. بنا داریم با مرور شواهدِ توجهِ ایرانیان به کتاب از این فرضیه دفاع کنیم که ترویج گستردۀ آن را اسلامگرایانی با گرایشهای مختلف دنبال کردهاند و این ترویج نتیجۀ دستاوردهای نظری مهمّ اثر برای این جریانها بوده است؛ جریانهایی که خواستهاند فقر مطالعات موجود و ضعفهای نظری در بازنمودن یک نظریۀ انسانِ بومی و مدرن را با بهرهجویی از کتابِ کارِل جبران کنند. چنانکه خواهیم دید، از دهۀ 1380ش و با توسعۀ گفتمان علوم انسانی اسلامی نیز این کتاب همچون مؤید ضرورت گزیدن یک علم انسانی دینپسند به جای علوم انسانی مُتَعارَف تلقی شده است.
تحلیل نقادانه کتاب روش های تدریس تعلیمات دینی (هدیههای آسمانی)
دوره 23، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 61-93
https://doi.org/10.30465/crtls.2023.43275.2661
سید محمد دلبری
چکیده بررسیونقد کتاب درسی به دلیل جایگاه آن در دستیابی به اهداف نظامهای آموزشی و آتار آن در کیفیتبخشی به محتواهای آموزشی و تربیتی، اهمیت ویژهای دارد. بنابراین ارزیابی این منابع با بهرهمندی از ملاکهای دقیق ضرورت دارد. پژوهش حاضر مبتنی بر شاخصهای علمی، کتاب" روشهای تدریس تعلیمات دینی(هدیههای آسمانی) ، که توسط سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی در علوم اسلامی و انسانی (سمت) برای رشته علوم تربیتی درسال1392منتشر شده را نقد کرده است . شاخصهای منتخب شاملِ شاخص محتوایی، ساختاری، شکلی، زبانی و روشی است. نتایج پژوهش نشان می دهد: این کتاب نقاط قوت محدودی در شاخص های شکلی و زبانی دارد. اما نقاط ضعف بسیارجدی کتاب در همه شاخصهای شکلی، زبانی، محتوایی، ساختاری و روشی کاملا آشکار است. از جمله می توان به عدم روز آمدی داده ها، اشکالات علمی، استنادات نادرست، عدم انسجام محتوا و غیر کاربردی بودن اشاره کرد. فقدان این شاخصها به میزانی است که"علمی و آموزشی بودن " کتاب را رد می نماید. بنابراین این کتاب فاقد اصلیترین ممیزههای کتاب درسی دانشگاهی است.پیشنهاد میشود مبتنی بر شاخصهای کتاب درسی دانشگاهی و برنامه درسی تعلیم و تربیت دینی دوره ابتدایی، برای این درس کتاب جدیدی تالیف شود.
نقد و بررسی کتاب ماهیت معرفت عرفانی
دوره 20، شماره 3، خرداد 1399، صفحه 243-260
https://doi.org/10.30465/crtls.2020.5300
زینب شریعت نیا، هادی وکیلی
چکیده این مقاله درصدد آن است که به نقد و بررسی کتاب ماهیت معرفت عرفانی، نوشتة مسعود اسماعیلی، بپردازد. دربارة معرفت عرفانی و تمایز آن با تجربة عرفانی بهزبانهای غیرفارسی آثار بسیاری منتشر شدهاند؛ اما در زبان فارسی تنها معدودی از پژوهشگران به بحث از آن در چهارچوبی علمی و روشمند پرداختهاند؛ ازجمله در کتاب ماهیت معرفت عرفانی نویسنده کوشیده است با نگاهی تطبیقی در سامانهای جامع به بحث از ماهیت معرفت عرفانی در دو فضای اسلامی و غربی و بیان شباهتها و تفاوتهای آنها بپردازد. اگر ملاک ارزیابی ما میزان موفقیت و عدم موفقیت نویسنده در بیان مسئله و بررسی آن باشد، میتوانیم بگوییم که این کتاب در طرح مباحث تخصصی حوزة فلسفة عرفان بهخوبی عمل کرده است. بااینحال، این کتاب از کاستیهای صوری و محتوایی، از قبیل کاربرد متناوب معرفت عرفانی و تجربة عرفانی بهجای یکدیگر و اشکال در تقدم و تأخر برخی از فصول کتاب، خالی نیست. این کتاب باوجود این کاستیها اثری قابلقبول در حوزة فلسفة عرفان بهنظر میرسد.
نقد و بررسی عناوین مقالات پژوهشی رشتۀ علوم حدیث ازمنظر روششناسی تحقیق(مطالعۀ موردی مجلۀ علمی ـ پژوهشی علوم حدیث)
دوره 16، شماره 43، زمستان 1395، صفحه 55-80
علی حاجیخانی، نوروز امینی
چکیده
یکی از معیارهای مهم در ارزیابی مقالات علمی، اعم از پژوهشی و ترویجی، انتخاب عنوان مناسب است. صاحبنظران روششناسی پژوهشهای علمی معیارهایی ازقبیل جزئیبودن، گویایی، جذابیت، اختصار، دقت، و تازگی را برای عناوین مقالات پژوهشی برشمردهاند که پایبندی به این معیارها در انتخاب عناوین مقالات پژوهشی ضروری است. در مقالة حاضر، برای یافتن پاسخ این مسئله که نویسندگان و داوران مقالات علمی در حوزة دینپژوهی تا چه حد به معیارهای انتخاب عنوان توجه داشتهاند، با روشی آمیخته از توصیف، تطبیق، و نقد، عناوین 86 مقاله از مقالات فصلنامۀ علمی ـ پژوهشی علوم حدیث را، برای نمونه، براساس معیارهای یادشده، ارزیابی و نقد کردهایم تا از این رهگذر، ضمن بیان میزان توجه یا بیتوجهی مؤلفان و داوران به این معیارها، شیوة درست انتخاب عناوین علمی برای مقالات پژوهشی دینی را نیز در پژوهشهای آتی تبیین کنیم.
نقد و بررسی برنامۀ درسی رشتۀ علوم قرآن و حدیث در مقطع کارشناسی
دوره 16، شماره 40، تابستان 1395، صفحه 115-139
علیرضا فخّاری
چکیده چکیده
از اولین مسائل در بهینهسازی و ارتقای سطح کیفی رشتههای تحصیلی توجه به برنامۀ درسی و محتوای آموزشی است که در سرفصلهای آن رشته نمود مییابد. رشتۀ علوم قرآن و حدیث، بهسبب ارتباط با دو منبع وحیانی، باید از جامعیت مقبولی برخوردار باشد تا بتواند در تمام عرصههای دینی حضور پویا داشته باشد. احراز این جایگاه به برنامهریزی دقیق در حوزۀ آموزش و پژوهش منوط است. مقطع کارشناسی بهمثابۀ زیرساخت یک رشته باید بتواند توانمندیهای لازم را در دانشجو ایجاد کند. این مطالبه قطعاً منوط به آموزش استاندارد خواهد بود. مطالعۀ نقادانه و آسیبشناسانه در سرفصل و برنامۀ آموزشی میتواند بخشی از مطلوب ما را محقق کند. انطباق نداشتن و متناسب نبودن برنامۀ درسی و محتوای آن با عنوان رشته، ضعف در تعیین اهداف دروس و سرفصل آنها، ضعف در تعیین منابع، تکراری بودن بعضی مباحث، فقدان ارتباط منطقی بین دروس، خلأ نگاه نظاممند در تدوین سرفصل کارشناسی در عنایت به مقاطع سهگانه، بیتوجهی به مسئلۀ ارزشیابی در سرفصل و نیز متوازن نبودن دو حوزۀ مطالعات قرآنی و مطالعات حدیثی از نظر درسی از جمله آسیبهای جدی این برنامۀ درسی است.
