مطالعۀ انتقادی متون علمی در حوزۀ اقتصاد اسلامی با تمرکز بر کتاب رهیافتهای اقتصادی اسلام
دوره 24، شماره 1، بهار 1403، صفحه 29-56
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.46460.2775
محمد یاراحمدی؛ محمد سلیمانی
چکیده این پژوهش به بررسی و نقد اثر مهم امام موسی صدر با عنوان رهیافتهای اقتصادی اسلام پرداخته است. این کتاب مجموعۀ خطابهها و مقالههای امام موسی صدر در حوزۀ اقتصاد اسلامی است که در دهۀ اخیر موردتوجه مراکز حوزوی و دانشگاهی قرار گرفته و بهعنوان یکی از متون اقتصاد اسلامی تدریس، مطالعه، و مباحثه شده است. بررسی این کتاب نشان میدهد که امام موسی صدر در حوزۀ اقتصاد اسلامی همانند شهید علامه صدر علم اقتصاد را از مکتب اقتصادی جدا میکند و معتقد است که اسلام علم اقتصادی ندارد، ولی مکتب اقتصادی اسلامی مبتنیبر احکام اسلامی و دستگاه فقاهت قابلاستخراج است. در این مقاله، بعد از بررسی ادبیات نظری اقتصاد اسلامی از نظر امام موسی صدر و شهید علامه صدر نقاط قوت و ضعف کتاب با روش تحلیلی ـ توصیفی موردبررسی قرار گرفتند. نقاط ضعف شناساییشده عبارتاند از: ابهام در مفهوم عادلانهبودن دستمزد و سهم کارگر از تولید، عدم توجه به مفهوم فقه حکومتی و ابهام در تعریف مکتب اقتصادی اسلام، عدم توجه به روششناسی علم اقتصاد، ابهام در بیان مبنای نظریۀ ارزش در اسلام، عدم توجه به فعالیت شخصیت حقوقی دولت در اقتصاد، و ابهام در بیان اختیارات حکومت اسلامی و ولایت فقیه در قاعدهگذاری اقتصاد.
نقد و بررسی کتاب Risk Sharing in Finance; The Islamic Finance Alternative (تسهیم ریسک در فضای مالی؛ راهکار جایگزین مالی اسلامی)
دوره 22، شماره 5، مرداد 1401، صفحه 81-105
https://doi.org/10.30465/crtls.2022.40221.2526
محمد سلیمانی
چکیده کتاب تسهیم ریسک در فضای مالی (Askari et al. 2012) با رویکردی بنیادین و با هدف ترسیم روح کلی نظام مالی اسلامی و تبیین تمایزات آن با نظام متعارف (هم در حوزۀ مبانی و هم در حوزۀ کارکردها و پیآمدها) بهرشتۀ تحریر درآمده است. مفهوم محوری نظام مالی اسلامی در این کتاب «تسهیم ریسک» معرفی شده است که با پیونددادن بخش واقعی به بخش مالی مانع از «مالیشدن» اقتصاد و وقوع «بحرانهای پیاپی» میشود و همچنین، بهدلیل تأکید بر مشارکت، دسترسی مالی، و رفاه عموم افراد جامعه را افزایش خواهد داد. از منظر نویسندگان، این نظام تاکنون مجال تحقق پیدا نکرده و نظام مالی در کشورهای اسلامی، بهدلیل فقدان برخی از پیشنیازهای نهادی، فاصلۀ فراوانی با وضعیت ایدئال دارد. در بررسی انتقادی کتاب، ذکر این نکته ضروری است که کتاب توانسته است ایدۀ اصلی خود را بهخوبی تبیین کند، اما در پردازش برخی از مطالب و نیز تبیین برخی از بنیانها و مبانی فلسفی، پیآمدها، کارکردها، و نحوۀ پیادهسازی نظام ایدئال اسلامی خلأها و ضعفهایی وجود دارد.
