نوع مقاله : علمی- پژوهشی

نویسنده

دکترای جامعه‌شناسی سیاسی، دانشگاه تهران، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

10.30465/crtls.2021.34009.2076

چکیده

سنت با صورت‌بندی اندیشه و اندیشه­ورزی، تحولات در جوامع را جهت­دهی کرده و با کتمان تاریخی بودنش سلطه خویش را بر قرائت معاصر می­گستراند. با این حال چارچوب‌های تحلیل این حوزه، هیچکدام آشکار نمی­سازند که قدرت چگونه دانش‌ و تولیدات فکر دینی را منقاد ساخته و آنها را در راستای راهبردها و اهداف خود به خدمت گرفته است. با این توضیح تحلیل «قدرت و دانش در ایران دوره اسلامی» در رفع این خلاء و با اتخاذ رویکردی گفتمانی تلاش می­کند تا نشان ­دهد که گفتمان اسلامی چگونه و با چه سازوکاری به برجستهسازی و حاشیهرانی مفاهیم متکثر پرداخته، و چگونه یک مفهوم مرکزی را بسط داده و آنرا فرازمانی/مکانیمی­نمایاند. مولف پاسخ به­این سوال را جستجو می‌کند که دانش سیاسی از کجا ظاهر و به کجا ختم می­شود. بااینحال در ارزیابی این اثر آشکار می­شود که مرزهای گفتمانی دانش سیاسی در دوره میانه و جدید تعریفی مشخص نمی­یابند همچنین متن مشخص نمی­سازد الگوهای سیاسی که طرد‌ شده­اند تا نظم‌ موجود تنها الگوی ممکن و مشروع زندگی سیاسی تثبیت شود کدامند. با این وصف انتظارات از اتخاذ پیش‌فرض‌های تحلیل گفتمانی همراه با سایر دقایق موجود در متن، محور ارزیابی این اثر قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

A Critique on the Book “Power and Knowledge in Iran of the Islamic Era”

نویسنده [English]

  • Hamid Sajadi

PhD in Social Studies, Assistant Professor, Department of Social Studies, Institute for Humanities and Cultural Studies (IHCS),

چکیده [English]

The tradition directs the changes and developments of Islamic society with a certain formulation of thought. Rejecting its historic rules, the tradition prevents critical questions, extends its domination to contemporary reading, and protects religion by adhering to it. The orientalist pattern and the traditional method of understanding are two important approaches in interpreting and understanding the tradition. Each of the two methods presents different perspectives and outcomes of Middle Eastern political knowledge. But none of them shows how power has shaped knowledge and products of religious thought while taking benefit of them in the favor of its own strategies and goals. None of these two methods have focused on identifying alternative political patterns that are altered and rejected in order to make the existing order the only possible model of legitimate political life. Adopting a discursive approach, the book, "Power and Knowledge in Iran, the Islamic Era", attempts to demonstrate how and through what mechanism, Islamic discourse highlights and diversifies plural concepts, and how it extends a central concept while projecting it as an absolute, beyond time and place notion. Nonetheless, the expectations resulted from adopting such a framework would go beyond that. Such expectations, being particularly based on the discursive presuppositions, are the evaluation core of this work along with other details of the text.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Power
  • Knowledge
  • Discourse
  • tradition
  • Orientalism
  • Soltani System
احمدوند، شجاع(1395)، قدرت و دانش در ایران دوره اسلامی، تهران: نشر نی.
آشوری، داریوش(1376)، ما و مدرنیت، تهران: صراط.
تاجیک، محمدرضا(1378)، فرامدرنیسم و تحلیل گفتمان، در مجموعه جنگ اندیشه، تهران: مؤسسه توسعه دانش و پژوهش‌ ایران.
طباطبایی، سـید جـواد(1374)، ابن خلدون و علوماجتماعی، تهران: نشر نی.
شایگان (1374)، زیر آسمانهای جهان گفتگوی شایگان با رامین جهانبگلو، ترجمه نـازی‌ عظیما‌، تهران: ‌نشر فرزان.
فیرحی، داود-الف(1378)، «سنت و تجدد؛ دو الگوی معرفت شناختی در تحلیل دانش سیاسی مسلمانان»، مجله نقد و نظر، تابستان و پاییز، شماره 19 و 20.
فیرحی، داود -ج(1375)، «فرد و دولت در فرهنگ سیاسی اسلام»، مجله نقد و نظر تابستان و پاییز، شماره 7 و 8.
فیرحی، داود-ب(1384)، «مشروعیت سیاسی»، مجله کتاب نقد، زمستان، شماره 37.
فیرحی، داود-د(1381)، «دولت اسلامی و تولیدات فکر دینی»، روزنامه ایران، فرهنگ و اندیشه، شماره 2395، 5/اسفند.