نقد معرفتشناسی مدیریت اقتضایی از منظر قرآن
دوره 22، شماره 9، آذر 1401، صفحه 397-422
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.37589.2319
علی آقا صفری؛ عبد الله توکلی
چکیده مدیریت اقتضایی، مدعی است که در مدیریت، چیزی به نام بهترین اصول جهانشمول وجود ندارد. با عنایت به رهآوردهای رهیافت اقتضایی، ضروری است که معرفتشناسی آن، از منظر قرآن با بهرهگیری از روش استنطاقی، مورد تحلیل قرار گیرد؛ تاضمن بیان گزارههای کلام وحی در رد، تأیید، اصلاح و تکمیل معرفتشناسی مدیریت اقتضایی، با تمسک به آنها کاستیهای معرفتی شناسی آن را برطرف نمود. یافتهها نشان میدهد که معرفتشناسی در مدیریت اقتضایی مبتنی بر معرفت عینی و حسی بوده و علل و عوامل فرا طبیعی را در تبیین گزارههای طبیعی نادیده گرفته است. قرآن ضمن اشاره به کاستیهای مدیریت اقتضایی موضوع معرفت را خدا، انسان، طبیعت و درک چگونه وابستگی و پیوستگی آنها دانسته و تأکید میکند که انسان و محیط به شکل پیدا و پنهان از همدیگر تأثیر گرفته و بر یکدیگر اثر میگذارند و در نتیجه انسان میبایست با بهرهگیری از ابزار شبکهای از طریق ترکیب نگاه افقی به رابطه پدیدهها با هم و نگاه عمودی و طولی و رابطه آنها با خالقشان سهم خود را اخذ نماید. نتایج بدست آمده بیانگر آن است که قرآن علاوه بر عقل و یافتههای تجربی، تأکید دارد که نمیتوان بدون وحی بهترین روشهایی را که منتهی به بهرهوری بیشتر میگردد ارائه نمود.
نقد کتاب رابطه علم و دین در غرب
دوره 17، شماره 2، بهار 1396، صفحه 95-114
عبداله محمدی
چکیده مسئلة رابطة علم و دین از نقاط چالشانگیز پژوهشهای معاصر است که آثار متنوعی دربارة آن به زبان فارسی و دیگر زبانها منتشر شده است. کتاب رابطة علم و دین در غرب از این دسته آثار است که توسط محمدعلی رضایی اصفهانی تألیف شده است. این کتاب برای مخاطب دانشجو نگاشته شده، ولی کتاب درسی نیست. ادبیات روان، حجم کم، و پرهیز از اصطلاحات تخصصی از امتیازات این کتاب است. ناهماهنگی میان حجم فصول و نیز عدم ارتباط منطقی میان عناوین اصلی و فرعی در بخشها از انسجام اثر کاسته است. از مهمترین اشکالات محتوایی این کتاب، ناهماهنگی میان عنوان و محتواست. مباحث این کتاب دربردارندة گونههای مختلف ارتباط علم و دین نیست، بلکه فقط بر تعارض علم و دین، آن هم زمینههای روانی و اجتماعی آن متمرکز شده و بیشتر دربارة علل مخالفت کلیسا با گالیله بحث کرده است. مؤلف در برخی موارد برای حل مسئلة تعارض، از معرفتشناسی پوپر و کانت بهره جسته است که این کار ارزش معرفتی گزارههای دینی را از جهات پرشمار دیگری تهدید میکند.
