کلیدواژه‌ها = ماهیت
فلسفه

بررسی انتقادی کتاب فلسفۀ مشاء 1 (از ارسطو تا توماس آکوئینی)

دوره 21، شماره 11، بهمن 1400، صفحه 313-329

https://doi.org/10.30465/crtls.2021.31432.1888

حسین هوشنگی

چکیده فلسفة مشاء (1) (از ارسطو تا توماس آکوئینی) برای آشنایی نوآموزان رشته‌های فلسفه با مکتب مشاء تألیف شده است. مزیت اصلی این اثر توجه به هر دو شاخة غربی و اسلامی این مکتب است. مؤلف به‌طور کلی قصد دارد فلسفة مشاء را از دو جهت معرفی کند: تاریخی و محتوایی. باوجوداین‌که اثر مختصری است، اما این حجم اندک مانع نشده که مؤلف دامنة گستردة فلسفة مشاء را نادیده بگیرد. به همین دلیل، با ملاحظة آثار مشابه فعلاً بهترین کتاب درسی برای آشنایی با فلسفة مشاء در مقطع کارشناسی است. البته این سخن بدین معنا نیست که با متنی خالی از عیب و ایراد مواجهیم. برعکس، اشکالات و نواقص کتاب اندک‌شمار هم نیست. بنابراین، مجموع این عوامل مثبت و منفی مهم و برجسته باعث شده است تا نقد و بررسی تفصیلی آن ضرورت پیدا کند. در این مقاله، ضمن توجه به مزایای این اثر، انواع نقاط ضعف آن را برشمرده‌ایم. این اشکالات در چهار دسته جای می‌گیرند: ساختاری، محتوایی، ادبی، و ارجاعات. درنهایت راه‌کارهایی برای ارتقای کتاب و رفع نواقص آن به‌عنوان منبع درسی پیش‌نهاد شده است.

فلسفه

آموزشِ حکمت متعالیه یا پیچیده کردن و تخریب آن نقد بخش اول کتابِ شرح منظومۀ حکمت (در باب وجود و عدم)

دوره 16، شماره 40، تابستان 1395، صفحه 51-68

مرتضی شجاری

چکیده چکیده
شرحِ منظومۀ حکمت، تألیف رضا اکبری و سیدمحمد منافیان، کتابی است که به ‌ادعای نویسندگان آن برای آموزش حکمت متعالیه تألیف شده است. این کتاب امتیازهای زیادی دارد، اما به‌باورِ نگارنده نمی‌‌تواند کتابی آموزشی در حکمت متعالیه باشد، زیرا علاوه بر این‌که آموزش فلسفۀ صدرایی را بسیار پیچیده کرده است، اشکالات متعددی نیز دارد؛ اشکالاتی هم در روش نویسندگان و هم در درک نادرست ایشان از مسائلی مانند موضوع فلسفه، بساطتِ مشتق، پیشینۀ بحث اصالت وجود، اتصاف ماهیت به موجودیت و حتی مسئله‌‌ای مانند حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

زبان و ادبیات فارسی

نقد کتاب عرفان و تفکر از تأملات عرفانی مولوی تا عناصر عرفانی در طریق هایدگر

دوره 13، شماره 28، پاییز 1392، صفحه 63-84

فاطمه مدرسی

چکیده چکیده
تحقیقات و مطالعات تطبیقی امروزه در حوزة پژوهش‌‌‌های علمی ـ فرهنگی توجه پژوهش‌گران را به خود جلب کرده است. کمترین فایدة این گونه تحقیقات این است که زمینه‌‌‌ای را فراهم می‌‌‌آورند برای این‌که وام‌دهی و وام‌‌‌گیری داد و ستدهای آگاهانه، ناخواسته، و ناآگاهانه و تواردهای پنهان و آشکار میان دستگاه‌‌‌های فکری گوناگون و فرهنگ‌‌‌ها و تمدن‌های متنوع را بیان دارند. در میان آن‌ها در چند دهة اخیر، تطبیق اندیشه‌‌‌های عارفان نامدار ایرانی، خاصه مولانا جلال‌الدین محمد، با فلسفه‌های اگزیستانسیال از رواج بیشتری برخوردار شده و عنایت فزون‌تری را به خود جلب کرده است. این پژوهش بر آن است تا به بحث و نقد کتاب عرفان و تفکر، از تأملات عرفانی مولوی تا عناصر عرفانی در طریق تفکر هایدگر بپردازد. برایند تحقیق نشان از آن دارد که نویسنده در هفت فصل مطالب بسیار ارزنده‌‌‌ای در باب برخی از تفکرات عرفانی مولانا و اندیشه‌‌‌های فلسفی هایدگر در اختیار خواننده می‌‌‌گذارد. در فصل آخر با خوانش‌‌‌های دلخواهانه شباهت‌های موجود و یا بهتر است بگویم «شباهت‌سازی‌های» موجود را هم با اما و اگر و ... به دست می‌‌‌دهد، اما همین امر که باید حاکی از شباهت فکری این دو متفکر شرق و غرب باشد، از تفاوت‌‌‌های بنیادین آنان حکایت دارد که در این پژوهش بدان اشاره شده است.