دوره و شماره: دوره 26، شماره 1 - شماره پیاپی 123، بهار 1405، صفحه 1-207 (بهار 1405) 
فهرست مقالات

فهرست مقالات

چکیده
تحلیل انتقادی نقدی نوشته شده بر کتابسبک ادبی از دیدگاه زبانشناسی
سید ضیاءالدین قاسمی؛ 1
واکاوی کتاب نامههای ایرانی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی (بازتولید و تقابل گفتمان شرقشناسی و استبداد)
رضا پارسامقدم؛ 25
رویارویی قدرت و هویت در مناسبات جنسیتی: تحلیل انتقادی تجربۀ استعمارگری بریتانیا در کتاب جنسیت و امپراطوری
سمیه سادات شفیعی؛ 63
عبور از تبیین؛ نقد و ارزیابی نظریۀ «ضدتبیین» در کتاب ناگهان انقلاب
مجید استوار، آرمان سلطانی؛ 93
مرور و نقد کتاب چرا لیبرالیسم شکست خورد؟
جلیل کریمی؛ 121
نقد قرآنبنیان بر انگارههای انسانشناختی در کتاب شخصیت و سازمان
عبدالمؤمن حکیمی، سید محمد آصف رضوی؛ 147
تحلیل انتقادی-اسنادی تبیین مفهومپارادایم چهارم مدیریت جهان اسلام با نقد کتاببررسی اثر ارزشهای اسلامی بر رویکردهای مدیریت
علیرضا صادق‌پور فیروزآباد، محمود واعظی، حسام قربانی؛ 179

مروری زبان‌شناسی و زبان‌های باستانی

تحلیل انتقادی نقدی نوشته شده بر کتابسبک ادبی از دیدگاه زبانشناسی

صفحه 1-24

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.51940.2930

سید ضیاءالدین قاسمی

چکیده این مقاله به بررسی نقا قوت و ضعف نقدی با عنوان مطالعۀ سبک ادبی از دیدگاه زبانشناسی یا بازگشت به مطالعات سنتی نوشته شده توسط داوود پورمظفری بر کتاب سبک ادبی از دیدگاه زبانشناسی نوشتۀ ضیاء قاسمی میپردازد و نشان میدهد که این نقد در عمدۀ بخشها برپایۀ پیشفرضهای غیرواقعی و ارائۀ اطلاعات نادرست به خوانندگان نوشته شده است. در این نقد، هیچ گونه بررسی از تحلیلهای سبکی کتاب که موضوع اصلی کتاب و نقد مذکور است انجام نشده و نویسنده به جای پرداختن به مباحث اصلی کتاب اشکالاتی عموماً حاشیهای و نادرست ذکر کرده و چند بار بر پایۀ ذکر یک اشکال جزئی سعی کرده است آن را به کل اثر تعمیم بدهد. در این مقاله، علاوه بر ذکر نقاط قوت نقد مذکور، با ذکر نمونهها و توضیحاتی، اشکالات اساسی این نقد نشان داده شده است، از جمله مبتنی بودن نقد مذکور بر پیشفرضهای نادرست، نپرداختن به نکات سبکشناختی، خردهگیری از نکات حاشیهای نظیر صناعات ادبی و معادلهای انگلیسی به قصد القای ایدۀ عدم تسلط نویسندۀ کتاب بر ادبیات، سوگیری تحلیلها در جهت رد همهجانبۀ کتاب، دادن اطلاعات نادرست به خواننده و وارونهنمایی در مورد نکاتی بنیادی که در کتاب به وضوح بیان شده است.

پژوهشی علوم اجتماعی

واکاوی کتاب نامههای ایرانی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی (بازتولید و تقابل گفتمان شرقشناسی و استبداد)

صفحه 25-61

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52792.2956

رضا پارسامقدم

چکیده این مقاله با بهرهگیری از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به تحلیل کتاب «نامههای ایرانی» منتسکیو میپردازد. هدف، کاوش در سازوکارهای زبانی، روایی و گفتمانیای است که بازتولید و تقابل با گفتمانهای مسلط عصر روشنگری (استبداد، شرقشناسی، پدرسالاری) را ممکن میسازد. دادهها شامل نامههای منتخب در سه سطح توصیف (ویژگیهای زبانی و بلاغی)، تفسیر(رابطه متن با شرایط تولید و دریافت و شناخت چندصدایی و بینامتنی) و تبیین (کنش اجتماعی متن و آشکارسازی ایدئولوژی و روابط قدرت) تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد منتسکیو با طنز، تقابل واژگانی، قالب نامهنگاری، آشناییزدایی و چندصدایی، فضایی برای نقد غیرمستقیم و همزمان بازتولید گفتمانهای مسلط میآفریند. از سوی دیگر، اثر به کلیشههای شرقشناسانه گرفتار آمده که پارادوکسی در پروژه روشنگری برجسته میکند. نامههای زنان حرمسرا و خواجهسرایان در بازیابی عاملیت سوژههای خاموش و طرح مقاومت در برابر استبداد نقشی محوری دارند. همچنین پاسخ زرینکوب به پرسش هویت ایرانی، استمرار و پیچیدگی گفتگوی گفتمانی شرق و غرب را از طریق بازتعریف هویت نشان میدهد. در نهایت، «نامههای ایرانی» نه تنها بازتابی از شرایط تاریخی-اجتماعی عصر روشنگری، بلکه به عنوان پراکتیک گفتمانی چندلایه و پارادوکسیکال، نقشی فعال در بازتولید و نقد گفتمانهای مسلط دارد. این پژوهش نمونهای از ظرفیت تحلیل گفتمان انتقادی در فهم متون کلاسیک سیاسی-فرهنگی است.

پژوهشی علوم اجتماعی

رویارویی قدرت و هویت در مناسبات جنسیتی: تحلیل انتقادی تجربۀ استعمارگری بریتانیا در کتاب جنسیت و امپراطوری

صفحه 63-91

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.51153.2910

سمیه سادات شفیعی

چکیده پژوهش حاضر به تحلیل انتقادی داده های گردآوری شده در کتاب جنسیت و امپراتوری می پردازد تا نشان دهد این اثر تا چه اندازه در واکاوی مباحث استعمارپژوهی موفق بوده است. بداعت موضوع از اتخاذ منظر جنسیت پژوهی آغاز می شود که در آن نقش های اجتماعی، کارکردها و نیز مناسبات جنسیتی، در سازوکار استعمار در بوته بحث و نظر قرار می گیرد. به لحاظ روشی، مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه اسنادی مجموعه مقالات اثر حاضر است. یافته ها نشان می دهد فصول کتاب وجهی تاریخی داشته و عمدتا بر مواجهه استعمارگران و بومیان در دوره استعمار اولیه متمرکز بوده، و به روایت خاورمیانه از استعمارگری بریتانیا و نیز تعامل استعمارگران با مسلمانان توجهی ندارد. نظامهای خویشاوندی را با مسامحه نادیده و به تبع آن از طیفی از موقعیتها موثر در فرودستسازی جنسیتی در جریان استعمار می گذرد. بااینهمه به معرفی استراتژیهای اعمال قدرت استعمارگران شامل طرد مستقیم و سازمان یافته و نیز تبعیض ساختارمند از یکسو و تلاش برای همسانسازی می پردازد. در عین حال به موضوعات مرتبط با جنسیت اعم از نژاد، خشونت، مهاجرت، کودکی، پزشکی، ماموریت مبلغان، سیطره و استیلای امپراتوری و در نهایت استعمارزدایی در قرن ۱۸ تا ۲۰ می پردازد. در مجموع خوانش انتقادی این متون، داده هایی در بروز و نمود هویتهای بومی در کشاکش موقعیت های روزمره قدرت و مقاومت دارد.

پژوهشی علوم سیاسی

عبور از تبیین؛ نقد و ارزیابی نظریۀ «ضدتبیین» در کتاب ناگهان انقلاب

صفحه 93-119

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52545.2947

مجید استوار، آرمان سلطانی

چکیده انقلاب اسلامی ایران، با وجود تبیینهای متنوع ساختاری، فرهنگی و اقتصادی، برای بسیاری از ناظران رویدادی ناگهانی و پیشبینیناپذیر بود. کتاب «ناگهان انقلاب» اثر «چارلز کورزمن» با طرح نظریه «ضدتبیین» و مفهوم «آوازه امکانپذیری» میکوشد این پارادوکس را از رهگذر تمرکز بر ادراکات ذهنی کنشگران و فروپاشی انتظارات تثبیتشده توضیح دهد. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که آیا نظریه ضدتبیین قادر است چارچوبی منسجم برای فهم انقلاب اسلامی ایران فراهم آورد؟ یافتهها نشان میدهد که اگرچه نظریه ضدتبیین با برجستهسازی عاملیت انسانی، عدم قطعیت تاریخی و نقش برآوردهای ذهنی از موفقیت جنبش، خلأ مهمی را در تبیینهای جبرگرایانه آشکار میسازد، اما در مقام یک چارچوب مستقل تبیینی با چالشهایی جدی روبهروست. فروکاست انقلاب به «باور به امکانپذیری»، ناتوانی در توضیح خاستگاه این باور در کنشگران اولیه، غفلت از ساختارهای کلان، سرمایه نمادین نهاد روحانیت و نقش روشنفکران و اتکای روششناختی بر مصاحبههای پسینی از مهمترین محدودیتهای این رویکرد است. در مجموع، ضدتبیین بیش از آنکه جایگزینی برای تبیینهای کلاسیک باشد، میتواند بهعنوان مکملی تحلیلی، افق فهم پویاییهای ذهنی و لحظات گسست در فرایندهای انقلابی را گسترش دهد. روش پژوهش کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که در آن از نقد درونی و بیرونی به طور همزمان استفاده شده است.

پژوهشی علوم اجتماعی

مرور و نقد کتاب چرا لیبرالیسم شکست خورد؟

صفحه 121-145

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52557.2948

جلیل کریمی

چکیده این جستار به مرور انتقادی کتاب چرا لیبرالیسم شکست خورد؟ اثر پاتریک دنین میپردازد و استدلال محوری آن را بازسازی میکند که میگوید بحرانهای کنونی لیبرالیسم نه حاصل انحراف از اصول اولیه، بلکه پیامد تحقق تاریخی و درونی خود این سنت فکری است. دنین لیبرالیسم را نه صرفاً یک رژیم سیاسی یا مجموعهای از سیاستها، بلکه فلسفهای جامع در باب انسان، آزادی، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و آموزش میداند. به باور او، تأکید لیبرالیسم مدرن بر فردگرایی رادیکال، خودبنیادی و رهایی مطلق از قیود سنتی و اجتماعی، به تضعیف نهادهای میانجی، فرسایش فرهنگ مشترک، گسترش نابرابری اجتماعی، سلطه تکنولوژی و بحران مشروعیت دموکراسی انجامیده است. مقاله علاوه بر تشریح نظاممند محورهای اصلی کتاب، از مفهوم «ضدفرهنگ» و نقد تکنوکراسی و آموزش لیبرال تا تحلیل نئولیبرالیسم و لیبرالدموکراسی، به ارزیابی انتقادی کاستیهای نظری و روششناختی آن، از جمله ابهام مفهومی در تعریف لیبرالیسم و غلبه خوانشهای تفسیری بر شواهد تجربی و مقایسهای میپردازد. در بخش پایانی، نسبت این نقد با جامعه ایران بررسی میشود و نشان داده میشود که هرچند لیبرالیسم بهمعنای کلاسیک در ایران استقرار نیافته، نقد درونی دنین میتواند بهعنوان چارچوبی تحلیلی برای فهم بحرانهای حکمرانی، تکنوکراسی، آموزش و اقتصاد سیاسی معاصر ایران واجد اهمیت نظری باشد.

ترویجی مدیریت و سیاست‌گذاری

نقد قرآنبنیان بر انگارههای انسانشناختی در کتاب «شخصیت و سازمان»

صفحه 147-178

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.49719.2859

عبدالمؤمن حکیمی، سید محمد آصف رضوی

چکیده نظریههای مدیریت معاصر مانند دیدگاههای کریس آرجریس، مبتنی بر پارادایمی مادیگرا و تقلیلگرا هستند که انسان را صرفاً به ابعاد روانشناختی و رفتاری محدود میکنند و از ساحت معنوی، اختیار اصیل و غایات متعالی او غافلاند. این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی و با روش استنطاقی، این انگارهها را در پرتو انسانشناسی قرآنی بازخوانی کرده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد انسانشناسی قرآنی بر پنج رکن اساسی تأکید دارد: مختار و مسئول بودن انسان، دو ساحتی (مادی و معنوی) بودن او، نگاه عبادتمحور به کار، تعیین عدالت و امانتداری به عنوان غایت سازمان، و رعایت کرامت ذاتی انسان به عنوان مرز اخلاقی. در مقابل، نظریههایی مانند آرجریس، با تقلیل ابعاد پیچیده انسان، کمرنگ کردن اختیار و مسئولیت، و تمرکز بر اهداف صرفاً مادی، فاقد پشتوانه اخلاقی جامع هستند. در نتیجه، عبور از پارادایمهای تقلیلگرای مدیریتی، مستلزم اتکا بر این انسانشناسی غنی قرآنی است تا سازمانهایی تحقق یابند که در آنها عدالت، حفظ کرامت انسانی، رشد همهجانبه و مسئولیتپذیری، به صورت متوازن با کارایی محقق گردد.

پژوهشی مدیریت و سیاست‌گذاری

تحلیل انتقادی-اسنادی تبیین مفهوم پارادایم چهارم مدیریت جهان اسلام با نقد کتاببررسی اثر ارزشهای اسلامی بر رویکردهای مدیریت

صفحه 179-207

https://doi.org/10.30465/crtls.2026.50343.2886

علیرضا صادق‌پور فیروزآباد، محمود واعظی، حسام قربانی

چکیده در عصر حاضر سازمانها از شالودههای اصلی اجتماع و مدیریت آنها، مهمترین عامل در حیات، رشد و بالندگی آنها است. مدیران برای اینکه بتوانند سازمانها را کارآمد مدیریت کنند از مجموعهای از رویکردهای مدیریتی استفاده میکنند. عوامل زیادی بر این رویکردها تأثیرگذار است، در جوامع اسلامی نیز از جمله این عوامل تأثیرگذار ارزشهای اسلامی هستند. به دنبال بررسی تأثیر ارزشهای اسلامی، گیلیان فارستر کتابی به نام "بررسی اثر ارزشهای اسلامی بر رویکردهای مدیریت" تدوین کرده است. بر همین اساس هدف این مقاله نیز نقد و تحلیلی عمیق بر این کتاب است. ازآنجاییکه این کتاب در ایران ترجمه نشده است، نقد این کتاب میتواند راهی بهسوی زدودن ابهام و روشنسازی حوزه تفکر نویسنده این کتاب باز نماید. بدین منظور با تکیه بر روش اسنادی در قدم اول کتاب ازنقطهنظر محتوایی و پس از آن از لحاظ ساختاری مورد بررسی قرار میگیرد. پس از بررسیهای انجام گرفته، نقاط قابلتوسعه کتاب، جهت هرچه غنیتر شدن آن و پیشرفت آن در چاپهای بعدی عنوان شده است.