تحلیل و بررسی انتقادی برنامۀ درسی از نظر پاینار و آیزنر
دوره 24، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 213-243
https://doi.org/10.30465/crtls.2024.32266.1943
میثم غلام پور؛ نسرین اوضاعی؛ رضا مرادی؛ احمدرضا اکبری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسۀ انتقادی دیدگاههای پاینار و آیزنر در حوزۀ برنامۀ درسی انجام گرفت. برای تحقق این هدف از روش پژوهش مقایسهای ـ تطبیقی استفاده شده است. حوزۀ پژوهش شامل کلیۀ منابع اعماز کتابهای این دانشمندان، مقالات، و مطالعات و پژوهشهای مرتبط با موضوع بوده است. نمونۀ پژوهش بهصورت هدفمند انتخاب شده تا منابع دارای مطالب مرتبط و دستاول انتخاب شوند. دادههای موردنظر از طریق سیاهۀ یادداشتبرداری گردآوری و اطلاعات بهروش کلامی، تصویری، و استنتاج منطقی تحلیل شد. براساس یافتههای پژوهش، پاینار برنامۀ درسی را ساختار فرهنگی ـ سیاسی میداند و مفاهیمی چون پدیدارشناسی، نومفهومگرایی، و بینالمللیکردن برنامههای درسی را موردتوجه قرار داده است و آیزنر توجه به زیباشناسی، تربیت هنری، و نگاه کثرتگرا در تدوین برنامههای درسی را موردتوجه داشته است. با نگاه مقایسهای در دیدگاههای کلان این دو دانشمند در حوزۀ برنامۀ درسی میتوان اینگونه استنباط کرد که دیدگاه مشترک این دو دانشمند توجه به دنیای واقعی در طراحی برنامههای درسی است، اما وجه تمایز آنها توجه پاینار به نظریهپردازی در زمینۀ برنامۀ درسی باتوجهبه دنیای واقعی است؛ ولی آیزنر توجه به دیدگاه هنری و زیباشناسی را در طراحی برنامههای درسی موردتوجه قرار میدهد.
توصیههایی برای انسانشناسی ایرانی؛ با تأکید بر نقدوارزیابی کتاب آدمیان و سرزمینها
دوره 22، شماره 7، مهر 1401، صفحه 23-38
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.30676.1837
پروین قاسمی
چکیده این نوشتار درصدد است تا با تمرکز بر یکی از آثار مارگارت مید (Margaret Mead)، انسانشناس برجستۀ آمریکایی، به اهمیت مغفولماندۀ این آثار در انسانشناسی معاصر ایرانی بپردازد. طی نقدوارزیابی این کتاب، بازگشت به اصول و اساس انسانشناسی آثار کلاسیک که در ایران کمتر بهعنوان منبع درسی معرفی میشوند، اشاره خواهد شد. بدین منظور به جایگاه آثار کلاسیک در انسانشناسی دانشگاهی ایران پرداخته میشود. انسانشناسی، در آثار مارگارت مید، مبتنیبر انساندوستی، حضور، فهم، نظریهمندی، نظریهسازی، و همچنین آیندهنگری برمبنای گذشته است. مبانی فهم این نوع از انسانشناسی تخیل، نوشتن، انساندوستی، حرکت و دیدن است. بدون پرداختن به آثار کلاسیک در آموزش انسانشناسی، آموزشهای رایج دانشگاهی ایرانی کمتر به این مبانی اولیه در انسانشناسی توجه میکند. انسانشناسی دانشگاهی ایران و برنامههای درسی آن و کمیت و کیفیت مشارکت دانشجویان در طراحی و تدوین برنامۀ درسی نیازمند بازنگری و تجدیدنظر است. مرور آثار کلاسیک، استخراج اصول پنهان و آشکار در این متون، و تدوین برنامههای درسی مبتنیبر آن اصول باتوجهبه نیازهای این علم برگرفته از نظرهای دانشجویان و دانشآموختگان در غنای آن مؤثر خواهد بود.
آسیبشناسی برنامۀ درسی رشتۀ «آموزش زبان عربی» مطالعۀ موردی: دانشگاه فرهنگیان
دوره 22، شماره 3، خرداد 1401، صفحه 47-73
https://doi.org/10.30465/crtls.2022.38754.2404
هدایت الله تقی زاده
چکیده برنامهریزان آموزشی همواره بهدنبال بازنگری محتوای برنامههای درسیاند. برنامۀ درسی «آموزش زبان عربی» سال 1395 توسط دانشگاه فرهنگیان بازنگری و جایگزین برنامۀ درسی «دبیری زبان و ادبیات عربی» شد. نظر به تأثیری که برنامۀ درسی در ارتقای سطح دانش، مهارت، و نگرش دانشجومعلمان دارد، بررسی آن ضروری است. ازاینرو، پژوهش حاضر بهدنبال آن است که به آسیبشناسی برنامۀ درسی این رشته بپردازد. اطلاعات پژوهش، با مطالعات اسنادی و با بهرهگیری از روش کمّی و توصیفی و با استفاده از ابزار پرسشنامۀ محققساخته در جامعۀ آماری متشکل از استادان دانشگاه فرهنگیان استان تهران، بهصورت هدفمند و کلشمار حاصل شد. نتایج نشان میدهد که مهمترین تغییرات کمّی، کاهش سهم واحدهای تخصصی از 93 به 54 واحد و افزایش سهم دروس تربیتی بوده است. کاهش چشمگیر واحدهای متون و تاریخ از 46 به هشت واحد، و کاهش واحد مهارتهای زبانی از 36 به بیست واحد ازجمله نقاط ضعف کمّی برنامۀ جدید است. افزایش واحدهای کارورزی از چهار واحد در دو ترم به هشت واحد در چهار ترم و تعریف دروس موضوعی ـ تربیتی و کارنمای معلمی از نقاط قوت این برنامه ارزیابی میشود.
ارائۀ الگوی توسعة توانمندی کارآفرینی نسل جوان کشور در بستر برنامهریزی درسی آموزش عالی
دوره 22، شماره 2، اردیبهشت 1401، صفحه 281-306
https://doi.org/10.30465/crtls.2022.38303.2362
سمیه قراگوزلو؛ فائزه ناطقی؛ مهناز جلال وندی
چکیده هدف از این تحقیق ارائۀ الگوی توسعۀ توانمندی کارآفرینی نسل جوان کشور در بستر برنامهریزی درسی آموزش عالی بود. تحقیق حاضر، از نظر هدف، توسعهای و بهصورت کیفی بهروش دادهبنیاد گلیزری بود. جامعۀ آماری در پیشینۀ مطالعاتی را کلیۀ متون نظری و پژوهشی داخلی و خارجی دردسترس، مراجع مرتبط، و اسناد بالادستی نظام آموزشوپرورش کشور جمهوری اسلامی ایران تشکیل داد. روش نمونهگیری از این جامعه هدفمند بود و در بخش مصاحبه با خبرگان جامعۀ تحقیق شامل پانزده نفر متخصص حوزۀ برنامۀ درسی و کارآفرینی بود که بهروش گلولهبرفی و درحد اشباعنظری انتخاب شدند. یافتهها نشان داد که در بخش پیشینۀ تحقیق در قالب هشت عامل تعداد 46 مؤلفه استخراج و در بخش مصاحبه با خبرگان 71 مؤلفه و در قالب دوازده عامل استخراج شد که درنهایت، موارد تکراری و مشابه حذف و موارد نهایی، که شامل صد مؤلفه در قالب دوازده عامل بودند، استخراج شدند که در شرایط عِلی عواملی چون خلاقیت و نوآوری، رهبری، تجربۀ کارآفرینانه، و آموزش و همچنین، در شرایط مداخلهگر، پنج عامل کار گروهی، پشتکار، ریسکپذیری، استقلالطلبی، و مثبتاندیشی و در شرایط زمینهای سه عامل اصلی آشناسازی با صنعت، ویژگیهای دانشگاه، و پشتیبانی و زیرساخت مؤثر در الگوی برنامههای درسی براساس شاخصهای کارآفرینی شناسایی و تعیین شدند.
ارزیابی و نقد برنامۀ درسی بازنگریشدۀ رشتۀ مترجمی زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی
دوره 21، شماره 10، دی 1400، صفحه 167-190
https://doi.org/10.30465/crtls.2020.29020.1687
حسین داوری؛ سعید نورزاده؛ آیلین فیروزیان پوراصفهانی؛ قدرت حسنی
چکیده بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از اجرای برنامۀ دورۀ کارشناسی مترجمی مصوب سال 1369 و طرح انتقادهایی جدی به ناکارآمدی و کاستیهای پرشمار آن، بالأخره در سال 1396 شاهد تصویب و سپس اجراییشدن برنامۀ بازنگریشدۀ این رشتۀ پرطرفدار دانشگاهی بودهایم؛ برنامهای که هدف آن تقویت مهارتهای زبانی، تقویت توانش ترجمه، و تخصصیترکردن این رشته بوده است. باتوجهبه اهمیت این بازنگری قابلتوجه، در این پژوهش تلاش شده است تا بهنحوی کیفی با استفاده از دیدگاههای ده تن از اعضای هیئت علمی شاغل در هفت دانشگاه مجری این رشته در مقطع کارشناسی به ارزیابی و نقد این برنامۀ جدید پرداخته شود. یافتهها بیانگر آن است که درکنار بیان نقاط قوت این برنامه در بخشهای مختلف تهیه و تدوین یک برنامۀ درسی همچون عناوین درسی روزآمد، توجه به نیازهای کاربردی و بومی، توجه به زبان فارسی، توجه به فناوریهای جدید، و نیز بهرهگیری از منابع جدید و متنوع شاهد طرح کاستیهایی درخصوص برخی عناوین درسی و سرفصل دروس، شماری از منابع پیشنهادی، و نحوۀ انتخاب پیشنیازها بودهایم؛ کاستیهایی که بهباور آنها میتواند، چه درحین اجرای برنامه و چه از جهت دستیابی به اهداف، به چالشها و ناکامیهایی در اجرای برنامۀ جدید بینجامد.
بررسی انتقادی کتاب صرف 2 با رویکرد تحلیل توصیفی
دوره 21، شماره 2، اردیبهشت 1400، صفحه 349-374
https://doi.org/10.30465/crtls.2021.31850.1916
زهره قربانی مادوانی
چکیده نقد کتابهای درسی از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است. کتاب صرف 2، نوشتۀ احمد پاشازانوس، عضو هیئتعلمی زبان و ادبیات عربی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین، ضمن پرداختن به مسائلی درمورد اسم سعی کرده است تا با آوردن تمرینهایی در پایان هر درس برای مخاطب این امکان را فراهم کند که مطالب ارائهشده در دروس را بهصورت عملی در تمرینها برای خود حلاجی کند و موردواکاوی قرار دهد. این کتاب در ادامۀ کتاب الصرف 1 از همین نویسنده است. نوشتار حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا به رویکرد تحلیل توصیفی دو سطح شکل و محتوای این کتاب را موردنقد و بررسی قرار میدهد. در این مقاله به تمام نقاط قوت و ضعف کتاب در دو حیطۀ شکل و محتوا و اشتباهات مؤلف با ارائۀ مستندات و نمونههای کتاب اشاره شده است و درآخر بهصورت کلی میتوان این کتاب را یک بستۀ علمی نامید که بهروش قیاسی (ذکر قاعده، سپس ارائۀ شاهدمثال) سعی در ارائۀ محتوای صرفی دارد و نقش معنی و تفاوتهای ظریف معنایی موجود در قالبهای مختلف صرفی در آن کمرنگ است.
نقدی بر کتاب برنامۀ درسی در دورۀ متوسطه
دوره 20، شماره 10، دی 1399، صفحه 17-43
https://doi.org/10.30465/crtls.2020.5873
سیدمحمدحسین حسینی
چکیده هدف پژوهش حاضر نقد کتاب برنامۀ درسی در دورۀ متوسطه است. بنابراین از ترکیبی از روشهای مرور انتقادی کتاب، کاوشگری فلسفی انتقادی، و نقادی آموزشی استفاده شده است. کتاب مذکور تألیف فرجالهی و طالبی است که دانشگاه پیامنور در سال 1393 آن را منتشر کرده است. ابزار نقد اثر مذکور چکلیست نقد کتب درسی دانشگاهی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی است. برای تحلیل اطلاعات نیز از تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. براساس یافتهها، نقاط قوت کتاب شامل جامعیت صوری، حروفنگاری، کیفیت چاپ و صحافی، سازواری با مبانی و اصول دینی و اسلامی، بهکارگیری ابزارهای علمی، معادلسازی، و کاربرد اصطلاحات تخصصی است. کاستیهای اثر نیز طرح جلد نامناسب، نیاز به ویرایش علمی و ادبی، نظم و انسجام کلی و درونفصلی نامناسب، ابهام در منابع، نداشتن تحلیل علمی، نداشتن نوآوری و جدیدنبودن محتوا، سازوارنبودن محتوای اثر با مبانی و پیشفرضهای حوزۀ معرفتی «برنامۀ درسی»، و عدمپوشش سرفصلهای مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.
تحلیلی بر التزام بازبینی برنامههای درسی رشتۀ باستانشناسی براساس رویکرد برنامهریزی درسی مبتنیبر شایستگی
دوره 20، شماره 6، شهریور 1399، صفحه 375-398
https://doi.org/10.30465/crtls.2020.28261.1656
مهسا ویسی
چکیده
نگارنده در این پژوهش علل التزام تغییر سرفصلهای درسی رشتۀ باستانشناسی را در تمام مقاطع آن نه براساس سلایق، بلکه برمبنای الگو و مدل برنامهریزی درسی مبتنیبر شایستگی بررسی و تبیین کرده است. برنامههای درسی در این رشته در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بیش از سی سال است که بازبینی نشده است و برنامههای درسی دورۀ دکتری نیز از ابتدای تأسیس این مقطع به همین شکل بوده است. امروزه، در جهان برنامههای درسی براساس مهارتمحوری تنظیم میشوند و عناصر بسیاری در تدوین این برنامهها موردنظر قرار میگیرد. در این پژوهش با درنظرگرفتن مهارتهای عمومی تعریفشده برای دانشآموختۀ باستانشناسی در شبکۀ اطلاعات شغلی آمریکا (O*NET) بهمنزلۀ شاخص تحلیل محتوای شایستگی آموزشی باستانشناسی در ایران میزان همپوشانی برنامههای درسی با این مهارتهای مرجع بازبینی شده است. هدف اصلی نیز تأکید بر لزوم بازبینی درسها برمبنای رویکرد برنامهریزی درسی مبتنیبر شایستگی است. گردآوری دادههای موردنیاز در این پژوهش بهصورت کتابخانهای و اسنادی و شیوۀ پردازش دادهها توصیفی و تحلیلی است.
نقد و بررسی محتوای درسی زبان انگلیسی پایۀ دهم متوسطه در ایران
دوره 19، شماره 6، شهریور 1398، صفحه 89-107
https://doi.org/10.30465/crtls.2019.4377
ابوالفضل خدامرادی
چکیده کتابهای درسی که در سطح ملی تدوین میشوند بهعلت طیف گستردۀ مخاطبان همواره از اهمیت بسیاری برخوردار بودهاند. بنابراین، بررسی کمّی و کیفی آنها همیشه در اولویت کاری منتقدان بوده است. ازاینرو، در این مقاله نویسنده در پژوهشی انتقادی محتوای درسی تازهتألیف زبان انگلیسی پایۀ دهم متوسطه را مشتملبر کتاب درسی، کتاب کار، و سیدی آموزشی نقد و بررسی کرده است. پس از بررسی تاریخ تحول محتواهای پیشین در ادوار گذشته، اثر حاضر ازمنظر مبانی نظری و ساختار کلی بررسی و تجزیه و تحلیل شده است. سپس، باتوجهبه مبانی و اصول رویکرد ارتباطی، محتوای اثر مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بررسی و ارزیابی بخشهای مختلف نشان داد اثر یادشده باتوجهبه اهمیت و اثرگذاری آن در سطح ملی به بازنگری و اصلاح در ابعاد شکلی، ساختاری، و محتوایی نیاز دارد تا بتواند اهداف برنامۀ زبانآموزی را در برنامۀ درسی تأمین کند.
نقدی بر کتاب برنامۀ درسی و آموزش هنر در آموزشوپرورش
دوره 17، شماره 6، آذر 1396، صفحه 21-40
محمد امینی
چکیده یکی از کارکردهای اساسی نظام آموزشی که اجرای آن در مدارس و مراکز آموزشی کشور، بهدلیل تنگناها و سوءتفاهمات مختلف، با مشکلات عدیدهای مواجه است تربیت هنری دانشآموزان است. طی چند سال اخیر برخی تلاشهای علمی و پژوهشی برای معرفی و بازشناسی جایگاه تربیت هنری و ضرورت توجه جدی بدان در نظام آموزشی کشور انجام گرفته است. تألیف کتاب برنامة درسی و آموزش هنر در آموزشوپرورش از جملة این تلاشهای علمی است. در این مقاله کتاب مذکور بررسی و نقد شده است و امتیازها و کاستیهای شکلی و محتوایی آن مشخص شدهاند. درمجموع، میتوان گفت که کتاب برنامة درسی و آموزش هنر در آموزشوپرورش ازنظر ساختار و نوع سازماندهی مطالب، ملاحظات و ویژگیهای نگارشی، طرح مباحث بنیادین تربیت هنری، تبیین نقش و ضرورت آن بهویژه ازمنظر آثار و دستاوردهای شناختی، و ... دارای امتیازهای لازم است. ازسویدیگر، کتاب مذکور ازنظر میزان تکرار و تشابه محتوای آن با برخی آثار دیگرمؤلفان، مبهمبودن قسمتهایی از مطالب، استفادة صرف از مقالات ترجمهشده، بیتوجهی به واقعیات تربیت هنری در نظام آموزشی ایران، و غیره کمبودهایی دارد که قطعاً رفع آنها میتواند در افزایش اثرگذاری کتاب در مخاطبان تأثیر قابلتوجهی داشته باشد.
بررسی و نقد مطالعات برنامۀ درسی آموزش زبان عربی به غیرعرب زبانها مطالعه موردی کتاب المرجع فی مناهج تعلیم اللغة العربیة للناطقین بلغات أخری
دوره 16، شماره 43، زمستان 1395، صفحه 201-216
دانش محمدی
چکیده مطالعات برنامهریزی درسی در آموزش زبان عربی در ایران، برخلاف کشورهای عربی، بسیار اندک و انگشت شمار است. کتاب المرجع فی مناهج تعلیم اللغة العربیة للناطقین بلغات أخری از مهمترین کتابهای این حوزه در کشورهای عربی است؛ در این پژوهش به نقد و بررسی این کتاب پرداخته میشود. روش پژوهش به این صورت است که تلاش خواهد شد نقاط قوّت و ضعف شکلی و محتوایی اثر تبیین شود. در بررسی محتوایی، مباحث مطرحشده در کتاب با کتابهای برنامهریزی درسی به ویژه در زبان انگلیسی مقایسه میشود.نتایج پژوهش نشان میدهد که دیدگاه نویسندگان در این کتاب دیدگاهی فرهنگی است و درواقع نویسندگان توانستهاند از طریق بومیسازی نظریات و رویکردهای غربی در برنامۀ درسی، آنها را در چارچوبی اسلامی ــ عربی برای آموزش زبان عربی به غیرعرب زبانها ارائه دهند. از جمله نارساییهای محتوایی این اثر فقدان بحث و بررسی عنصر مهم «نیازسنجی» در برنامۀ درسی و نپرداختن به مباحث مهمی مثل روشهای تربیت معلمان و ارزیابی و ارتقای عملکرد آنان است.
بررسی جایگاه زبانشناسی در برنامه های درسی رشته های علوم انسانی
دوره 14، شماره 32، پاییز 1393، صفحه 51-72
آتوسا رستم بیک تفرشی
چکیده چکیده
علوم انسانی را میتوان یکی از شیوههای گوناگون پردازش و ثبت تجاربِ انسانی دانست. ماهیت چندبعدی انسان موجب میشود که هیچ حوزهای از علوم انسانی نتواند بهتنهایی از وجود او رمزگشایی کند. در این پژوهش، بعد از اشاره به ماهیت زبان و زبانشناسی و علوم انسانی و ارائۀ تاریخچۀ مختصری از شکلگیری رشتۀ زبانشناسی با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و مقایسۀ آرای متفاوت متخصصان ایرانی و غیر ایرانی، رابطۀ زبانشناسی با جامعهشناسی، مردمشناسی، روانشناسی، تاریخ، فلسفه، سیاست، حقوق، و غیره و جایگاه آن در برنامۀ درسی این رشتهها در دانشگاههای ایران بررسی میشود. نتایج حکایت از بعد میانرشتهای زبانشناسی و پیوند عمیق و دیرینۀ آن با حیطههای مورد بررسی دارد؛ پیوندی دوسویه که در مواردی به شکلگیری شاخههای میانرشتهای گوناگون در زبانشناسی منجر شده است. با وجود این، جای این حیطههای میانرشتهای در برنامۀ درسی مصوبِ بیشتر رشتههای مورد بررسی خالی است؛ هرچند در برخی از دانشگاهها تلاشهایی برای ارائۀ چنین دروسی برای یک گروه آموزشی خاص صورت گرفته است.
