دوره و شماره: دوره 25، شماره 3 - شماره پیاپی 121، پاییز 1404، صفحه 1-198 (پاییز 1404) 
پژوهشی اقتصاد

نقدی بر کتاب دولت کارآفرین

صفحه 1-25

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50313.2881

بهمن خداپناه

چکیده یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که مازوکاتو استدلال قدرتمندی در دفاع از نقش فعال دولت در ترویج نوآوری ارائه می‌دهد و تأکید دارد که سیاست‌های صنعتی هدفمند، و نه صرفاً نیروهای بازار، عامل کلیدی در تقویت نوآوری‌های تحول‌آفرین هستند. با این حال، این نظریه با انتقادات مهمی مواجه است. نخست، چارچوب نظری کتاب محدودیت‌های منابع کمیاب و نقش محوری مصرف‌کنندگان در اقتصاد بازار را نادیده می‌گیرد. دوم، تمرکز عمده کتاب بر تجربه ایالات متحده در قرن بیستم، بدون توجه کافی به شرایط زمینه‌ای و نهادی سایر کشورها، از جامعیت تحلیل می‌کاهد. سوم، استدلال‌های تاریخی مازوکاتو مبنی بر نقش کارآفرینانه دولت در تأمین مالی تحقیقات، لزوماً به معنای مأموریت‌محور بودن یا کارآفرینانه بودن دولت نیست، بلکه می‌تواند نتیجه شرایط تاریخی خاص باشد. این مقاله پیشنهاد می‌دهد که برای رفع این کاستی‌ها، نظریه دولت کارآفرین نیازمند تعریف دقیق‌تر مفهومی، تقویت سازوکارهای شفافیت و پاسخگویی، و توجه ویژه به عدالت اجتماعی در سیاست‌گذاری است.

پژوهشی تاریخ

بازاندیشی در روش‌شناسی مطالعات تاریخی نقدی بر کتاب تمثیل و سیاست در تاریخ نخستین اسلام: خلفای راشدین

صفحه 27-52

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.51445.2919

مهدیه پاکروان؛ فاطمه بختیاری

چکیده این مقاله با تمرکز بر کتاب روایت و سیاست اثر طیب الحبری، روش‌شناسی او در مطالعات تاریخ نخستین اسلام را به‌صورت انتقادی بررسی می‌کند. پژوهش نشان می‌دهد که الحبری با تأکید بر نقش تمثیل‌ها و روایت‌های حماسی در تاریخ‌نگاری خلفای راشدین، تاریخ را به‌مثابه برساخته‌ای روایی تحلیل کرده و آن را در چارچوب گفتمان‌های سیاسی و مذهبی خلافت عباسی تفسیر می‌کند. بااین‌حال، عدم شفافیت در مرزبندی روشی، اثر او را در معرض چالش‌های رویکردهای تجدیدنظرطلبانه قرار داده است. روش مقاله مبتنی بر تحلیل انتقادی متن و بررسی مقایسه‌ای گزارش‌های تاریخی است تا نحوه شکل‌گیری روایت‌های اولیه و نقش تحولات بعدی در بازنمایی تاریخ روشن شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که الحبری، با وجود نقد شک‌گرایان افراطی، خود گرفتار ساده‌سازی تاریخ در قالب ساختارهای روایی شده است. وی علی‌رغم اتخاذ رویکردی انتقادی نسبت به تاریخ‌نگاری نخستین اسلام، در تفکیک گزارش‌های تاریخی و چارچوب‌های روایی دچار ابهام بوده و گاه با تأکید بیش از حد بر روایت‌سازی، از پیچیدگی‌های تاریخی و امکان انسجام‌بخشی مورخان به نقل‌های تاریخی غفلت کرده است. این مقاله ضمن آسیب‌شناسی روش الحبری، بر تحول روایت‌های تاریخی تأکید می‌کند تا از تقلیل تاریخ به تمثیل جلوگیری شود.  

پژوهشی علوم اجتماعی

واکاوی الهیات پسامتافیزیکی جان کاپوتو؛ خدا، زندگی، عشق

صفحه 53-79

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.52867.2960

علی فتوتیان؛ محمدجواد خضرایی

چکیده این مقاله به بررسی آثار یکی از مهمترین متفکران پست‌مدرن در حوزه الهیات یعنی جان کاپوتو می‌پردازد، کاپوتو نقد خود به الهیات متافیزیکی را ابتدا با تأثیرپذیرفتن از پرسش بنیادین هایدگر در باب متافیزیک آغاز می‌کند، سپس وی با الهام از مفهوم واسازی دریدا و با تأکید بر مفهوم متافیزیک حضور، مسیر فراروی از نگاه‌های متافیزیکی را در به تعویق انداختن هر امر حاضر دنبال می‌کند. طرح نهایی کاپوتو با تأسیس یک دین پسامتافیزیکی که در آن حضور بی‌واسطه در محضر امر دینی اهمیت می‌یابد پایه‌ریزی می‌شود، با این وجود و علی‌رغم مسئله الهیاتی بسیار مهمی که کاپوتو مطرح می‌کند، هنوز ردپای نگاه‌های انسان‌محورانه و ابهام در تعالی خدا در اندیشه‌های وی وجود دارد.در نهایت اتخاذ رویکر انتقادی نسبت به آثار کاپوتو بیش از هرچیز در نسبت با وضعیت پست‌مدرنیسم معنا می‌یابد که دو مولفۀ تعالی الاهیاتی  و سایۀ انسان‌محوری هنوز در آثار وی مشهود است. در این مقاله سعی شده است تا عمدۀ آثار کاپوتو مورد مداقه قرار گیرد.

پژوهشی علوم اجتماعی

چالش‌های نظریه‌پردازی طبقات؛ تحلیل و نقد کتاب مطالعاتی درباره طبقات اجتماعی از ژرژ گورویچ

صفحه 81-114

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.51236.2914

علیرضا مرادی

چکیده این مطالعه به نقد و بررسی کتاب مطالعاتی در باره طبقات اجتماعی(ژرژ گورویچ) می­پردازد و می­خواهد کارآمدی نظریه‌های مطرح‌شده در آن را در تحلیل طبقات اجتماعی معاصر ارزیابی کند. مسئله اصلی این است که چگونه این کتاب مفهوم طبقه اجتماعی را در چشم‌اندازهای مختلف مورد سنجش قرار می‌دهد و چه تمایزاتی بین نظریات مارکسیستی، غیرمارکسیستی، و دیدگاه گورویچ در مواجهه با بحث طبقات وجود دارد. برای این منظور، مقاله با روشی تحلیلی-انتقادی، محتوای هر سه بخش اصلی کتاب را بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که کتاب با ارائه مفاهیمی مانند «فراکارکردی بودن»، «ناهمگرایی»، و «مقاومت در برابر جامعه کل»، تلاش می‌کند تا طبقات را به‌عنوان پدیده‌ای پیچیده و چندلایه معرفی کند که در تعامل با ساختارهای اجتماعی گسترده‌تر شکل می‌گیرند. با این حال، نقدهای واردشده به کتاب شامل عدم ارائه تعریف عملیاتی روشن، کلی‌گرایی افراطی، کم‌توجهی به نقش زنان و گروه‌های بینابینی، و ناروشن بودن جایگاه دولت و جنبش‌های اجتماعی است. همچنین، کتاب از تأثیر روندهای جهانی‌شدن بر طبقات اجتماعی غافل مانده است. در نهایت، این مطالعه نشان می‌دهد که با وجود کاستی‌ها، چارچوب نظری گورویچ تا حد زیادی می‌تواند به‌عنوان پایه‌ای برای تحلیل نابرابری‌های اجتماعی معاصر مورد استفاده قرار گیرد. 

پژوهشی علوم سیاسی

هزینه‌های سیاست خارجی و جابجایی قدرت‌های بزرگ (بررسی انتقادی تئوری چرخه قدرت پل کندی)

صفحه 115-145

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50896.2902

عبداله قنبرلو

چکیده قدرت‌های بزرگ در ازای هزینه‌های سیاست خارجی خویش انتظار فواید یا دستاوردهایی دارند. اما نتایج حاصله ممکن است تفاوت بسیاری با انتظارات اولیه داشته باشد. سؤال اصلی مقاله این است که سیر فزاینده هزینه‌های سیاست خارجی چه تأثیری بر بقای جایگاه قدرت بزرگ می‌گذارند. پاسخ اولیه این است که اگرچه غلبه هزینه‌ها بر منافع سیاست خارجی موجب تسهیل افول جایگاه و جابجایی قدرت‌های بزرگ می‌شود، اما سازوکار تأثیر هزینه‌ها بر قدرت ملی بسیار پیچیده است. تمرکز پژوهشی این مقاله بر تئوری چرخه قدرت پل کندی در کتاب ظهور و سقوط قدرت‌های بزرگ است. این تئوری ضمن اینکه چارچوب تحلیلی مهمی برای موضوع جابجایی قدرت‌های بزرگ معرفی کرده، کاستی‌ها خاصی خصوصاً از حیث نادیده گرفتن عناصر قدرت نرم دارد و به همین دلیل، پیش‌بینی کندی درباره آینده قدرت آمریکا ناقص بوده است. مقاله ضمن اشاره نقدهای اساسی بر تئوری کندی، می‌کوشد با چارچوب تحلیلی جامع‌تری به موضوع فراز و فرود قدرت‌های بزرگ در عصر حاضر بپردازد. 

پژوهشی علوم اجتماعی

تشکیل بازار؛ نقد و بررسی ایده خودبنیادی بازار در «رساله احساسات اخلاقی» آدام اسمیت بر اساس جامعه شناسی تاریخی - تطبیقی

صفحه 147-173

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.53015.2963

حسین کچوئیان؛ معصومه ندیری

چکیده   طبق مبانی علم اقتصاد، بازار سازوکاری خوبنیاد دارد و هر نیرویی بیرون از این نظم مخل تشکیل و بازی بازار است. این حکم ریشه در طرح آدام اسمیت از مکانیزم کنش انسان در رساله احساسات اخلاقی دارد. این ایده به دانش اقتصاد فرصت داد داعیه علمی بودن (محاسبه‌گری، پیش بینی پذیری و عاری بودن احکام خود از امورنامحاسباتی) را داشته باشد. اما از سوی دیگر عامل انسان زدایی از صحنه کنش اقتصادی شد و آن را به یک ماشین از پیش برنامه ریزی شده فروکاست. در این طرح، محاسبه امری غیر انسانی فرض می‌شود. منتقدان درونی و بیرونی دانش اقتصاد گرچه مباحث متعددی را درباره ایده بازار مطرح کرده‌اند اما چون نتوانسته‌اند نشان دهند، تصمیم و اراده یا همان امر نامحاسباتی چگونه در بنیاد محاسبه و کنش اقتصادی انسان وجود دارد، انتقادات آن‌ها در نهایت نتوانسته است نشان دهد که بازار چرا و چگونه در تشکیل خود به سیاست نیاز دارد. در بهترین حالت تنها موفق شده‌اند نشان دهند دولت عاری از سیاست باید طبق قوانین دورنزاد بازار از آن مراقبت کند و به این ترتیب مسئله دوگانگی انسان اقتصادی با انسان اجتماعی صاحب اراده، همچنان باقی مانده است. پژوهش حاضر با روش جامعه شناسی تاریخی- تطبیقی اقتصاد مکس وبر، نقش سیاست را در تاریخ تشکیل بازار آزاد نشان داده است.  

پژوهشی فقه و حقوق

نقد ساختاری و محتوایی فصل «اهداف علم فقه» از کتاب فلسفه‌ی علم فقه

صفحه 175-198

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.49888.2864

مهدی حمیدی

چکیده کتاب فلسفه علم فقه اثر دکتر سعید ضیائی­فر از معدود منابع منسجم در زمینه­ی فلسفه­ی فقه و منبعی قابل‌توجه برای دروس مربوط به این حوزه در رشته­های فقه و حقوق است. این کتاب در کنار مزایای متعدد، اشکالاتی دارد که رفع آن­ها می­تواند بهره­ی بیشتری به خوانندگان برساند. فصل چهارم کتاب با عنوان «اهداف علم فقه» از جمله بخش­هایی است که نیاز به بازبینی ساختاری و محتوایی دارد. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی ـ تحلیلی نگاشته شده، مطالب فصل یادشده علاوه بر نقد ساختاری، عمدتاً از پایگاه علم اصول فقه به نقد گذاشته شده است. «ترتیب طرح مباحث» و «انتخاب عناوین اصلی و فرعی» دو نقد ساختاری به مطالب این فصل است و خلط میان «شریعت و احکام فقهی» با «علم فقه استدلالی» از یک­سو، و میان «اهداف و مقاصد شارع» با «علت و مناط احکام» از سوی دیگر، «خلل در تعریف و کارکرد قیاس»، «عقلی به شمار آوردن کشف علت در قیاس منصوص العلة»، «عدم تبیین معیار برخی مسائل» و «ذکر نکردن مثال در برخی موارد لازم» ازجمله نقدهای محتوایی به فصل یادشده است.