دوره و شماره: دوره 25، شماره 2 - شماره پیاپی 120، تابستان 1404، صفحه 1-197 (تابستان 1404) 
فهرست مقالات

فهرست مقالات

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.13154

چکیده نقد تاریخی مقولۀ تجارتِ قوم عرب در کتاب صدر اسلام و زایش سرمایه‌‏داری
هدیه تقوی؛ 1
معرفی و نقد کتاب معنا، فرهنگ، و زندگی اجتماعی
سیروان محمودی، حمیده محمدزاده، و علی یعقوبی؛ 35
بررسی انتقادی منظر دوگانه‌‏انگار مدرن در نظریات علوم انسانی و اجتماعی
مهدی نوریان؛ 65
طرح مفهوم «مدرنیتۀ بحران‏‌زده» برپایۀ نقد و تفسیر کتاب مدرنیتۀ بازاندیشانه: سیاست، سنت، و زیبایی‌‏شناسی در نظم اجتماعی مدرن
سلمان صادقی‏‌زاده و مختار نوری؛ 87
تأسیسِ حقوق به‌عنوان یک علمِ مستقل در اندیشۀ جان آستین با تأکید بر کتابِ قلمرو تعیین‏‌شدۀ حقوق‏‌شناسی
مهناز بیات کمیتکی و ابراهیم دهنوی؛ 113
نقد و تحلیل کتاب Material Falsity and Error in Descartes’ Meditations (کذب مادی و خطا در تأمّلات دکارت)
سیدمصطفی شهرآیینی و ساجده فیروزبخت؛ 141
خرید بدون نیاز: واکاوی و نقد نظریۀ مهندسی رضایت ادوارد برنیز
مهدی طالبی و یعقوب مهارتی؛ 153

پژوهشی تاریخ

نقد تاریخی مقولۀ تجارتِ قوم عرب در کتابصدر اسلام و زایش سرمایه‌‏داری

صفحه 1-34

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50057.2869

هدیه تقوی

چکیده کتاب صدر اسلام و زایش سرمایه‌داری به‌دلیل‌‌ رویکرد تاریخی نویسنده در نسبت‌دادن خاستگاه سرمایه‌داری نه به غرب، بلکه به ساختارهای اقتصادی و تجاری جامعۀ عرب پیش و پس از اسلام حائز اهمیت است. بااین‌حال، داده‌های تاریخی، استدلال‌ها، مقدمات، و نتایج ارائه‌شده در کتاب برای پشتیبانی از چنین فرضیه‌ای ناکافی و مبتنی‌بر ضعف دانش تاریخی نویسنده است. این مقاله با تمرکز بر مقولۀ تجارت، که از نظر نویسنده مهم‌ترین پیوند را با پیدایش سرمایه‌داری دارد، به نقد تحلیلی کتاب پرداخته است و می‌کوشد میزان انطباق آن را با واقعیات تاریخی بررسی کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تحلیل نویسنده از پیوند میان تجارت عرب و زایش سرمایه‌داری، به‌دلیل بی‌توجهی به بافتار اجتماعی و فرهنگی جامعۀ عرب پیشااسلامی، سنت‌های اقتصادی و ارزش‌های اسلامی و هم‌چنین پیشینۀ تجارت جهانی در میان ملل دیگر، هم‌چون یونان و روم، دقت و انسجام تاریخی کافی ندارد و به نتیجه‌گیری موفقی نینجامیده است.

پژوهشی علوم اجتماعی

معرفی و نقد کتابمعنا، فرهنگ، و زندگی اجتماعی

صفحه 35-64

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.51205.2912

سیروان محمودی، حمیده محمدزاده، علی یعقوبی

چکیده مقالۀ حاضر به بررسی و نقد کتاب معنا، فرهنگ، و زندگی اجتماعیِ استوارت هال به ‏روش توصیفی ـ تحلیلی پرداخته است. محور اصلی کتاب بررسی چیستی معنا، فرهنگ، و رابطۀ آن با زندگی اجتماعی ـ سیاسی است. بررسی‏ ها نشان می‏ دهد باوجود اهمیت کتاب، ترجمۀ بخشی از متن انگلیسی که صرفاً مقدمه‏ ای برای بحث اصلی است و هم‌چنین نواقص شکلی و محتوایی هم‌چون نیاوردن پاورقی اصطلاحات و اسامی خاص، اشکالات نگارشی، ضعف در معادل‏گزینی و نایک‌دستی در ترجمه از ارزش آن کاسته است. هال، متأثر از گرامشی، مفهوم هژمونی را از سلطۀ طبقاتی به منازعۀ گفتمانی در فرهنگ و رسانه گسترش داده است و بر تقاطع نژاد، جنسیت، و هویت تأکید دارد. برخلاف ادوارد سعید که بازنمایی را ابزاری برای سلطۀ غرب بر شرق می‏ داند، هال آن‏ را سیال و مقاومت ‏پذیر می‌بیند. به‏ دیدگاه هال نیز نقدهایی از لحاظ سبک نوشتاری ـ تحلیلی و روش‏ شناختی وارد است که در برخی مواقع موجب شده است خوانندگان در خوانش و فهم آثار او با مشکل مواجه گردند. از نقدهای دیگری که می‌توان درمورد او نوشت، نگاه سیال و تقلیل‏‌گرایانه به فرهنگ و نادیده‌‏گرفتن ساختارهای تاریخی، اجتماعی، و اقتصادی است. با همة این‏‌ها، در عصر سرمایه‌‏داری دیجیتال، دیدگاه استوارت هال هم‌چنان به‌‏عنوان چراغ امید در مبارزات اجتماعی امروز بسیار مهم و بنیادی است.

پژوهشی علوم اجتماعی

بررسی انتقادی منظر دوگانه‏انگار مدرندر نظریات علوم انسانی و اجتماعی

صفحه 65-86

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50550.2894

مهدی نوریان

چکیده مقالة حاضر تلاش می‏‌کند تا با رویکردی میان‏‌رشته‏‌ای، ملهم از روان‏کاوی، جامعه‌‏شناسی، و عرفان نظری، به نقد منظر دوگانه‌‏انگارِ حاکم بر اکثر نظریات علوم انسانی و اجتماعی بپردازد. در این راه، ابتدا از خلال روایتی روان‏کاوانه از تولد سوژه، مقدمة بحث شرح داده می‏‌شود. سپس، در بخش بیان مسئله طرح می‏شود که مشکل بنیادین منظر دوگانه‌‏انگار مدرن این است که با فراموشیِ لحظة جدایی از هستی، سوژگی به‏‌مثابة معرفتی ثانوی، اعتباری، موقتی، و البته ضروری را به‏‌شکلی توهمی به‏‌جایِ هستی‏‌شناسی حقیقی می‏‌گیرد و سپس تلاش می‌کند واقعیت بیرونی را برمبنای دوگانة سوژه ـ ابژه توضیح‏ دهد. مقاله سپس با تکیه به آثار متأخر گئورگ زیمل، این ایده را که تجربة وحدت با هستی در دنیای پسااودیپی ناممکن است، رد می‏‌کند. این مهم به‏‌واسطة منظر نوکانتیِ زیمل و بسط این ایدة امانوئل کانت تحقق می‌باید که تعلیق مرز میان سوژه و ابژه در سپهر زیبایی‏‌شناسی ممکن است. بر این ‏اساس، زیمل امکان تعلیق دوگانة سوژه ـ ابژه را در سطح اجتماعی و سیاسی نیز ممکن می‌‏داند. مقاله درادامه مفهوم «تخطی» را پیش می‏‌کشد و سعی می‏‌کند تا با استفاده از مفاهیم جامعه‏‌شناختی «من فاعلی» و «من مفعولی» از جورج هربرت مید و هم‌چنین به‏مددِ خوانشی عرفانی با تکیه بر آرای ابن‌‏عربی و جلال‏الدین محمد رومی، امکان تعلیق دوگانة سوژه ـ ابژه را بررسی کند.

پژوهشی علوم سیاسی

طرح مفهوم «مدرنیتۀ بحران‏زده» برپایۀ نقد و تفسیر کتاب مدرنیتۀ بازاندیشانه: سیاست، سنت، و زیبایی‏شناسیدر نظم اجتماعی مدرن

صفحه 87-112

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50481.2892

سلمان صادقی زاده، مختار نوری

چکیده «مدرنیتۀ بازاندیشانه» مفهومی نوپدید است که دلالت‏‌های نظری مهمی به‌‏هم‌راه دارد. این مفهوم نخستین بار در اثری با عنوان مدرنیتۀ بازاندیشانه: سیاست، سنت، و زیبایی‏‌شناسی در نظم اجتماعی مدرن به‌قلم آنتونی گیدنز، اولریش بک، و اسکات لش مطرح شد. مقالۀ حاضر می‌کوشد تا از خلال نقد و تفسیر ایدۀ کانونی این اثر سویه‌‏های پنهان مدرنیتۀ نوپدید را بررسی کند و نشان دهد چگونه ایدۀ ایجابی مدرنیتۀ بازاندیشانه می‌تواند ناظر بر پیدایش مفهومی سلبی و بحران‏‌زده از مدرنیته باشد. این نوشتار در سه سطح توصیف، تحلیل، و نظرورزی سامان یافته است: نخست و در سطح توصیفی عناصر اصلی تشکیل‌‏دهندۀ «مدرنیتۀ بازاندیشانه» را معرفی می‌کنیم. دوم و در سطح تحلیلی می‌کوشیم تا به‌تعبیر لئو اشتراوس نظری به «بین‏‌سطور» بیفکنیم و سویه‌‏های پنهان این ایده را آشکار سازیم. در این‌جا نشان خواهیم داد که در مفهوم‏‌پردازی‏‌های صورت‌‏گرفته همواره دو سناریوی رقیب وجود دارد: سناریویی ایجابی و آرمانی و سناریویی سلبی و پادآرمانی. به‌نظر می‌رسد سناریوی نخست رویۀ آشکار و سناریوی دوم رویۀ پنهان این ایده است. در انتها و درمقام نظرورزی به طرح ایدۀ «مدرنیتۀ بحران‏‌زده» خواهیم پرداخت و نشان می‌دهیم که چگونه در سایۀ تقویت روزافزون مدرنیسم، شاهد تضعیف فزایندۀ مدرنیته هستیم.

پژوهشی فقه و حقوق

تأسیسِ حقوق به‌عنوان یک علمِ مستقل در اندیشۀ جان آستین با تأکید بر کتابِ قلمرو تعیین‌‏شدۀ حقوق‏‌شناسی

صفحه 113-140

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.51135.2909

مهناز بیات کمیتکی، ابراهیم دهنوی

چکیده جان آستین (1790-1859)، حقوق‌دان و فیلسوفِ حقوق انگلیسی، نقشی بی‏بدیل در استقلال علم حقوق ایفا کرد. او با تأکید بر قانون موضوعه به‌عنوان ابژۀ علم حقوق و روش تحلیلی ـ مفهومی به‌عنوان روش مطالعۀ آن، در کتاب قلمروِ تعیین‏‌شدۀ حقوق‏‌شناسی، راه را برای تبدیل حقوق به یک علم مستقل هموار کرد. این مقاله با روش تحلیلی ـ مفهومی به بررسی اندیشۀ آستین درباب تأسیس علم حقوق می‏پردازد. بدین منظور، ضمن مروری بر زندگی و زمانۀ آستین، ضرورت تعیین قلمروِ علم حقوق و تمایز آن از سایر حوزه‌‏های هنجارگذار تبیین می‏‌گردد. درادامه، با تشریح تمایز «حقوق» و «علم حقوق»، تفاوت ابژۀ طبیعی و ابژۀ حقوقی، و قانون موضوعه به‌مثابۀ ابژۀ علم حقوق، به مفهوم حاکم و حاکمیت نزد آستین، و مسئلۀ اعتبار قانون و «عادت به تبعیت» در نظریۀ فرمانی قانون پرداخته می‌‏شود. سپس، تفکیک حقوق از اخلاق از دیدگاه آستین بررسی شده است و طرح او برای تبدیل حقوق به یک علم مستقل تشریح می‏‌گردد. نتایج این پژوهش نشان می‌‏دهد که آستین باوجود تمام انتقادات وارده، با طرح این ایده، راه را برای استقلال علم حقوق و تبدیل آن به یک علم مجزا هموار کرد و میراث او هم‌چنان در مباحث حقوقی زنده و پویاست.

پژوهشی فلسفه

نقد و تحلیل کتابMaterial Falsity and Error in Descartes’ Meditations(کذب مادی و خطا در تأمّلات دکارت)

صفحه 141-152

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.41773.2622

سیدمصطفی شهرآئینی، ساجده فیروزبخت

چکیده این مقاله به نقد و ارزیابی تحلیلی کتاب کذب مادی و خطا در تأمّلات دکارت نوشتۀ سِسیلیا وی (2006) میپردازد؛ اثری که به یکی از مباحث پیچیده و مهم در فلسفۀ دکارت، یعنی مفهوم «کذب مادی»، اختصاص دارد. نویسنده با تمایزگذاری میان دو تفسیر «ایستا» و «پویا» از تصورات کاذب مادی بر آن است که معنای کذب مادی در تأمّلات دکارت تابعی از مراتب معرفتشناختی اوست که در جریان تأمّلات شش‌گانه دگرگون می‌شود. مقالۀ حاضر ضمن معرفی ساختار، هدف، و روش کتاب می‌کوشد با رویکردی تحلیلی نشان دهد که تفسیر وی، باوجود نوآوری در تأکید بر پویایی فهم دکارت از تصورات کاذب، در برخی موارد از انسجام فلسفی کافی برخوردار نیست. تحلیل انتقادی یافته‌های این نقد نشان می‌دهد که اثر سِسیلیا وی هرچند در بازخوانی سیر تحول اندیشۀ دکارت سهمی مهم دارد، اما در توضیح سازوکار بازنمایی تصورات کاذب و نسبت آن با صدق و فاعلیت معرفتی دچار ابهام است. بر این اساس، می‌توان گفت کتاب مزبور، بیش ‏از آن‌که تبیینی نظام‌مند از نظریۀ کذب مادی ارائه دهد، افقی تازه برای بازاندیشی در پیوند میان صدق، بازنمایی، و اراده در فلسفۀ دکارت می‌گشاید.

پژوهشی مدیریت و سیاست‌گذاری

خرید بدون نیاز: واکاوی و نقد نظریه مهندسی رضایت ادوارد برنیز

صفحه 165-197

https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50345.2884

مهدی طالبی، یعقوب مهارتی

چکیده در عصری که رقابت بین کسب و کارها جهت دستیابی به اهداف بسیار تنگاتنگ‏تر و ایجاد یک ارتباط دوسویه با مشتریان بسیار دشوارتر است، درک جایگاه روابط عمومی در سازمان‏ها تاثیر قابل ملاحظه‏ای بر نرخ موفقیت و شکست آنان دارد. تاریخ روابط عمومی، یک ذخیره بزرگ از مدل‏ها و روش‏ها است که تلاش می‏کند تا کسب و کارها را در جهت تحقق این موضوع یاری برساند. در خط مقدم این حوزه، ادوارد برنیز قرار دارد که اغلب از او به عنوان پدر علم روابط عمومی یاد می‏شود. رویکردهای او در دهه 1920 نه تنها نحوه تعامل شرکت‏ها با مخاطبان خود را تغییر داد، بلکه هنجارهای اجتماعی را نیز دستخوش تغییر کرد. این مقاله به بررسی و ارزیابی نظریه «مهندسی رضایت» برنیز می‏پردازد و تلاش می‏کند تا با کمک روش نقد تلفیقی شامل نقدهای محتوایی، روش‏شناسانه و تاریخی به درک بهتر این نظریه کمک کند. نتایج نشان می‏دهد نیاز مبرم شرکت‏ها به فروش محصولات تولیدی انبوه‏شان پس از جنگ جهانی اول، برنیز را وادار کرد تا به سراغ روش‏های نوین در حوزه اقناع مخاطبان برود. او با استفاده از اصول روان‏شناسی توانست رویکردی نوین در تبلیغات و روابط عمومی ایجاد کند؛ هر چند برخی روش‏های او را فریبنده می‏دانند.