لطفا در مرحله ارسال فایل های مقاله، از نرم افزار مشابهت یاب سمیم نور(مشاهده صفحه - راهنما) فایل مشابهت یابی شده را دریافت و به هر مقاله ارسال نمایید.
در صورتیکه رمز ورود به ایمیل شما ارسال نشد از طریق اینصفحه، مجدداً تلاش فرمایید.(کلیک کنید)
توجه داشته باشید که دریافت کد مقاله به معنای ارسال مقاله نیست؛ پس از طی همه مراحل، صفحه تأیید ارسال مقاله باید در پایان مشاهده شود. (برایمشاهده تصویر نمونه اینجا کلیک کنید)
در مرحله آخر ارسال مقاله، توجه داشته باشید که حتماً از منوی نوع مقاله، فایل اصلی مقاله را انتخاب کنید، تا مراحل ارسال کامل شود. (برای مشاهدهتصویر نمونه اینجا کلیک کنید)
مشخصات نشریه
عنوان کامل: پژوهشنامه انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی
مدیریت علمی: شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی (مشاهده جزئیات)
سال شروع انتشار: 1389
گروه علمی: علوم انسانی
زیر گروه: میان رشتهای
گرایش یا زمینه تخصصی نشریه: نقد کتاب، نقد نظریه، نقد برنامههای درسی
حوزه موضوعی نشریه: «اقتصاد»، «الهیات و ادیان»، «تاریخ»، «تمدن»، «جامعهشناسی»، «علوم سیاسی»، «فقه و حقوق»، «فلسفه»، «مدیریت و سیاستگذاری» و «مطالعات علم و فناوری»
چکیده یافتههای پژوهش نشان میدهند که مازوکاتو استدلال قدرتمندی در دفاع از نقش فعال دولت در ترویج نوآوری ارائه میدهد و تأکید دارد که سیاستهای صنعتی هدفمند، و نه صرفاً نیروهای بازار، عامل کلیدی در تقویت نوآوریهای تحولآفرین هستند. با این حال، این نظریه با انتقادات مهمی مواجه است. نخست، چارچوب نظری کتاب محدودیتهای منابع کمیاب و نقش محوری مصرفکنندگان در اقتصاد بازار را نادیده میگیرد. دوم، تمرکز عمده کتاب بر تجربه ایالات متحده در قرن بیستم، بدون توجه کافی به شرایط زمینهای و نهادی سایر کشورها، از جامعیت تحلیل میکاهد. سوم، استدلالهای تاریخی مازوکاتو مبنی بر نقش کارآفرینانه دولت در تأمین مالی تحقیقات، لزوماً به معنای مأموریتمحور بودن یا کارآفرینانه بودن دولت نیست، بلکه میتواند نتیجه شرایط تاریخی خاص باشد. این مقاله پیشنهاد میدهد که برای رفع این کاستیها، نظریه دولت کارآفرین نیازمند تعریف دقیقتر مفهومی، تقویت سازوکارهای شفافیت و پاسخگویی، و توجه ویژه به عدالت اجتماعی در سیاستگذاری است.
چکیده این مقاله با تمرکز بر کتاب روایت و سیاست اثر طیب الحبری، روششناسی او در مطالعات تاریخ نخستین اسلام را بهصورت انتقادی بررسی میکند. پژوهش نشان میدهد که الحبری با تأکید بر نقش تمثیلها و روایتهای حماسی در تاریخنگاری خلفای راشدین، تاریخ را بهمثابه برساختهای روایی تحلیل کرده و آن را در چارچوب گفتمانهای سیاسی و مذهبی خلافت عباسی تفسیر میکند. بااینحال، عدم شفافیت در مرزبندی روشی، اثر او را در معرض چالشهای رویکردهای تجدیدنظرطلبانه قرار داده است. روش مقاله مبتنی بر تحلیل انتقادی متن و بررسی مقایسهای گزارشهای تاریخی است تا نحوه شکلگیری روایتهای اولیه و نقش تحولات بعدی در بازنمایی تاریخ روشن شود. نتایج پژوهش نشان میدهد که الحبری، با وجود نقد شکگرایان افراطی، خود گرفتار سادهسازی تاریخ در قالب ساختارهای روایی شده است. وی علیرغم اتخاذ رویکردی انتقادی نسبت به تاریخنگاری نخستین اسلام، در تفکیک گزارشهای تاریخی و چارچوبهای روایی دچار ابهام بوده و گاه با تأکید بیش از حد بر روایتسازی، از پیچیدگیهای تاریخی و امکان انسجامبخشی مورخان به نقلهای تاریخی غفلت کرده است. این مقاله ضمن آسیبشناسی روش الحبری، بر تحول روایتهای تاریخی تأکید میکند تا از تقلیل تاریخ به تمثیل جلوگیری شود.
چکیده این مقاله به بررسی آثار یکی از مهمترین متفکران پستمدرن در حوزه الهیات یعنی جان کاپوتو میپردازد، کاپوتو نقد خود به الهیات متافیزیکی را ابتدا با تأثیرپذیرفتن از پرسش بنیادین هایدگر در باب متافیزیک آغاز میکند، سپس وی با الهام از مفهوم واسازی دریدا و با تأکید بر مفهوم متافیزیک حضور، مسیر فراروی از نگاههای متافیزیکی را در به تعویق انداختن هر امر حاضر دنبال میکند. طرح نهایی کاپوتو با تأسیس یک دین پسامتافیزیکی که در آن حضور بیواسطه در محضر امر دینی اهمیت مییابد پایهریزی میشود، با این وجود و علیرغم مسئله الهیاتی بسیار مهمی که کاپوتو مطرح میکند، هنوز ردپای نگاههای انسانمحورانه و ابهام در تعالی خدا در اندیشههای وی وجود دارد.در نهایت اتخاذ رویکر انتقادی نسبت به آثار کاپوتو بیش از هرچیز در نسبت با وضعیت پستمدرنیسم معنا مییابد که دو مولفۀ تعالی الاهیاتیو سایۀ انسانمحوری هنوز در آثار وی مشهود است. در این مقاله سعی شده است تا عمدۀ آثار کاپوتو مورد مداقه قرار گیرد.
چکیده این مطالعه به نقد و بررسی کتاب مطالعاتی در باره طبقات اجتماعی(ژرژ گورویچ) میپردازد و میخواهد کارآمدی نظریههای مطرحشده در آن را در تحلیل طبقات اجتماعی معاصر ارزیابی کند. مسئله اصلی این است که چگونه این کتاب مفهوم طبقه اجتماعی را در چشماندازهای مختلف مورد سنجش قرار میدهد و چه تمایزاتی بین نظریات مارکسیستی، غیرمارکسیستی، و دیدگاه گورویچ در مواجهه با بحث طبقات وجود دارد. برای این منظور، مقاله با روشی تحلیلی-انتقادی، محتوای هر سه بخش اصلی کتاب را بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهند که کتاب با ارائه مفاهیمی مانند «فراکارکردی بودن»، «ناهمگرایی»، و «مقاومت در برابر جامعه کل»، تلاش میکند تا طبقات را بهعنوان پدیدهای پیچیده و چندلایه معرفی کند که در تعامل با ساختارهای اجتماعی گستردهتر شکل میگیرند. با این حال، نقدهای واردشده به کتاب شامل عدم ارائه تعریف عملیاتی روشن، کلیگرایی افراطی، کمتوجهی به نقش زنان و گروههای بینابینی، و ناروشن بودن جایگاه دولت و جنبشهای اجتماعی است. همچنین، کتاب از تأثیر روندهای جهانیشدن بر طبقات اجتماعی غافل مانده است. در نهایت، این مطالعه نشان میدهد که با وجود کاستیها، چارچوب نظری گورویچ تا حد زیادی میتواند بهعنوان پایهای برای تحلیل نابرابریهای اجتماعی معاصر مورد استفاده قرار گیرد.
چکیده قدرتهای بزرگ در ازای هزینههای سیاست خارجی خویش انتظار فواید یا دستاوردهایی دارند. اما نتایج حاصله ممکن است تفاوت بسیاری با انتظارات اولیه داشته باشد. سؤال اصلی مقاله این است که سیر فزاینده هزینههای سیاست خارجی چه تأثیری بر بقای جایگاه قدرت بزرگ میگذارند. پاسخ اولیه این است که اگرچه غلبه هزینهها بر منافع سیاست خارجی موجب تسهیل افول جایگاه و جابجایی قدرتهای بزرگ میشود، اما سازوکار تأثیر هزینهها بر قدرت ملی بسیار پیچیده است.تمرکز پژوهشی این مقاله بر تئوری چرخه قدرت پل کندی در کتاب ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ است. این تئوری ضمن اینکه چارچوب تحلیلی مهمی برای موضوع جابجایی قدرتهای بزرگ معرفی کرده، کاستیها خاصی خصوصاً از حیث نادیده گرفتن عناصر قدرت نرم دارد و به همین دلیل، پیشبینی کندی درباره آینده قدرت آمریکا ناقص بوده است. مقاله ضمن اشاره نقدهای اساسی بر تئوری کندی، میکوشد با چارچوب تحلیلی جامعتری به موضوع فراز و فرود قدرتهای بزرگ در عصر حاضر بپردازد.
چکیده طبق مبانی علم اقتصاد، بازار سازوکاری خوبنیاد دارد و هر نیرویی بیرون از این نظم مخل تشکیل و بازی بازار است. این حکم ریشه در طرح آدام اسمیت از مکانیزم کنش انسان در رساله احساسات اخلاقیدارد. این ایده به دانش اقتصاد فرصت داد داعیه علمی بودن (محاسبهگری، پیش بینی پذیری و عاری بودن احکام خود از امورنامحاسباتی) را داشته باشد. اما از سوی دیگر عامل انسان زدایی از صحنه کنش اقتصادی شد و آن را به یک ماشین از پیش برنامه ریزی شده فروکاست. در این طرح، محاسبه امری غیر انسانی فرض میشود. منتقدان درونی و بیرونی دانش اقتصاد گرچه مباحث متعددی را درباره ایده بازار مطرح کردهاند اما چون نتوانستهاند نشان دهند، تصمیم و اراده یا همان امر نامحاسباتی چگونه در بنیاد محاسبه و کنش اقتصادی انسان وجود دارد، انتقادات آنها در نهایت نتوانسته است نشان دهد که بازار چرا و چگونه در تشکیل خود به سیاست نیاز دارد. در بهترین حالت تنها موفق شدهاند نشان دهند دولت عاری از سیاست باید طبق قوانین دورنزاد بازار از آن مراقبت کند و به این ترتیب مسئله دوگانگی انسان اقتصادی با انسان اجتماعی صاحب اراده، همچنان باقی مانده است. پژوهش حاضر با روش جامعه شناسی تاریخی- تطبیقی اقتصاد مکس وبر، نقش سیاست را در تاریخ تشکیل بازار آزاد نشان داده است.
چکیده کتاب فلسفه علم فقه اثر دکتر سعید ضیائیفر از معدود منابع منسجم در زمینهی فلسفهی فقه و منبعی قابلتوجه برای دروس مربوط به این حوزه در رشتههای فقه و حقوق است. این کتاب در کنار مزایای متعدد، اشکالاتی دارد که رفع آنها میتواند بهرهی بیشتری به خوانندگان برساند. فصل چهارم کتاب با عنوان «اهداف علم فقه» از جمله بخشهایی است که نیاز به بازبینی ساختاری و محتوایی دارد. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی ـ تحلیلی نگاشته شده، مطالب فصل یادشده علاوه بر نقد ساختاری، عمدتاً از پایگاه علم اصول فقه به نقد گذاشته شده است. «ترتیب طرح مباحث» و «انتخاب عناوین اصلی و فرعی» دو نقد ساختاری به مطالب این فصل است و خلط میان «شریعت و احکام فقهی» با «علم فقه استدلالی» از یکسو، و میان «اهداف و مقاصد شارع» با «علت و مناط احکام» از سوی دیگر، «خلل در تعریف و کارکرد قیاس»، «عقلی به شمار آوردن کشف علت در قیاس منصوص العلة»، «عدم تبیین معیار برخی مسائل» و «ذکر نکردن مثال در برخی موارد لازم» ازجمله نقدهای محتوایی به فصل یادشده است.
چکیده چکیده این مقاله به ارزیابی انتقادی پژوهشهای ایرانی معاصر دربارهی اندیشهی سیاسی سعدی میپردازد و چهار اثر شاخص از همایون کاتوزیان، عباس میلانی و مریم میرزاده، روحالله اسلامی و سیدجواد طباطبایی را در کانون تحلیل قرار میدهد. پرسش اصلی مقاله این است که سعدی در این خوانشها چگونه بهمثابهی یک اندیشهورز سیاسی بازنمایی شده و نسبت آن با سیاست چگونه تفسیر شده است . مقاله با بهرهگیری از هرمنوتیک فلسفی پل ریکور و با تأکید بر پیوند دیالکتیکی میان توضیح و فهم، نشان میدهد که هرچند سعدی فاقد یک سامانهی نظری منسجم در سیاست است، اما آثار او واجد نوعی عقلانیت سیاسی عملی، مردممحور و واقعگرایانه اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سیاست در اندیشهی سعدی بیش از آنکه نظریهپردازانه باشد، بر تجربهی زیسته، اخلاق انتقادی، اندرزنامهنویسی زمینهمند و مقاومت در برابر بیداد استوار است. این ویژگیها، سعدی را به یکی از منابع مهم بازاندیشی سیاست بومی در ایران بدل میسازد. واژگان کلیدی: سعدی، اندیشهی سیاسی، گلستان، بوستان، استبداد ایرانی، انسانگرایی، اندرز سیاسی
چکیده مسئله شناخت اشیاء خارجی در فلسفهی مدرن، بهخصوص با نفی تفکیک کیفیات اولیه و ثانویه، به معضلی اساسی تبدیل شد. دراینمیان کانت در ایدئالیسم استعلایی خود کوشید ابژه خارجی را براساس وحدت ضروری آگاهی توضیح دهد؛ از نظر او ابژه، محصول تعینبخشی خودآگاهی استعلایی به داده های حواس است. مفاهیم و مقولات فاهمه بهمثابه بیانهای این وحدتِ خودآگاهی، حکم صورتی را دارند که بر ماده متکثر حواس اطلاق میشود و ابژههای بازنمایی را در تجربه به دست میدهد. اما هگل در "پدیدارشناسی روح" تبیین متفاوتی از چگونگی تکوین ابژکتیویته آن هم نه بر اساس اتکا به دادههای حواس، ارائه نمود. او با نقدِ خودآگاهی استعلاییِ کانت، توضیح داد که رابطهی خودآگاهی با جهان امری بیواسطه نیست، بلکه توسط «میل» ورزی و درنهایت از طریق «دیگری» وساطت میشود. این مقاله درصدد است با بررسی چگونگی دلالت «میل» بر خودآگاهی و سپس از طریق آن، نقش اساسی «دیگری» در تکوین خودآگاهی، درنهایت با ارائه تحلیلی از دیالکتیک ارباب و بنده نشان دهد چگونه مفهوم «کار» در بنده، نقش کلیدی در تقویم ابژکتیویته در ایدئالیسم هگل از طریق عینیتبخشیِ سوژه به محتوای خود و به رسمیت شناسیِ آن توسط «دیگری» ایفا میکند.
چکیده اهمیت این نقد بهلحاظ جایگاه حقوق اساسی، قانون اساسی، و حکومت جمهوری اسلامی است و ضرورت نقد نیز انگیزة شکلگیری کتاب موردنقد بهمنزلة منبع آموزشی برای درس «حقوق اساسی» دورة کارشناسی رشتة حقوق و دروس مرتبط با حقوق اساسی در دورههای تحصیلات تکمیلی گرایش حقوق عمومی است. هدف این نقد شناسایی نقاط قوت و ضعف کتاب بهمنزلة «کتاب دانشگاهی» و اصلاح موارد پیشنهادی و رفع کاستیهای آن است. روش نقد استنادیـ تحلیلی براساس روششناسی حقوقی و منطق حقوقی حاکم بر دانش حقوقی است که در چهارچوب کلی نقدِ روشی، نقد شکلی، نقد محتوایی، و ارزیابی کمیت و کیفیت منابع، ارجاعات، و استنادات انجام گرفته است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که این کتاب هرچند ازلحاظ موضوع و تبیین اصول و مستندات مناسب است، بهلحاظ روششناسی و میزان هماهنگی محتوا با اهداف و نیازهای آموزشی و انطباق اثر با اهداف حاکم بر قانون اساسی و انسجام و ارتباط منطقی بین اجزا، به تجدیدنظر اساسی نیاز دارد. همچنین، این کتاب بهعلت پردازشنکردن متعادل مطالب گرفتار تناقضهای نظری و محتوایی است.
چکیده چکیده در نظام آموزشی ما علوم انسانی، با وجود فرهنگ غنی اسلامی ـ ایرانی، کاستیهای فراوانی دارد. علوم تربیتی که شاخهای از علوم انسانی است، به دنبال پرورش انسانهای مؤثر و کارآمدی است که استعدادهای آنها شکوفا شده است. در تعلیم و تربیت اسلامی تربیت انسان کامل با بهرهگیری از معارف دینی امکانپذیر است. موفقیت نظامهای آموزشی، مستلزم توجه به آموزههای وحیانی است. از سوی دیگر یافتههای بشری در علوم تربیتی نیز نباید مغفول واقع شود. در این رابطه به سه رویکرد تعلیم و تربیت اسلامی به منزلة نظام توصیفی، استنباطی و استنباطی ـ تأسیسی اشاره شده است تا نسبت علوم تربیتی با معارف وحیانی تبیین شود. در این مقاله موضوع علوم انسانی، انسان و ماهیت او که موضوع اصلی علوم انسانی است، نسبت بین علوم تربیتی و تعلیم و تربیت اسلامی و عناصر مهم آن بررسی میشود.
چکیده آموزش هر زبانی مشکلهای خاص خود را دارد؛ آموزش زبان انگلیسی نیز از این موضوع مستثنی نیست. یکی از اصلیترین مشکلهای آموزش زبان انگلیسی، کیفیت کتابهای درسی است. از آنجا که کتاب زبان انگلیسی پایة هفتم مقطع متوسطه نخستین تجربة رسمی تحصیلی دانشآموزان با زبان انگلیسی است، تهیه و تدوین این کتاب اهمیت مضاعفی دارد و طبعاً مستلزم دقت و تلاش بسیار زیاد مؤلفان خواهد بود. از این رو، گفتنی است که ارزشیابی و تحلیل محتوای کتاب زبان انگلیسی پایة هفتم مقطع متوسطه اقدامی مهم در راستای شناخت نقاط ضعف و قوت این کتاب است. هدف اصلی این تحقیق، نقد و ارزشیابی کیفی این کتاب بر اساس شاخصهای علمی و تعیین نقاط قوت و ضعف آن، بهویژه دربارة روششناسی آموزش زبان خارجی است. بدین منظور، از 18 معلم زبان انگلیسی پایة هفتم و 25 دانشآموز این پایه مصاحبة نیمهساختاریافته انجام شد. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای مطالب ذکرشده همچنین بررسی و تحلیل محتوای کتاب، مهمترین نقاط قوت و ضعف این کتاب در بخشهای مختلف بررسی شد.
چکیده چکیده پیرامون ادبیات معاصر ایران، اعم از نظم و نثر، در این سه دهة اخیر بعد از انقلاب اسلامی ایران، کتابهای متعدد و متنوعی نوشته و منتشر شده است. هریک از این آثار، از جهاتی درخور توجه و بررسیاند و نیز دارای ویژگیهای خاص خود هستند که در جای خود استفاده میشوند. از بین این آثار گوناگون، ادبیات معاصر ایران (نثر) از محمدرضا روزبه، تاحدودی با سایر آثار منتشرشدة دیگری که در این دوره به بازار نشر کتاب عرضه شدهاند متفاوت است. هرچند این کتاب نیز از جهاتی از ایراد و اشکال خالی نیست، اما به علت انتخاب درست نمونهها و شواهد گوناگون از نثر فارسی در دورة معاصر و همچنین، نقد و تحلیل نسبتاً قابل قبول تعدادی از این نمونهها و حجم تاحدودی کم آن و نیز با توجه به در نظر گرفتن این نکته که کتاب بهمثابة درسنامه و متن آموزشی برای دورة تحصیلی کارشناسی رشتة زبان و ادبیات فارسی تألیف شده است، میتوان گفت که در مقایسه با کتابهای مشابه محاسن، مزایا، و امتیازهایی دارد و به این جهت، بایسته است به آن بهمنزلة متن آموزشی برگزیده توجه شود و از آن برای تدریس واحد درسی مورد نظر، یعنی ادبیات معاصر ایران (نثر)، استفاده شود. در این نوشته، کوشش شده است به لحاظ ابعاد شکلی و ظاهری و نیز از جهت محتوایی، به جنبههای قوت و ضعف این اثر پرداخته شود و این موارد به مخاطبان این کتاب، که بیشتر دانشجویان زبان و ادبیات فارسیاند، ارائه شود.
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامۀ درسی پنهان در رفتار هنرجویان تربیت بدنی و دانشآموزان دبیرستانهای شهر تهران انجام شده است و روش پژوهش توصیفی ــتحلیلی است. جامعۀ آماری در این پژوهش دانشآموزان و هنرجویان متوسطۀ شهر تهران است و حجم نمونۀ آن که به روش کوکران و بهصورت خوشهای چندمرحلهای تصادفی انتخاب شده است دویست نفر از هنرجویان هنرستانها و 188 نفر از دانشآموزان دبیرستانها از هر دو جنس است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامۀ محققساخته استفاده شد و برای تعیین میزان تأثیر برنامۀ درسی پنهان در مقولههای موردپژوهش از پرسشنامه استفاده شده است، که روایی صوری پرسشنامه توسط اساتید و متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ که برای پرسشنامۀ برنامۀ درسی پنهان 0.95=a بهدست آمد. نتایج تحقیق نشان داد که میزان اثر برنامۀ درسی پنهان در ابعاد موردمطالعه (قوانین، مناسبات اجتماعی، فضای فیزیکی، منابع انسانی، وسایل ورزشی و آموزشی، متغیرهای فرهنگی، و آسیبهای جسمانی) در رفتار هنرجویان و دانشآموزان بهطور معنیدار درحد زیاد است. همچنین، بین همبستگی برنامۀ درسی پنهان در ابعاد موردمطالعه و رفتار ازلحاظ جنسیت تفاوت وجود دارد.