نقدی بر کتاب دولت کارآفرین
صفحه 1-25
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.50313.2881
بهمن خداپناه
چکیده یافتههای پژوهش نشان میدهند که مازوکاتو استدلال قدرتمندی در دفاع از نقش فعال دولت در ترویج نوآوری ارائه میدهد و تأکید دارد که سیاستهای صنعتی هدفمند، و نه صرفاً نیروهای بازار، عامل کلیدی در تقویت نوآوریهای تحولآفرین هستند. با این حال، این نظریه با انتقادات مهمی مواجه است. نخست، چارچوب نظری کتاب محدودیتهای منابع کمیاب و نقش محوری مصرفکنندگان در اقتصاد بازار را نادیده میگیرد. دوم، تمرکز عمده کتاب بر تجربه ایالات متحده در قرن بیستم، بدون توجه کافی به شرایط زمینهای و نهادی سایر کشورها، از جامعیت تحلیل میکاهد. سوم، استدلالهای تاریخی مازوکاتو مبنی بر نقش کارآفرینانه دولت در تأمین مالی تحقیقات، لزوماً به معنای مأموریتمحور بودن یا کارآفرینانه بودن دولت نیست، بلکه میتواند نتیجه شرایط تاریخی خاص باشد. این مقاله پیشنهاد میدهد که برای رفع این کاستیها، نظریه دولت کارآفرین نیازمند تعریف دقیقتر مفهومی، تقویت سازوکارهای شفافیت و پاسخگویی، و توجه ویژه به عدالت اجتماعی در سیاستگذاری است.





