فهرست مقالات
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.13156
چکیده هایک، مسئله نظم و مجادله محاسبه سوسیالیستی: نقدی بر کتاب فردگرایی و نظم اقتصادی
عبدالحمید معرفی محمدی؛ 1
نقد و سنجش روششناسی آثار ساقی گازرانی در مطالعات تاریخ ایران باستان
امید غیاثی؛ 27
کاربست جامعهشناسی در مطالعۀ تاریخی و آسیبگاههای آن: نقد و ارزیابی کتاب ساختار نهاد و اندیشۀ دینی در ایران (تاریخ تحولات دینی ایران در سدههای دهم تا دوازدهم هجری قمری)
کوشا وطن خواه؛ 51
سعدی و سیاست: ارزیابی پژوهشهای ایرانی معاصر از اندیشه سیاسی سعدی
عزیزالله آریافر؛81
بررسی انتقادی اصول اقتصادی قانون اساسی از منظر حمایت از امنیت اقتصادی
امیرهوشنگ دهقان، روح الله رحیمی، کورش استوار سنگری؛ 113
«میل»، «دیگری» و «کار» ؛ پیدایش معنای متفاوت ابژکتیویته در "پدیدارشناسی روح"
محمدهادی محمدی، علی اصغر مصلح؛ 141
تحلیلی انتقادی از کتاب رسانههای اجتماعی و سیاست دیجیتال: عقلانیت شبکهای در عصر احساسات دیجیتال
عبدالرحیم رحیمی، محمدرضا کریمی، محمدحسین لریجانی، زینب شیرزاد؛ 171
هایک، مسئله نظم و مجادله محاسبه سوسیالیستی: نقدی بر کتاب فردگرایی و نظم اقتصادی
صفحه 1-26
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52767.2955
عبدالحمید معرفی محمدی
چکیده یکی از مهمترین مباحث ایدئولوژیک و در عین حال فنی در اوایل قرن بیستم، مجادله محاسبه سوسیالیستی است که بین میزس و هایک به عنوان طرفداران سرمایه داری با سوسیالیستهایی مثل لانگه صورت گرفت. هدف ما در این مقاله بررسی ظهور و افول این مجادله با تحلیل مهمترین اثر هایک در این زمینه یعنی کتاب«فردگرایی و نظم اقتصادی» است. این بحث با میزس آغاز شد که ادعا می کرد اقتصاد سوسیالیستی و لذا برنامه ریزی ممکن نیست. او دلیل ان را عدم امکان محاسبه قیمتها توسط یک سیستم برنامه ریزی میدانست. این عدم امکان از سوی سوسیالیستهایی چون لانگه به عدم امکان سوسیالیسم به دلیل پیچیدگی محاسبات یا نبود رقابت در یک سیستم سوسیالیستی، تعبیر شد. اما میزس و بعد هم اتریشی هایی مثل هایک ادعا می کردند که این عدم امکان چیزی فراتر از صرف مشکلات محاسباتی مربوط به محاسبه قیمت یا نبود رقابت است. اگر چه هایک در بیان معجزه مکانیسم قیمت و نهاد بازار نکات بسیار مهمی را بیان می کند اما به نکاتی نیز توجه نداشته است و نظریه او به نظریه ای آرمانی تبدیل شده است. درست است که سوسیالیسم به دلیل حذف بازار ناممکن است ولی سرمایه داری انتزاعی مورد نظر هایک نیز به دلیل نگاه انتزاعی و غیرتاریخی اش برای کشورهای غیرغربی عملا ناممکن است.
نقد و سنجش روششناسی آثار ساقی گازرانی در مطالعات تاریخ ایران باستان
صفحه 27-49
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52820.2957
امید غیاثی
چکیده ساقی گازرانی در پژوهشهای خود به مباحث تاریخنگاری در ایران باستان پرداخته و رویکرد پوزیتیویستی غالب را به پرسش گرفته است. گازرانی با تمرکز بر مرز میان تاریخ و ادبیات، تلاش کرده است اهمیت متونی مانند شاهنامه را در برابر شواهد تاریخیِ مادی نظیر یافتههای باستانشناختی و سکهشناسی در شناخت تاریخ ایران باستان برجسته کند. وی با نقد به رانده شدن شاهنامه به عرصه ادبیات، تلاش کرده است تا وجود لایههای تاریخی در روایتهایی که در دسته اسطوره و افسانه قرار گرفتهاند را نشان دهد. او افزون بر نشان دادن این لایهها، تاکید میکند که هدفش نشان دادن اهمیت متون ژانر «تاریخ ملی» در خوانش گفتمانهای قدرت و مشروعیت سیاسی است. با وجود این، تناقضهای روششناختی او موجب میشود نتواند رویکرد خود را در برابر خوانش پوزیتیویستی بسط دهد و با تمرکز بر نشان دادن لایههای تاریخی به مثابه امر واقع در روایتهای ژانر تاریخ ملی، خود نیز وارد عرصهای میشود که تلاش کرده است آن را نقادی کند. این مقاله بر آن است با تمرکز بر روششناسی گازرانی، نشان دهد چگونه این روششناسی امکانی را در نقد خوانش پوزیتیویستی به روی فهم تاریخ ایران باستان میگشاید ، اما گازرانی در نهایت آن را ناتمام باقی میگذارد.
کاربست جامعهشناسی در مطالعۀ تاریخی و آسیبگاههای آن: نقد و ارزیابی کتاب ساختار نهاد و اندیشۀ دینی در ایران (تاریخ تحولات دینی ایران در سدههای دهم تا دوازدهم هجری قمری)
صفحه 51-80
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.52091.2936
کوشا وطن خواه
چکیده ظهور مکتب فقهی اخباری در سدۀ یازدهم، مقارن پادشاهی صفویان، نهاد دینی امامیه را در مسیری سرنوشتساز قرار داد. دامنۀ تأثیرگذاری نظریۀ اخباری بر فقاهت و اجتهاد امامیه به اندازهای بود که توجه اغلب تاریخنگاران و صفویپژوهان از جمله منصور صفتگل را به خود جلب کرده است. چشمانداز جامعهشناختی صفتگل در مطالعۀ دگرگونیهای نهاد دینی سدۀ یازدهم واجد ارزشها و نوآوریهای فراوانی است از جمله اینکه با ایجاد تناظری میان منحنی تغییرات ساختار سیاسی و ساختار دینی، این دو را در پیوند با یکدیگر مطالعه نموده اما انتقاد وارد بر پروژۀ تحقیقاتی او این است که تحلیل خود را بر مبنای درک خاصی از مضمون نظریۀ اخباری استوار کرده که بهشدت تحت تآثیر خوانش عقلستیزانه از اخباریان قرار دارد. در این مقاله ضمن تأکید بر اهمیت و ارزشمندی دستاوردهای کتاب «ساختار نهاد و اندیشۀ دینی در ایران» برای تاریخنگاری نهاد دینی امامیه در سدۀ یازدهم و دوازدهم هجری، به کمک روش مقایسهای روایت صفتگل از رهیافت فقهی مکتب اخباری را نقادی کردهایم.
سعدی و سیاست: ارزیابی پژوهشهای ایرانی معاصر از اندیشه سیاسی سعدی
صفحه 81-112
https://doi.org/10.30465/crtls.2025.49059.2845
عزیزالله آریافر
چکیده این مقاله به ارزیابی انتقادی پژوهشهای ایرانی معاصر دربارهی اندیشهی سیاسی سعدی میپردازد و چهار اثر شاخص از همایون کاتوزیان، عباس میلانی و مریم میرزاده، روحالله اسلامی و سیدجواد طباطبایی را در کانون تحلیل قرار میدهد. پرسش اصلی مقاله این است که سعدی در این خوانشها چگونه بهمثابهی یک اندیشهورز سیاسی بازنمایی شده و نسبت آن با سیاست چگونه تفسیر شده است . مقاله با بهرهگیری از هرمنوتیک فلسفی پل ریکور و با تأکید بر پیوند دیالکتیکی میان توضیح و فهم، نشان میدهد که هرچند سعدی فاقد یک سامانهی نظری منسجم در سیاست است، اما آثار او واجد نوعی عقلانیت سیاسی عملی، مردممحور و واقعگرایانه اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سیاست در اندیشهی سعدی بیش از آنکه نظریهپردازانه باشد، بر تجربهی زیسته، اخلاق انتقادی، اندرزنامهنویسی زمینهمند و مقاومت در برابر بیداد استوار است. این ویژگیها، سعدی را به یکی از منابع مهم بازاندیشی سیاست بومی در ایران بدل میسازد.
بررسی انتقادی اصول اقتصادی قانون اساسی از منظر حمایت از امنیت اقتصادی
صفحه 113-140
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.50171.2875
امیرهوشنگ دهقان، روح الله رحیمی، کورش استوار سنگری
چکیده مهمترین حمایتها از منظر اصول قانون اساسی که میتوان در حوزه امنیت اقتصادی بیان کرد به توسعه اقتصادی، سرمایهگذاری و اصول مرتبط به آن برمیگردد. بررسی این اصول، تهدیدها و حمایتهایی که میتواند مؤثر بر توسعه اقتصادی کشور باشند از اهمیت فراوانی برخوردار میباشند. در این پژوهش به بررسی انتقادی اصول اقتصادی قانون اساسی از منظر حمایت از امنیت اقتصادی پرداخته خواهد شد. هدف از مقاله حاضر که بهصورت یک پژوهش کاربردی و توصیفی- تحلیلی میباشد، دستیابی به این نتیجه است که: نقش اصول اقتصادی قانون اساسی از منظر حمایت از امنیت اقتصادی چیست و آثار آن چه میباشد؟ در این رابطه فرض بر این اساس است که اصولی همچون اصل 3، 22، 43 و 47 قانون اساسی را در جهت حمایت از امنیت اقتصادی و اصولی همچون اصل 44، 81 و 139 از قانون اساسی را میتوان بهعنوان تهدید امنیت اقتصادی نام برد. در این راستا شناسایی و آسیبشناسی اصول حامی و تهدیدکننده امنیت اقتصادی در جهت حمایت از امنیت اقتصادی فرد و جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است.
«میل»، «دیگری» و «کار» ؛ پیدایش معنای متفاوت ابژکتیویته در "پدیدارشناسی روح"
صفحه 141-169
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.51755.2926
محمدهادی محمدی، علی اصغر مصلح
چکیده مسئله شناخت اشیاء خارجی در فلسفهی مدرن، بهخصوص با نفی تفکیک کیفیات اولیه و ثانویه، به معضلی اساسی تبدیل شد. دراینمیان کانت در ایدئالیسم استعلایی خود کوشید ابژه خارجی را براساس وحدت ضروری آگاهی توضیح دهد؛ از نظر او ابژه، محصول تعینبخشی خودآگاهی استعلایی به داده های حواس است. مفاهیم و مقولات فاهمه بهمثابه بیانهای این وحدتِ خودآگاهی، حکم صورتی را دارند که بر ماده متکثر حواس اطلاق میشود و ابژههای بازنمایی را در تجربه به دست میدهد. اما هگل در "پدیدارشناسی روح" تبیین متفاوتی از چگونگی تکوین ابژکتیویته آن هم نه بر اساس اتکا به دادههای حواس، ارائه نمود. او با نقدِ خودآگاهی استعلاییِ کانت، توضیح داد که رابطهی خودآگاهی با جهان امری بیواسطه نیست، بلکه توسط «میل» ورزی و درنهایت از طریق «دیگری» وساطت میشود. این مقاله درصدد است با بررسی چگونگی دلالت «میل» بر خودآگاهی و سپس از طریق آن، نقش اساسی «دیگری» در تکوین خودآگاهی، درنهایت با ارائه تحلیلی از دیالکتیک ارباب و بنده نشان دهد چگونه مفهوم «کار» در بنده، نقش کلیدی در تقویم ابژکتیویته در ایدئالیسم هگل از طریق عینیتبخشیِ سوژه به محتوای خود و به رسمیت شناسیِ آن توسط «دیگری» ایفا میکند.
تحلیلی انتقادی از کتاب رسانههای اجتماعی و سیاست دیجیتال: عقلانیت شبکهای در عصر احساسات دیجیتال
صفحه 171-196
https://doi.org/10.30465/crtls.2026.53313.2973
عبدالرحیم رحیمی، محمدرضا کریمی، محمدحسین لریجانی، زینب شیرزاد
چکیده این بررسی انتقادی جامع، اثر مهم رسانههای اجتماعی و سیاست دیجیتال: عقلانیت شبکهای در عصر احساسات دیجیتال نوشته لی و بلویینز (۲۰۲۵) را مورد تحلیل قرار میدهد. این کتاب با تلفیق «تحلیل شبکههای اجتماعی» و «نظریه انتقادی» برای تشریح تعامل پیچیده بین پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و سیاست دیجیتال معاصر، نقش مهمی در این حوزه ایفا میکند. این اثر به کاوش در دگرگونی گفتمان سیاسی میپردازد و بر مفاهیمی مانند عقلانیت شبکهای، احساس دیجیتال، اتاقهای پژواک و سیاست الگوریتمی تمرکز دارد. این نقد با رویکردی دوگانه، شامل نقد درونی (ارزیابی انسجام نظری و روششناختی کتاب) و نقد بیرونی (مقایسه یافتههای آن با پژوهشهای معاصر از جمله مطالعات جهان جنوب)، انجام شده است. اگرچه این کتاب به خاطر چارچوب نظری نوآورانه، دقت روششناختی و تحلیل عمیق نقش احساسات مورد تحسین قرار گرفته است، اما یافته انتقادی کلیدی نشان میدهد که تمرکز عمده بر زمینههای غربی، نگاه عمدتاً بدبینانه به تأثیر رسانههای اجتماعی و فقدان پیشنهادات سیاستی مشخص، از محدودیتهای اصلی آن محسوب میشوند. این بررسی، کتاب را در بستر گستردهتر ادبیات بینالمللی قرار میدهد، نقاط قوت و محدودیتهای آن را برجسته ساخته و مسیرهای پژوهشی آینده و پیامدهای عملی برای سیاستگذاری و مشارکت مدنی را پیشنهاد میکند.
