لطفا در مرحله ارسال فایل های مقاله، از نرم افزار مشابهت یاب سمیم نور(مشاهده صفحه - راهنما) فایل مشابهت یابی شده را دریافت و به هر مقاله ارسال نمایید.
در صورتیکه رمز ورود به ایمیل شما ارسال نشد از طریق اینصفحه، مجدداً تلاش فرمایید.(کلیک کنید)
توجه داشته باشید که دریافت کد مقاله به معنای ارسال مقاله نیست؛ پس از طی همه مراحل، صفحه تأیید ارسال مقاله باید در پایان مشاهده شود. (برایمشاهده تصویر نمونه اینجا کلیک کنید)
در مرحله آخر ارسال مقاله، توجه داشته باشید که حتماً از منوی نوع مقاله، فایل اصلی مقاله را انتخاب کنید، تا مراحل ارسال کامل شود. (برای مشاهدهتصویر نمونه اینجا کلیک کنید)
مشخصات نشریه
عنوان کامل: پژوهشنامه انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی
مدیریت علمی: شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی (مشاهده جزئیات)
سال شروع انتشار: 1389
گروه علمی: علوم انسانی
زیر گروه: میان رشتهای
گرایش یا زمینه تخصصی نشریه: نقد کتاب، نقد نظریه، نقد برنامههای درسی
حوزه موضوعی نشریه: «اقتصاد»، «الهیات و ادیان»، «تاریخ»، «تمدن»، «جامعهشناسی»، «علوم سیاسی»، «فقه و حقوق»، «فلسفه»، «مدیریت و سیاستگذاری» و «مطالعات علم و فناوری»
چکیده تحلیل انتقادی نقدی نوشته شده بر کتابسبک ادبی از دیدگاه زبانشناسی سید ضیاءالدین قاسمی؛ 1 واکاوی کتابنامههای ایرانیدر چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی(بازتولید و تقابل گفتمان شرقشناسی و استبداد) رضا پارسامقدم؛ 25 رویارویی قدرت و هویت در مناسبات جنسیتی: تحلیل انتقادی تجربۀ استعمارگری بریتانیا در کتابجنسیت و امپراطوری سمیه سادات شفیعی؛ 63 عبور از تبیین؛نقد و ارزیابی نظریۀ«ضدتبیین» در کتابناگهان انقلاب مجید استوار، آرمان سلطانی؛ 93 مرور و نقد کتابچرا لیبرالیسم شکست خورد؟ جلیل کریمی؛ 121 نقد قرآنبنیان بر انگارههای انسانشناختی در کتابشخصیت و سازمان عبدالمؤمن حکیمی، سید محمد آصف رضوی؛ 147 تحلیل انتقادی-اسنادی تبیین مفهومپارادایم چهارم مدیریت جهان اسلام با نقد کتاببررسی اثر ارزشهای اسلامی بر رویکردهای مدیریت علیرضا صادقپور فیروزآباد، محمود واعظی، حسام قربانی؛ 179
چکیده این مقاله به بررسی نقا قوت و ضعف نقدی با عنوان مطالعۀ سبک ادبی از دیدگاه زبانشناسی یا بازگشت به مطالعات سنتی نوشته شده توسط داوود پورمظفری بر کتاب سبک ادبی از دیدگاه زبانشناسی نوشتۀ ضیاء قاسمی میپردازد و نشان میدهد که این نقد در عمدۀ بخشها برپایۀ پیشفرضهای غیرواقعی و ارائۀ اطلاعات نادرست به خوانندگان نوشته شده است. در این نقد، هیچ گونه بررسی از تحلیلهای سبکی کتاب که موضوع اصلی کتاب و نقد مذکور است انجام نشده و نویسنده به جای پرداختن به مباحث اصلی کتاب اشکالاتی عموماً حاشیهای و نادرستذکر کرده و چند بار بر پایۀ ذکر یک اشکال جزئی سعی کرده است آن را به کل اثر تعمیم بدهد. در این مقاله، علاوه بر ذکر نقاط قوت نقد مذکور، با ذکر نمونهها و توضیحاتی، اشکالات اساسی این نقد نشان داده شده است، از جمله مبتنی بودن نقد مذکور بر پیشفرضهای نادرست، نپرداختن به نکات سبکشناختی، خردهگیری از نکات حاشیهای نظیر صناعات ادبی و معادلهای انگلیسی به قصد القای ایدۀ عدم تسلط نویسندۀ کتاب بر ادبیات، سوگیری تحلیلها در جهت رد همهجانبۀ کتاب، دادن اطلاعات نادرست به خواننده و وارونهنمایی در مورد نکاتی بنیادی که در کتاب به وضوح بیان شده است.
چکیده این مقاله با بهرهگیری از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به تحلیل کتاب «نامههای ایرانی» منتسکیو میپردازد. هدف، کاوش در سازوکارهای زبانی، روایی و گفتمانیای است که بازتولید و تقابل با گفتمانهای مسلط عصر روشنگری (استبداد، شرقشناسی، پدرسالاری) را ممکن میسازد. دادهها شامل نامههای منتخب در سه سطح توصیف (ویژگیهای زبانی و بلاغی)، تفسیر(رابطه متن با شرایط تولید و دریافت و شناخت چندصدایی و بینامتنی) و تبیین (کنش اجتماعی متن و آشکارسازی ایدئولوژی و روابط قدرت) تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد منتسکیو با طنز، تقابل واژگانی، قالب نامهنگاری، آشناییزدایی و چندصدایی، فضایی برای نقد غیرمستقیم و همزمان بازتولید گفتمانهای مسلط میآفریند. از سوی دیگر، اثر به کلیشههای شرقشناسانه گرفتار آمده که پارادوکسی در پروژه روشنگری برجسته میکند. نامههای زنان حرمسرا و خواجهسرایان در بازیابی عاملیت سوژههای خاموش و طرح مقاومت در برابر استبداد نقشی محوری دارند. همچنین پاسخ زرینکوب به پرسش هویت ایرانی، استمرار و پیچیدگی گفتگوی گفتمانی شرق و غرب را از طریق بازتعریف هویت نشان میدهد. در نهایت، «نامههای ایرانی» نه تنها بازتابی از شرایط تاریخی-اجتماعی عصر روشنگری، بلکه به عنوان پراکتیک گفتمانی چندلایه و پارادوکسیکال، نقشی فعال در بازتولید و نقد گفتمانهای مسلط دارد. این پژوهش نمونهای از ظرفیت تحلیل گفتمان انتقادی در فهم متون کلاسیک سیاسی-فرهنگیاست.
چکیده پژوهش حاضر به تحلیل انتقادی داده های گردآوری شده در کتاب جنسیت و امپراتوری می پردازد تا نشان دهد این اثر تا چه اندازه در واکاوی مباحث استعمارپژوهی موفق بوده است. بداعت موضوع از اتخاذ منظر جنسیت پژوهی آغاز می شود که در آن نقش های اجتماعی، کارکردها و نیز مناسبات جنسیتی، در سازوکار استعمار در بوته بحث و نظر قرار می گیرد. به لحاظ روشی، مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه اسنادی مجموعه مقالات اثر حاضر است. یافته ها نشان می دهد فصول کتاب وجهی تاریخی داشته و عمدتا بر مواجهه استعمارگران و بومیان در دوره استعمار اولیه متمرکز بوده، و به روایت خاورمیانه از استعمارگری بریتانیا و نیز تعامل استعمارگران با مسلمانان توجهی ندارد. نظامهای خویشاوندی را با مسامحه نادیده و به تبع آن از طیفی از موقعیتها موثر در فرودستسازی جنسیتی در جریان استعمار می گذرد. بااینهمه به معرفی استراتژیهای اعمال قدرت استعمارگران شامل طرد مستقیم و سازمان یافته و نیز تبعیض ساختارمند از یکسو و تلاش برای همسانسازی می پردازد. در عین حال به موضوعات مرتبط با جنسیت اعم از نژاد، خشونت، مهاجرت، کودکی، پزشکی، ماموریت مبلغان، سیطره و استیلای امپراتوری و در نهایت استعمارزدایی در قرن ۱۸ تا ۲۰ می پردازد. در مجموع خوانش انتقادی این متون، داده هایی در بروز و نمود هویتهای بومی در کشاکش موقعیت های روزمره قدرت و مقاومت دارد.
چکیده انقلاب اسلامی ایران، با وجود تبیینهای متنوع ساختاری، فرهنگی و اقتصادی، برای بسیاری از ناظران رویدادی ناگهانی و پیشبینیناپذیر بود. کتاب «ناگهان انقلاب» اثر «چارلز کورزمن» با طرح نظریه «ضدتبیین» و مفهوم «آوازه امکانپذیری» میکوشد این پارادوکس را از رهگذر تمرکز بر ادراکات ذهنی کنشگران و فروپاشی انتظارات تثبیتشده توضیح دهد. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که آیا نظریه ضدتبیین قادر است چارچوبی منسجم برای فهم انقلاب اسلامی ایران فراهم آورد؟ یافتهها نشان میدهد که اگرچه نظریه ضدتبیین با برجستهسازی عاملیت انسانی، عدم قطعیت تاریخی و نقش برآوردهای ذهنی از موفقیت جنبش، خلأ مهمی را در تبیینهای جبرگرایانه آشکار میسازد، اما در مقام یک چارچوب مستقل تبیینی با چالشهایی جدی روبهروست. فروکاست انقلاب به «باور به امکانپذیری»، ناتوانی در توضیح خاستگاه این باور در کنشگران اولیه، غفلت از ساختارهای کلان، سرمایه نمادین نهاد روحانیت و نقش روشنفکران و اتکای روششناختی بر مصاحبههای پسینی از مهمترین محدودیتهای این رویکرد است. در مجموع، ضدتبیین بیش از آنکه جایگزینی برای تبیینهای کلاسیک باشد، میتواند بهعنوان مکملی تحلیلی، افق فهم پویاییهای ذهنی و لحظات گسست در فرایندهای انقلابی را گسترش دهد. روش پژوهش کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که در آن از نقد درونی و بیرونی به طور همزمان استفاده شده است.
چکیده این جستار به مرور انتقادی کتاب چرا لیبرالیسم شکست خورد؟ اثر پاتریک دنین میپردازد و استدلال محوری آن را بازسازی میکند که میگوید بحرانهای کنونی لیبرالیسم نه حاصل انحراف از اصول اولیه، بلکه پیامد تحقق تاریخی و درونی خود این سنت فکری است. دنین لیبرالیسم را نه صرفاً یک رژیم سیاسی یا مجموعهای از سیاستها، بلکه فلسفهای جامع در باب انسان، آزادی، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و آموزش میداند. به باور او، تأکید لیبرالیسم مدرن بر فردگرایی رادیکال، خودبنیادی و رهایی مطلق از قیود سنتی و اجتماعی، به تضعیف نهادهای میانجی، فرسایش فرهنگ مشترک، گسترش نابرابری اجتماعی، سلطه تکنولوژی و بحران مشروعیت دموکراسی انجامیده است. مقاله علاوه بر تشریح نظاممند محورهای اصلی کتاب، از مفهوم «ضدفرهنگ» و نقد تکنوکراسی و آموزش لیبرال تا تحلیل نئولیبرالیسم و لیبرالدموکراسی، به ارزیابی انتقادی کاستیهای نظری و روششناختی آن، از جمله ابهام مفهومی در تعریف لیبرالیسم و غلبه خوانشهای تفسیری بر شواهد تجربی و مقایسهای میپردازد. در بخش پایانی، نسبت این نقد با جامعه ایران بررسی میشود و نشان داده میشود که هرچند لیبرالیسم بهمعنای کلاسیک در ایران استقرار نیافته، نقد درونی دنین میتواند بهعنوان چارچوبی تحلیلی برای فهم بحرانهای حکمرانی، تکنوکراسی، آموزش و اقتصاد سیاسی معاصر ایران واجد اهمیت نظری باشد.
چکیده نظریههای مدیریت معاصر مانند دیدگاههای کریس آرجریس، مبتنی بر پارادایمی مادیگرا و تقلیلگرا هستند که انسان را صرفاً به ابعاد روانشناختی و رفتاری محدود میکنند و از ساحت معنوی، اختیار اصیل و غایات متعالی او غافلاند. این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی و با روش استنطاقی، این انگارهها را در پرتو انسانشناسی قرآنی بازخوانی کرده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد انسانشناسی قرآنی بر پنج رکن اساسی تأکید دارد: مختار و مسئول بودن انسان، دو ساحتی (مادی و معنوی) بودن او، نگاه عبادتمحور به کار، تعیین عدالت و امانتداری به عنوان غایت سازمان، و رعایت کرامت ذاتی انسان به عنوان مرز اخلاقی. در مقابل، نظریههایی مانند آرجریس، با تقلیل ابعاد پیچیده انسان، کمرنگ کردن اختیار و مسئولیت، و تمرکز بر اهداف صرفاً مادی، فاقد پشتوانه اخلاقی جامع هستند. در نتیجه، عبور از پارادایمهای تقلیلگرای مدیریتی، مستلزم اتکا بر این انسانشناسی غنی قرآنی است تا سازمانهایی تحقق یابند که در آنها عدالت، حفظ کرامت انسانی، رشد همهجانبه و مسئولیتپذیری، به صورت متوازن با کارایی محقق گردد.
علیرضا صادقپور فیروزآباد، محمود واعظی، حسام قربانی
چکیده در عصر حاضر سازمانها از شالودههای اصلی اجتماع و مدیریتآنها، مهمترین عامل در حیات، رشد و بالندگی آنها است. مدیران برای اینکه بتوانند سازمانها را کارآمد مدیریت کنند از مجموعهای از رویکردهای مدیریتی استفاده میکنند. عوامل زیادی بر این رویکردها تأثیرگذار است، در جوامع اسلامی نیز از جمله این عوامل تأثیرگذار ارزشهای اسلامی هستند. به دنبال بررسی تأثیر ارزشهای اسلامی، گیلیان فارستر کتابی به نام "بررسی اثر ارزشهای اسلامی بر رویکردهای مدیریت" تدوین کرده است. بر همین اساس هدف این مقاله نیز نقد و تحلیلی عمیق بر این کتاب است. ازآنجاییکه این کتاب در ایران ترجمه نشده است، نقد این کتاب میتواند راهی بهسوی زدودن ابهام و روشنسازی حوزه تفکر نویسنده این کتاب باز نماید. بدین منظور با تکیه بر روش اسنادی در قدم اول کتاب ازنقطهنظر محتوایی و پس از آن از لحاظ ساختاری مورد بررسی قرار میگیرد. پس از بررسیهای انجام گرفته، نقاط قابلتوسعه کتاب، جهت هرچه غنیتر شدن آن و پیشرفت آن در چاپهای بعدی عنوان شده است.
چکیده پژوهش حاضر به واکاوی و سنجش انتقادی انگارههای شریعت سنگلجی در اثر محوری وی، توحید عبادت، اختصاص دارد. هدف این نوشتار، بررسی میزان سازگاری و انطباق دیدگاههای مؤلف با مبانی کلامی و مناسک استوار بر سنت امامیه، با تکیه بر ادلهی متقن دینی است. در فضای گفتمانی مطالعات کلامی، تنقیح و ارزیابی عمیق آموزهها جهت تبیین جایگاه معرفتی آنها، ضرورتی علمی محسوب میشود؛ بدین منظور، روششناسی این پژوهش بر نقد متنی و تحلیل استنادی با اتکا به منابع اصیل کلامی و تفسیری شیعه استوار گشته است. در این راستا، استدلالهای مؤلف پیرامون مقولات کلیدی نظیر شفاعت، توسل، استغاثه، غلو، نذر و تکریم شعائر، در ترازوی نقد علمی نهاده شده است. برآیند این پژوهش نشان میدهد که آرای سنگلجی در حوزههای یادشده، با اصول مسلم و آموزههای بنیادین برخاسته از قرآن کریم و سنت معتبر امامیه، که متکی بر معیارهای وثاقت حدیثی و قواعد رجالی است دارای تعارض است. این مطالعه با رجوع مستقیم به نصوص وحیانی و بهرهگیری از ابزارهای روشمند، ضمن سنجش اعتبار گزارههای مطرح در کتاب توحید عبادت، در پی ارتقای دقتنظر علمی در ساحات مباحث اعتقادی است
چکیده پژوهش حاضر به واکاوی و سنجش انتقادی انگارههای شریعت سنگلجی در اثر محوری وی، توحید عبادت، اختصاص دارد. هدف این نوشتار، بررسی میزان سازگاری و انطباق دیدگاههای مؤلف با مبانی کلامی و مناسک استوار بر سنت امامیه، با تکیه بر ادلهی متقن دینی است. در فضای گفتمانی مطالعات کلامی، تنقیح و ارزیابی عمیق آموزهها جهت تبیین جایگاه معرفتی آنها، ضرورتی علمی محسوب میشود؛ بدین منظور، روششناسی این پژوهش بر نقد متنی و تحلیل استنادی با اتکا به منابع اصیل کلامی و تفسیری شیعه استوار گشته است. در این راستا، استدلالهای مؤلف پیرامون مقولات کلیدی نظیر شفاعت، توسل، استغاثه، غلو، نذر و تکریم شعائر، در ترازوی نقد علمی نهاده شده است. برآیند این پژوهش نشان میدهد که آرای سنگلجی در حوزههای یادشده، با اصول مسلم و آموزههای بنیادین برخاسته از قرآن کریم و سنت معتبر امامیه، که متکی بر معیارهای وثاقت حدیثی و قواعد رجالی است دارای تعارض است. این مطالعه با رجوع مستقیم به نصوص وحیانی و بهرهگیری از ابزارهای روشمند، ضمن سنجش اعتبار گزارههای مطرح در کتاب توحید عبادت، در پی ارتقای دقتنظر علمی در ساحات مباحث اعتقادی است
چکیده دکارت نسبت بین متافیزیک و فیزیک را در مقدمۀ رسالۀاصول فلسفهدر پرتو استعارۀ درخت دانش مطرح کرده است. طرح این مسئله در مقدمۀ رسالهای که قرار است به نحو نظاممند این نسبت را صورت بندی کند، برآمده از نظام فکری دکارت و هماهنگ با انسجام ساختاری آن است؛ نظامی که در آن متافیزیک بنیاد فیزیک است، اما بدون آنکه فیزیک به نتایج قیاسی محض فروکاسته شود. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که این نسبت، در پرتو استعارۀ درخت دانش، چگونه باید فهمیده شود. بررسی دو رسالۀدربارۀ جهانواصول فلسفهنشان میدهد که برخلاف دو سطح نخست شکلگیری فیزیک که در حوزۀ متافیزیک محض، یعنی ایدههای عقلی و قضایای مبتنی بر آنها قرار دارند و استنتاج قیاسی در آنها با تکیه بر عقل محض و معیار وضوح و تمایز صورت میپذیرد، قوانین سهگانۀ طبیعت صرفاً از طریق استنتاج عقلانی محض از سطوح پیشین بهدست نمیآید و فرضیه و آزمایش نیز در شکلگیری آنها نقش تعیینکننده دارند. بنابراین «ریشهبودن» متافیزیک نه به معنای استنتاج مستقیم قوانین، بلکه به معنای استواری آنها بر بنیادی ژرفتر است؛ بنیادی که سه نقش هستیشناختی، معرفتشناختی و روششناختی را در قبال فیزیک بر عهده میگیرد
چکیده کتاب سبک ادبی ازدیدگاه زبانشناسی بنابر مدعای نویسندۀ آن میکوشد تا الگویی برای تحلیل سبکی متون ادبی براساس دانش زبانشناسی، بهویژه دستور زایشی، بهدست دهد. مقالۀ حاضر بهتفصیل به نقد و بررسی این ادعا پرداخته و پس از معرفی اجمالی نویسنده و کتاب، از جوانب مختلف صوری و محتوایی سبک ادبی ازدیدگاه زبانشناسی را نقد و ارزیابی کرده است. براساس یافتههای نویسندۀ این سطور، کتاب موردبحث نهتنها روش و دیدگاهی تازه ارائه نداده است، بلکه بهشیوۀ درسنامههای پیشین سبکشناسی بیشتر به استخراج شواهد ادبیِ منتزع از بافت بسنده کرده است. این کتاب برخلاف ادعای نویسندۀ آن بهدلیل بهرهنبردن از رویکردهای جدید سبکشناسی، کهنگی منابع، تکرار کاستیهای درسنامههای پیشین، آگاهی سطحی از ادبیات، تلقی صناعتبنیاد از گونۀ ادبی و خطاهای فراوان در بهکارگیری مصطلحات ادبی به توفیقی دست نیافت و هیچ کمکی به پیشبرد پژوهشهای سبکشناسی ادبی و مطالعات ادبیات فارسی نکرده است.
چکیده اهمیت این نقد بهلحاظ جایگاه حقوق اساسی، قانون اساسی، و حکومت جمهوری اسلامی است و ضرورت نقد نیز انگیزة شکلگیری کتاب موردنقد بهمنزلة منبع آموزشی برای درس «حقوق اساسی» دورة کارشناسی رشتة حقوق و دروس مرتبط با حقوق اساسی در دورههای تحصیلات تکمیلی گرایش حقوق عمومی است. هدف این نقد شناسایی نقاط قوت و ضعف کتاب بهمنزلة «کتاب دانشگاهی» و اصلاح موارد پیشنهادی و رفع کاستیهای آن است. روش نقد استنادیـ تحلیلی براساس روششناسی حقوقی و منطق حقوقی حاکم بر دانش حقوقی است که در چهارچوب کلی نقدِ روشی، نقد شکلی، نقد محتوایی، و ارزیابی کمیت و کیفیت منابع، ارجاعات، و استنادات انجام گرفته است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که این کتاب هرچند ازلحاظ موضوع و تبیین اصول و مستندات مناسب است، بهلحاظ روششناسی و میزان هماهنگی محتوا با اهداف و نیازهای آموزشی و انطباق اثر با اهداف حاکم بر قانون اساسی و انسجام و ارتباط منطقی بین اجزا، به تجدیدنظر اساسی نیاز دارد. همچنین، این کتاب بهعلت پردازشنکردن متعادل مطالب گرفتار تناقضهای نظری و محتوایی است.
چکیده چکیده در نظام آموزشی ما علوم انسانی، با وجود فرهنگ غنی اسلامی ـ ایرانی، کاستیهای فراوانی دارد. علوم تربیتی که شاخهای از علوم انسانی است، به دنبال پرورش انسانهای مؤثر و کارآمدی است که استعدادهای آنها شکوفا شده است. در تعلیم و تربیت اسلامی تربیت انسان کامل با بهرهگیری از معارف دینی امکانپذیر است. موفقیت نظامهای آموزشی، مستلزم توجه به آموزههای وحیانی است. از سوی دیگر یافتههای بشری در علوم تربیتی نیز نباید مغفول واقع شود. در این رابطه به سه رویکرد تعلیم و تربیت اسلامی به منزلة نظام توصیفی، استنباطی و استنباطی ـ تأسیسی اشاره شده است تا نسبت علوم تربیتی با معارف وحیانی تبیین شود. در این مقاله موضوع علوم انسانی، انسان و ماهیت او که موضوع اصلی علوم انسانی است، نسبت بین علوم تربیتی و تعلیم و تربیت اسلامی و عناصر مهم آن بررسی میشود.
چکیده آموزش هر زبانی مشکلهای خاص خود را دارد؛ آموزش زبان انگلیسی نیز از این موضوع مستثنی نیست. یکی از اصلیترین مشکلهای آموزش زبان انگلیسی، کیفیت کتابهای درسی است. از آنجا که کتاب زبان انگلیسی پایة هفتم مقطع متوسطه نخستین تجربة رسمی تحصیلی دانشآموزان با زبان انگلیسی است، تهیه و تدوین این کتاب اهمیت مضاعفی دارد و طبعاً مستلزم دقت و تلاش بسیار زیاد مؤلفان خواهد بود. از این رو، گفتنی است که ارزشیابی و تحلیل محتوای کتاب زبان انگلیسی پایة هفتم مقطع متوسطه اقدامی مهم در راستای شناخت نقاط ضعف و قوت این کتاب است. هدف اصلی این تحقیق، نقد و ارزشیابی کیفی این کتاب بر اساس شاخصهای علمی و تعیین نقاط قوت و ضعف آن، بهویژه دربارة روششناسی آموزش زبان خارجی است. بدین منظور، از 18 معلم زبان انگلیسی پایة هفتم و 25 دانشآموز این پایه مصاحبة نیمهساختاریافته انجام شد. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای مطالب ذکرشده همچنین بررسی و تحلیل محتوای کتاب، مهمترین نقاط قوت و ضعف این کتاب در بخشهای مختلف بررسی شد.
چکیده چکیده پیرامون ادبیات معاصر ایران، اعم از نظم و نثر، در این سه دهة اخیر بعد از انقلاب اسلامی ایران، کتابهای متعدد و متنوعی نوشته و منتشر شده است. هریک از این آثار، از جهاتی درخور توجه و بررسیاند و نیز دارای ویژگیهای خاص خود هستند که در جای خود استفاده میشوند. از بین این آثار گوناگون، ادبیات معاصر ایران (نثر) از محمدرضا روزبه، تاحدودی با سایر آثار منتشرشدة دیگری که در این دوره به بازار نشر کتاب عرضه شدهاند متفاوت است. هرچند این کتاب نیز از جهاتی از ایراد و اشکال خالی نیست، اما به علت انتخاب درست نمونهها و شواهد گوناگون از نثر فارسی در دورة معاصر و همچنین، نقد و تحلیل نسبتاً قابل قبول تعدادی از این نمونهها و حجم تاحدودی کم آن و نیز با توجه به در نظر گرفتن این نکته که کتاب بهمثابة درسنامه و متن آموزشی برای دورة تحصیلی کارشناسی رشتة زبان و ادبیات فارسی تألیف شده است، میتوان گفت که در مقایسه با کتابهای مشابه محاسن، مزایا، و امتیازهایی دارد و به این جهت، بایسته است به آن بهمنزلة متن آموزشی برگزیده توجه شود و از آن برای تدریس واحد درسی مورد نظر، یعنی ادبیات معاصر ایران (نثر)، استفاده شود. در این نوشته، کوشش شده است به لحاظ ابعاد شکلی و ظاهری و نیز از جهت محتوایی، به جنبههای قوت و ضعف این اثر پرداخته شود و این موارد به مخاطبان این کتاب، که بیشتر دانشجویان زبان و ادبیات فارسیاند، ارائه شود.
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامۀ درسی پنهان در رفتار هنرجویان تربیت بدنی و دانشآموزان دبیرستانهای شهر تهران انجام شده است و روش پژوهش توصیفی ــتحلیلی است. جامعۀ آماری در این پژوهش دانشآموزان و هنرجویان متوسطۀ شهر تهران است و حجم نمونۀ آن که به روش کوکران و بهصورت خوشهای چندمرحلهای تصادفی انتخاب شده است دویست نفر از هنرجویان هنرستانها و 188 نفر از دانشآموزان دبیرستانها از هر دو جنس است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامۀ محققساخته استفاده شد و برای تعیین میزان تأثیر برنامۀ درسی پنهان در مقولههای موردپژوهش از پرسشنامه استفاده شده است، که روایی صوری پرسشنامه توسط اساتید و متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ که برای پرسشنامۀ برنامۀ درسی پنهان 0.95=a بهدست آمد. نتایج تحقیق نشان داد که میزان اثر برنامۀ درسی پنهان در ابعاد موردمطالعه (قوانین، مناسبات اجتماعی، فضای فیزیکی، منابع انسانی، وسایل ورزشی و آموزشی، متغیرهای فرهنگی، و آسیبهای جسمانی) در رفتار هنرجویان و دانشآموزان بهطور معنیدار درحد زیاد است. همچنین، بین همبستگی برنامۀ درسی پنهان در ابعاد موردمطالعه و رفتار ازلحاظ جنسیت تفاوت وجود دارد.
چکیده چکیده مبادی العربیةاثر استاد رشید شرتونی در دو بخش صرف و نحو و در چهار جلد از سطوح مقدماتی تا پیشرفته به بیان قواعد زبان عربی میپردازد. شرح و ترجمههای متعددی که تا کنون بر این اثر نوشته شده گویای جامعیت و اهمیت آن در یادگیری قواعد زبان عربی است. ترجمه و شرح مبادی العربیة 4، بخش نحو، اثر سیدعلی حسینی از جملة همین آثار است. وجود پارهای اشتباهات علمی و نگارشی در این اثر، ما را بر آن داشت تا در مقالة حاضر با بررسی و دستهبندی موردی اشتباهات موجود در آن، زمینة ارائة متنی ویراسته با حداقل اشکال را فراهم آوریم و با این رویکرد نقاط قوت و احیاناً ضعف این اثر را نشان دهیم. مباحث ابتدا به صورت کلی در سه دسته اشتباهات: الف) علمی، ب) حروفچینی ـ ویرایشی، و پ) نگارشی مطرح و سپس هر دسته به تفکیک بررسی میشود. اشتباهات مربوط به نقش نحوی و اعراب ظاهری واژگان در حوزة اشتباهات علمی قرار میگیرند. مواردی که در آنها شکل نوشتاری کلمات و عبارات به اشتباه بیان شده یا واژه و عبارتی از متن اصلی یا شرح و ترجمة آن جاافتاده است و یا متن و شاهد مثالها با یکدیگر مطابقت ندارند در مبحث اشتباهات حروفچینی و ویرایش اثر قرار دارد. در اشتباهات نگارشی به مواردی مانند: ضعف ترجمه، حشو در متن یا شرح آن، و ارجاع نادرست ضمایر یا حذف نابجای آنها اشاره میشود. بسامد اشتباهات نوشتاری و جاافتادگی واژه و عبارت در این اثر ضرورت توجه به اصول ویرایشی و نگارشی را آشکارتر میسازد.